حوزه علميه، نظام اسلامي و حضور روحانيت در عرصه سياست

سال ششم، شماره دوم، پياپي 12، پاييز و زمستان 1393

نعمت الله كرم الهي / استاديار گروه علوم اجتماعي دانشگاه باقرالعلوم سلام الله عليها n.karamollahi@gmail.com

دريافت: 7/5/1393 ـ پذيرش: 24/10/1393

چكيده

رابطة حوزة علميه و نظام اسلامي و نيز ورود روحانيت به سياست از موضوعات مهمي است كه ديدگاه هاي گوناگوني را برانگيخته است. هدف اين مقاله ارائة تصويري واقع نگر از ارزيابي طلاب حوزة علميه قم درخصوص اين دو موضوع مهم است. اين تحقيق با روش پيمايشي و ابزار پرسش نامه در بين نمونة آماري 650 نفري از طلاب (خواهر و برادر) سطح دو و بالاتر اجرا شده است. بر اساس يافته هاي تحقيق، بيش از 96 درصد پاسخ گويان قايل به پيوند وثيق سرنوشت نظام اسلامي و حوزه هاي علميه اند و بيش از 80 درصد نسبت نظام اسلامي و روحانيت را نسبت حمايت و نصيحت ارزيابي كرده اند. 1/97 درصد پاسخ گويان با ضرورت حضور روحانيت در متن تحولات اجتماعي و سياسي جامعه موافق و كاملاً موافق بوده اند. 2/93 درصد بي تفاوتي روحانيت در قبال مسائل سياسي جامعه را موجب آسيب رسيدن به دين و تنها 6/18 درصد ورود حوزه علميه در مسائل سياسي را موجب دين گريزي مردم دانسته اند. همچنين بررسي رابطة متغيرهاي زمينه اي با متغيرهاي مزبور نشان مي دهد طلاب به رغم تفاوت در ويژگي هاي زمينه اي، همه در نحوة ارزيابي از رابطة حوزه هاي علميه با نظام اسلامي ديدگاه يكساني ابراز كرده اند.

كليدواژه ها: حوزه، نظام، اسلام، روحانيت، دين، سياست.

 


مقدمه

حوزة علمية تشيع به عنوان يك نهاد اجتماعي برآمده از متن فرهنگ ديني جامعة اسلامي، در طول حيات ديرپا و پرثمر خود، در تعامل پويا و اثربخش با اقشار گوناگون مردم، همواره افزون بر پاسخ گويي به نيازها و مسائل ديني، گره گشاي مشكلات و مسائل اجتماعي، فرهنگي و حتي سياسي و اقتصادي آنان نيز بوده است. در نتيجة اين تعامل پويا و پشتيباني همراه با اعتماد مردم، نهاد روحانيت و به ويژه علما و بزرگان دين، همواره نقش مهم و تأثيرگذاري در حدوث و پيش برد تحولات سياسي و اجتماعي جامعة اسلامي ايفا كرده اند. اين نقش، در دوران معاصر و در جريان وقوع رخ دادهايي همچون جنبش مشروطيت، نهضت تنباكو، مقابله با دخالت بيگانگان و مانند آن برجسته تر شده و با پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري روحانيان مبارز و به ويژه برقراري حكومت ديني با محوريت ولايت فقيه، تبلور و اهميت فزاينده اي يافته است. متناسب با جايگاه رفيع روحانيت و نقش تعيين كنندة آن در تحولات اجتماعي و سياسي جامعة كنوني (به ويژه پس از پيروزي انقلاب اسلامي و برقراري حكومت ديني)، به رغم ابراز برخي ترديدها در باب كارآمدي و توانمندي روحانيت و حتي دين در ادارة حكومت و تدبير زندگي اجتماعي، انتظارات از روحانيت به نحو چشم گيري افزايش يافته است، به گونه اي كه رهبران انقلاب در مناسبت هاي گوناگون، دربارة سازوكار تعامل حوزة علميه و نظام اسلامي، وظايف نظام اسلامي در قبال حوزة علميه، سازوكار حفظ استقلال حوزة علميه، و مانند آن سخنان صريح و روشنگرانه اي بيان كرده اند. روشن است كه برقراري مناسبات مطلوب ميان حوزة علميه و نظام اسلامي، بيش و پيش از همه، در گرو تلقي روشن بدنة حوزه هاي علميه از رابطة حوزه و نظام اسلامي و نيز ارزيابي همدلانة آنان از ضرورت حضور روحانيت در عرصة سياست است. در اين ميان، نحوة نگرش طلاب به روابط حوزة علميه و نظام اسلامي و نيز نوع رويكرد آنان نسبت به ورود روحانيت به ساحت سياست، از اهميت ويژه اي برخوردار است. اينكه ارزيابي طلاب به عنوان بدنة اصلي حوزه، از رابطة نظام اسلامي و حوزة علميه چيست؟ آنان چه سازوكاري براي تعامل نظام اسلامي و حوزة علميه قايلند؟ ايشان چه رويكردي در قبال ورود حوزة علميه و روحانيان به عرصه سياست دارند؟ و تأثير بي تفاوتي يا احساس مسئوليت روحانيت در باب مسائل سياسي را در دين داري يا دين گريزي مردم چگونه ارزيابي مي كنند؟ سؤالات مهمي هستند كه پاسخ گويي علمي و روشمند به آنها، مي تواند ضمن ترسيم تصويري روشن از واقعيات موجود مسئولان را در سياست گذاري و برنامه ريزي واقع نگرانه در اين باره نيز ياري رساند.

با وجود اهميت سؤالات مزبور و ضرورت پاسخ دهي روشمند به آنها، بررسي پژوهش هاي موجود نشانگر فقدان تحقيقاتي است كه با روش ميداني و مطالعة نظرات واقعي طلاب، درصدد پاسخ گويي به اين سؤالات برآمده باشند. با وجود اين، برخي پژوهش ها و منابع وجود دارند كه به ابعادي از موضوع اين مقاله پرداخته اند كه از جمله مي توان به اين نمونه ها اشاره كرد: كتاب رابطه روحانيت و نظام اسلامي از منظر امام و رهبري، كتاب روحانيت و حوزه هاي علميه از ديدگاه امام خميني، كتاب حوزه و روحانيت در آيينة رهنمودهاي مقام معظم رهبري، مقالة تعامل روحانيت و دولت اسلامي، مقالة نگاهي به روش شناسي امام در باب ورود روحاني به عرصة سياست. اين پژوهش ها جملگي از سنخ پژوهش هاي اسنادي بوده و يافته هاي هيچ يك مبتني بر داده هاي ميداني حاصل از روش پيمايش نيست. پژوهش حاضر ضمن بهره گيري مقتضي از محتواي منابع مزبور، كوشيده است تا با گردآوري داده هاي مورد نياز از طريق روش پيمايش و تحليل آماري داده ها، تصويري روشن از نگرش طلاب حوزة علمية قم دربارة ورود روحانيت به امور سياسي و نيز رابطة حوزة علميه با نظام اسلامي ترسيم كند. روشن است كه با توجه به مطالعة چگونگي ارزيابي طلاب حوزة علمية قم از موضوعات مزبور، يافته هاي اين مقاله مي تواند مسئولان امر را نسبت به نوع قضاوت بدنة حوزه در ارتباط با آنها آگاه سازد.

به اختصار، اين مقاله درصدد پاسخ گويي به سؤالات ذيل است:

1. ارزيابي طلاب حوزة علمية قم از رابطة نظام اسلامي و حوزة علميه چيست؟

2. ارزيابي طلاب حوزة علمية قم از ورود روحانيت و حوزة علميه به عرصه سياست چيست؟

چارچوب مفهومي

مكتب اسلام مبتني بر سه اصل مبدأ، معاد و رهبري الهي براي همة ابعاد مادي و معنوي بشر به مقتضاي جامعيت، و در هر عصري به مقتضاي خاتميت و جاودانگي آن، برنامه و دستورالعمل دارد. در اين ميان، رهبري الهي به عنوان موهبتي الهي و پيونددهندة دو اصل ديگر، هيچ گاه از انسان دريغ نشده است. روحانيت به عنوان جريان تداوم بخش رهبري الهي و نظام اسلامي، به عنوان يكي از لوازم حيات اجتماعي، دو نهاد اسلامي ديرپا و متلائم هستند (معصومي، 1392).

در باب سازوكار تعامل نهاد روحانيت و دولت اسلامي، رهيافت هاي گوناگوني وجود دارد كه مي توان برحسب نوع تلقي از مفهوم روحانيت و دولت اسلامي، رابطة بين دين و جامعه، اسلام و حكومت، اسلام و روحانيت، و روحانيت و جامعه را به چهار رويكرد كلان تقسيم كرد:

رويكرد نخست روحانيت را تابع دولت اسلامي و در خدمت آن دانسته و بر آن است كه به سبب اسلامي بودن دولت، به حكم وظيفة ديني، همه، از جمله روحانيت و حوزه هاي علميه بايد از دولت اسلامي اطاعت كنند.

رويكرد دوم با حاكم دانستن روحانيت بر دولت اسلامي، دولت را مجراي اجراي حدود الهي و روحانيت را عامل اجراي آن مي داند. بنابراين، دولت اسلامي آنگاه محقق مي شود كه روحانيت به عنوان رهبر ديني در رأس آن باشد.

رويكرد سوم با جداانگاشتن دين و سياست، عرصة حضور و مأموريت روحانيت و دولت را متفاوت و متمايز مي داند.

سرانجام رويكرد چهارم به رغم پذيرش پيوند دين و سياست، قايل به دولت اسلامي منهاي روحانيت است (معصومي، 1390). روشن است كه هر يك از رويكردهاي مزبور ارزيابي متفاوتي از رابطة حوزة علميه و نظام اسلامي و ورود روحانيت به عرصة سياست دارند.

با عنايت به تنوع رويكردهاي موجود و عدم امكان تلفيق آنها و نيز ضرورت اتخاذ رويكرد واحد و منسجم در بررسي علمي، در تدوين چارچوب مفهومي اين تحقيق، رهيافت امام خميني ره و آيت الله خامنه اي مبنا قرار گرفته است. بنابراين، تحقيق حاضر با ابتنا بر رهيافت امام و رهبري در باب رابطة حوزة علميه و نظام اسلامي و ورود روحانيت به سياست، بر آن است تا با بهره گيري از روش پيمايش، ضمن شناسايي روشمند نحوة ارزيابي طلاب حوزة علمية قم نسبت به اين دو مقوله مهم، ميزان تلائم نگرش آنان با انديشة امام خميني ره و آيت الله خامنه اي در اين خصوص را نيز بررسي نمايد.

آيت الله خامنه اي در پيام ها و سخنراني هاي گوناگون، به ويژه در ديدار با حوزويان، فهرستي از مهم ترين موضوعات مرتبط با حوزه هاي علميه را به تفصيل بيان كرده است. از زمرة مهم ترين اين موضوعات، مي توان به مناسبات حوزة علميه و نظام اسلامي و ورود روحانيت به سياست اشاره كرد. در ادامه، با استناد به متن سخنراني ايشان در ديدار با طلاب و استادان حوزة علميه در تاريخ 29 مهر 1389، ديدگاه رهبري واكاوي و بخشي از چارچوب مفهومي مناسب براي طراحي سؤالات پرسش نامه ارائه شده است.

آيت الله خامنه اي در تبيين سازوكار تعامل حوزة علميه و نظام اسلامي، معتقدند: نسبت روحانيت و حوزه هاى علميه با نظام اسلامى، نسبت حمايت و نصيحت است. حمايت در كنار نصيحت، دفاع در كنار اصلاح (حسيني خامنه اي، سخنراني مورخ 29 مهر 1389).

ايشان با بيان اين نكته كه طرح بحث استقلال حوزه نبايد زمينه را براي بروز مغالطة ضرورت فاصله گيري حوزه از نظام اسلامي و عدم حمايت از آن ايجاد كند، مي فرمايند:

در اينجا هم مراقب باشيد يك مغالطة ديگرى به وجود نيايد؛ استقلال حوزه ها به معناى عدم حمايت نظام از حوزه و حوزه از نظام تلقى نشود ... بعضى ها مي خواهند به عنوان استقلال و به نام استقلال، رابطة حوزه را با نظام قطع كنند.

ايشان با مقابل قرار دادن وابستگي و استقلال، اظهار مي دارند: وابستگى غير از حمايت است، غير از همكارى است. نظام به حوزه مديون است؛ بايد به حوزه ها كمك كند (همان).

آيت الله خامنه اي با جداسازي هزينه هاي معيشت طلاب از ساير هزينه هاي مراكز حوزوي، ضمن تأكيد بر ضرورت استقلال معيشت طلاب از حكومت اظهار مي دارند:

معيشت طلاب به صورت سنت، معمول و بسيار پرمعنا و پررمز و راز، بايد به وسيلة مردم اداره شود. مردم بيايند وجوهات شرعى شان را بدهند ... اما مسائل حوزه ها فقط مسئلة معيشت نيست. در حوزه ها، هزينه هايى وجود دارد كه جز با كمك بيت المال مسلمين و كمك دولت ها امكان ندارد آن هزينه ها تحقق پيدا كند. دولت ها موظفند اين هزينه ها را بدهند؛ دخالتى هم نبايد بكنند (همان).

افزون بر موضوع رابطة نظام اسلامي و حوزة علميه، موضوع ورود روحانيت به سياست نيز همواره محل توجه محافل درون و برون حوزوي بوده و هر كدام به فراخور و تناسب ديدگاه و منافع خويش، به رد يا تأييد آن پرداخته اند. هم در ميان حوزويان و هم غيرحوزويان، افراد و جرياناتي هستند كه با ورود روحاني به عرصة سياست مخالفت مي كنند. به رغم وجود نظرات موافق و مخالف، به نظر مي رسد امروزه فضاي غالب در ميان طلاب و روحانيان فضاي ورود به عالم سياست و تعامل با آن است (فلاح، 1388).

امام خميني ره به رغم مخالفت اوليه با حضور روحانيت در مناصب اجرايي، به صراحت،
اظهار داشتند:

من از اول ... در مصاحبه هايي كه كردم، ... اين كلمه را گفته ام كه روحانيون شغلشان يك شغل بالاتر از اين مسائل اجرايي است و چنانچه اسلام پيروز بشود، روحانيون مي روند سراغ شغل هاي خودشان. لكن وقتي كه ما آمديم و وارد در معركه شديم، ديديم كه اگر روحانيون را بگوييم همه برويد سراغ مسجدتان، اين كشور به حلقوم آمريكا يا شوروي مي رود (موسوي خميني، 1379، ج 16، ص 349-350).

بنابراين، امام راحل در مواضع بعدي، ضمن تأكيد بر پيوند دين و سياست، به صراحت، با تكليف دانستن حضور روحانيت در عرصه هاي گوناگون سياسي، آنها را با اين سخنان، به ورود در اين عرصه فرامي خواندند:

روحانيون و علما و طلاب بايد كارهاي قضايي و اجرايي را براي خود يك امر مقدس و يك ارزش الهي بدانند و براي خود شخصيت و امتياز قايل شوند كه در حوزه ننشسته اند، بلكه براي اجراي حكم خدا، راحتي حوزه را رها كرده و مشغول به كارهاي حكومت اسلامي شده اند. ... ما اگر امروز به نظام خدمت نكنيم و استقبال بي سابقة مردم از روحانيت را ناديده بگيريم، هرگز فرصت و شرايط بهتر از اين نخواهيم داشت (همان، ج 1، ص 292).

در تحقيق حاضر، با مبنا قرار دادن ديدگاه آيت الله خامنه اي در باب مناسبات حوزة علميه و نظام اسلامي و نيز ديدگاه امام خميني ره در خصوص حضور روحانيت در عرصة سياست، گويه هاي پرسش نامه طراحي، و ارزيابي طلاب از گويه هاي مذكور بررسي شده است.

 روش تحقيق

اين تحقيق با استفاده از روش پيمايشي اجرا شده است. جمعيت آماري شامل طلاب (خواهر و برادر) سطح دو و بالاتر حوزه هاي علميه قم است. حجم نمونة آماري 650 نفر است كه با عنايت به پراكندگي جمعيت آماري در مراكز گوناگون حوزوي (فيضيه، جامعة الزهرا، و مدارس علميه و حتي شهرك ها)، براي انتخاب نمونة آماري، از روش نمونه گيري تركيبي (طبقه اي ـ ميداني) استفاده شده است. اطلاعات مورد نياز تحقيق با استفاده از پرسش نامة محقق ساخته گردآوري شده است. براي سنجش اعتبار پرسش نامه، از روش اعتبار محتوا استفاده شده است؛ به اين معنا كه هم در طراحي و هم ارزيابي و اصلاح پرسش نامه از محققان و كارشناسان متعدد استفاده شده است. براي سنجش پايايي سؤالات نيز از فن آلفاي كرونباخ استفاده شد. در مجموع، نتايج به دست آمده از محاسبة آلفا (75 درصد) نشانگر همسازي دروني نسبتاً بالاي گويه ها با يكديگر است. در پايان نيز داده هاي به دست آمده از پرسش نامه با استفاده از نرم افرار Spss پردازش و تحليل شد.

يافته هاي تحقيق

الف. سيماي آماري پاسخ گويان

براساس يافته هاي تحقيق، جنسيت 9/69 درصد پاسخ گويان مرد و 1/30 درصد نيز زن بوده است. از حيث وضعيت تأهل، بيشتر پاسخ گويان (6/75 درصد) متأهل و 4/24 درصد نيز مجرد بوده اند. در خصوص سطح تحصيلات حوزوي، قريب 60 درصد پاسخ گويان در سطح دو، 29 درصد در سطح سه و 7/7 درصد در سطح چهار حوزه اشتغال به تحصيل داشته اند، 4/5 درصد نيز سطح تحصيلات حوزوي خود را اعلام نكرده اند. اطلاعات مربوط به سطح تحصيلات غيرحوزوي پاسخ گويان نيز نشان مي دهد بيش از 80 درصد داراي تحصيلات در حد ديپلم و پايين تر هستند. نسبت طلاب داراي تحصيلات كارشناسي ارشد و دكتري نيز قريب 6 درصد است. وضعيت تملك محل سكونت نيز نشانگر آن است كه بيشترين نسبت پاسخ گويان (40 درصد) در منازل اجاره اي، 26 درصد در منازل ملكي، 6/18 درصد در حجره ها و 6/13 درصد نيز در منازل سازماني حوزوي (مانند شهرك مهديه و دارالعلم) ساكن هستند. ميانگين سن طلاب جامعة نمونه 29 سال است. ميانة سال ورود به حوزه سال 1379 است؛ به اين معنا كه 50 درصد طلاب جامعة آماري پيش از سال 1379 و 50 درصد نيز بعد از آن وارد حوزه علميه شده اند. البته در صورت تفكيك سال ورود به حوزه در بين برادران و خواهران، شاخص ميانه از سال 1379 به سال هاي 1377 براي برادران و 1384 براي خواهران تغيير مي يابد.

ب. ارزيابي طلاب از رابطة حوزة علميه با نظام اسلامي

با توجه به سنجش جداگانة نحوة ارزيابي پاسخ گويان از رابطة حوزة علميه با نظام اسلامي و نيز حضور روحانيت در عرصة سياست، در ادامه، ابتدا نتايج حاصل از تحليل نحوة رويكرد طلاب به رابطة نظام اسلامي و حوزة علميه در جدول شماره (1) ذكر مي شود. سپس با بررسي نظرات پاسخ گويان به تفكيك متغيرهاي زمينه اي، تلاش مي شود به اين سؤال پاسخ داده شود كه آيا ديدگاه طلاب در باب رابطة حوزة علميه با نظام اسلامي، متأثر از ويژگي هاي زمينه اي آنهاست يا خير؟

يافته هاي ستون پاياني جدول شماره (1) نشان مي دهد كه بيش از 96 درصد طلاب جامعة نمونه بر اين عقيده اند كه سرنوشت نظام اسلامي و حوزة علميه به هم گره خورده و بيش از 80 درصد، نسبت نظام اسلامي و روحانيت را نسبت حمايت و نصيحت ارزيابي كرده اند. البته به رغم اعتقاد راسخ پاسخ گويان به ضرورت حضور روحانيت در عرصه هاي سياسي و اجتماعي ـ تفصيل آن در مبحث بعد خواهد آمد ـ بيش از 94 درصد آنان حكومت جمهوري اسلامي را نه حكومت افراد روحاني، بلكه حكومت ارزش هاي ديني ارزيابي كرده اند. به بيان ديگر، آنان صِرف روحاني بودن را ايجادگر حق و صلاحيت براي احراز مناصب حكومتي ندانسته اند.

نكتة قابل توجه اينكه طلاب در كنار اعتقاد به درهم تنديگي؟؟ سرنوشت نظام اسلامي و حوزه هاي علميه، بر ضرورت استقلال حوزه نيز تأكيد كرده اند. در اين زمينه، تنها 1/31 درصد در پاسخ به اين گويه كه نظام سياسي مي تواند در صورت لزوم، در امور حوزة علميه دخالت كند گزينه هاي كاملاً موافق (7/11 درصد) و موافق (4/19 درصد) را انتخاب كرده اند، و همچنين 73 درصد بر اين اصل اساسي در استقلال مالي حوزه از حكومت صحه گذارده اند كه معيشت طلاب بايد به وسيلة مردم و از طريق پرداخت وجوهات شرعي تأمين شود. البته در اين ميان، نسبت بالايي از پاسخ گويان (4/87 درصد) با اعطاي كمك مالي از سوي نظام سياسي به حوزه هاي علميه در امور زيربنايي و عمراني موافق بوده اند.

تفصيل يافته هاي مربوط به ارزيابي طلاب حوزة علميه قم از رابطة حوزة علميه با نظام اسلامي در جدول ذيل آمده است:

جدول (1): توزيع نظرات طلاب در خصوص رابطة حوزة علميه با نظام اسلامي

گويه ها

كاملاً موافق

موافق

مخالف

كاملاً مخالف

بي جواب

كل

مجموع موافق و كاملاً موافق

سرنوشت نظام اسلامي و حوزة علميه به هم گره خورده است

1/76

2/20

9/2

5/0

3/0

100

3/96

حكومت جمهوري اسلامي، حكومت ارزش هاي ديني است؛ نه حكومت افراد روحاني

6/76

6/17

9/2

4/1

5/1

100

2/94

نظام سياسي بايد در امور زيربنايي و عمراني به حوزة علميه كمك مالي بكند

9/56

5/30

4/7

1/3

2/2

100

4/87

نسبت روحانيت با نظام اسلامي نسبت حمايت و نصيحت است

8/45

4/34

2/14

6/2

1/3

100

2/80

معيشت طلاب به صورت سنت معمول بايد به وسيلة مردم و از طريق پرداخت وجوهات شرعي تأمين شود

8/41

3/31

5/16

6/8

8/1

100

1/73

نظام سياسي مي تواند در صورت لزوم در امور حوزة علميه دخالت كند

7/11

4/19

1/31

1/34

7/3

100

1/31

 

پس از توصيف نحوة ارزيابي طلاب از رابطة حوزه هاي علميه با نظام اسلامي، طرح اين سؤال اهميت دارد كه آيا تفاوت ويژگي هاي زمينه اي پاسخ گويان بر نحوة ارزيابي آنها از مناسبات نظام اسلامي و حوزة علميه تأثيرگذار است يا خير؟ به بيان ديگر، آيا اين نتايج تحت تأثير جنسيت، سن، وضعيت تأهل، و پاية تحصيلي پاسخ گويان تغيير مي كند، يا به رغم تفاوت طلاب در ويژگي هاي مزبور، تفاوت معناداري ميان چگونگي ارزيابي آنان از رابطة حوزة علميه با نظام اسلام وجود ندارد؟ براي پاسخ به سؤالات مزبور، داده هاي تحقيق متناسب با سطح سنجش، با استفاده از آزمون هاي آماري آناليز واريانس و رگرسيون چندگانه مجدداً تحليل شد. نتايج به دست آمده به شرح ذيل است:

1. نتايج آزمون آماري T استودنت نشانگر فقدان رابطة معنادار آماري ميان متغيرهاي وضعيت تأهل و جنسيت با متغير رابطة حوزة علميه با نظام اسلامي است. بر اساس نتايج مزبور، طلاب مجرد و متأهل و نيز طلاب دختر و پسر تلقي نسبتاً يكساني از رابطة حوزة علميه با نظام اسلامي دارند. به ديگر سخن، با اطمينان مي توان گفت: يافته هاي جدول شماره (1) برايند ديدگاه همة طلاب بوده و وضعيت تأهل و نيز جنسيت آنان تأثيري در نحوة نگاه آنها به رابطة حوزه هاي علميه و نظام اسلامي ندارد.

جدول (2): ستاده هاي آزمون T براي متغير نحوة ارزيابي رابطة حوزه هاي علميه با نظام اسلامي
و متغيرهاي وضعيت تأهل و جنسيت

متغيرهاي زمينه اي

مقدار آزمون T

سطح معناداري

وضعيت تأهل

137/1-

26/0

جنسيت

229/0-

82/0

 

2. نتايج آناليز واريانس (آزمون F) نشان دهنده نبود رابطة معنادار آماري ميان متغيرهاي وضعيت تملك محل سكونت و سطح تحصيلات حوزوي و غيرحوزوي طلاب، با نحوة ارزيابي آنان از رابطة حوزه هاي علميه با نظام اسلامي است. بنابراين، پاسخ گويان به رغم تفاوت در نحوة تملك واحد مسكوني (اجاره اي، ملكي، حجره، سازماني حوزوي) و نيز تفاوت در سطوح تحصيلات حوزوي (سطح دوم، سوم و چهارم) و غيرحوزوي (تحصيلات عمومي، كارداني و كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتري)، همه در چگونگي ارزيابي رابطة حوزه هاي علميه با
نظام اسلامي وحدت نظر دارند.

جدول (3): ستاده هاي آزمون F براي متغير نحوة ارزيابي رابطة حوزه هاي علميه با نظام اسلامي
و متغيرهاي وضعيت تحصيلي و نوع تملك محل سكونت

متغيرهاي زمينه اي

مقدار آزمون F

سطح معناداري

نحوة تملك واحد مسكوني

712/0

54/0

تحصيلات حوزوي

159/2

09/0

تحصيلات غيرحوزوي

165/0

92/0

 

3. بر اساس نتايج به دست آمده از رگرسيون چندگانه، متغيرهاي سال ورود به حوزه با ضريب رگرسيوني 081/0 و سن پاسخ گويان با ضريب رگرسيوني 115/0 رابطة معنادار و مستقيمي با نحوة ارزيابي طلاب از رابطه حوزه هاي علميه با نظام اسلامي دارند. در تحليل يافته هاي مزبور مي توان گفت: ارزيابي پاسخ گويان از رابطة حوزه هاي علميه با نظام اسلامي در صورت افزايش سن پاسخ گويان و افزايش مدت زمان حضور آنان در حوزه علميه، مثبت تر مي شود. با افزايش هر يك سال حضور طلاب در حوزة علميه و نيز افزايش هر يك سال به سن طلاب ـ به ترتيب ـ قريب 10 و 12 درصد بر ارزيابي مثبت آنان نسبت به رابطة حوزه هاي علميه با نظام اسلامي افزوده مي شود.

جدول (4): تحليل رگرسيون چندگانه براي متغيرهاي سال ورود به حوزه و سن پاسخ گويان
با متغير نحوة ارزيابي از رابطة حوزه هاي علميه با نظام اسلامي

متغيرهاي زمينه اي

ضرايب رگرسيوني

سطح معناداري

ضريب همبستگي

ضريب تعيين

ورود به حوزه

081/0

045/0

122/0

015/0

سن

115/0

005/0

 

ج. ارزيابي طلاب از حضور روحانيت و حوزه علميه در عرصه سياست

پس از ارائة تصويري از چگونگي ارزيابي پاسخ گويان از رابطة نظام اسلامي و حوزة علميه، در ادامه، ابتدا نحوة ارزيابي آنان از ورود روحانيت و حوزة علميه به عرصة سياست بيان مي شود. سپس پاسخ هاي كلي به دست آمده از ديدگاه طلاب جامعة نمونه، به تفكيك متغيرهاي زمينه اي آنان بازتحليل مي شود تا تأثير يا عدم تأثير اين متغيرها در نحوة ارزيابي پاسخ گويان از ورود روحانيت به عرصة سياست مشخص شود. در اينجا نيز اين سؤال مطرح مي شود كه آيا جنسيت، سن، مقطع تحصيلي، سال ورود به حوزة علميه و مانند آن بر چگونگي نگاه طلاب به موضوع ضرورت اهتمام روحانيت و حوزة علميه به عرصة سياست و عدم بي تفاوتي در قبال آن، تأثيرگذار است يا خير؟

يافته هاي ستون پاياني جدول (5) نشان مي دهد كه بيش از 97 درصد پاسخ گويان با ضرورت حضور روحانيت در متن تحولات اجتماعي و سياسي جامعه موافق و كاملاً موافق بوده اند. در مقابل، 2/93 درصد آنان بي تفاوتي روحانيت و حوزة علميه در قبال مسائل سياسي جامعه را موجب آسيب رسيدن به دين دانسته اند. تنها 6/18 درصد با اين عبارت كه ورود حوزة علميه در مسائل سياسي موجب دين گريزي مردم مي شود، موافقت خود را اعلام كرده اند. نكتة قابل توجه ديگر اينكه قريب 88 درصد پاسخ گويان وجود اختلاف و نزاع سياسي و جناحي در بين روحانيت را موجب بدبيني مردم به روحانيت مي دانند و بنابراين، بر لزوم پرهيز از آن تأكيد مي كنند. اين يافته ها نشانگر باور محكم طلاب سطوح گوناگون حوزه به پيوند دين و سياست و رسالت سياسي و اجتماعي روحانيت در قبال جامعه است.

تفصيل يافته هاي مربوط به ارزيابي طلاب حوزة علمية قم از ورود روحانيت و حوزة علميه قم به عرصه سياست و يا ضرورت اتخاذ موضع بي تفاوت در باب مسائل سياسي،
در جدول شماره (5) آمده است:

جدول (5): توزيع نظرات طلاب در خصوص حضور روحانيت در عرصة سياست

گويه ها

كاملاً موافق

موافق

مخالف

كاملاً مخالف

بي جواب

كل

مجموع موافق و كاملاً موافق

حضور روحانيت در متن تحولات اجتماعي و سياسي جامعه ضرورت دارد

5/71

6/25

4/1

5/0

1/1

100

1/97

بي تفاوتي حوزة علميه در قبال مسائل سياسي جامعه باعث آسيب رسيدن به دين مي شود

1/70

1/23

7/3

5/1

5/1

100

2/93

وجود اختلاف و نزاع سياسي و جناحي در بين روحانيت باعث بدبيني مردم به روحانيت مي شود

5/61

2/26

6/8

6/2

1/1

100

7/87

ورود حوزه هاي علميه در مسائل سياسي باعث دين گريزي مردم مي شود

7/9

9/8

8/36

6/43

9/0

100

6/18

 

پس از توصيف نحوة ارزيابي طلاب از نسبت نظام اسلامي و حوزه هاي علميه، اين سؤال مطرح مي شود كه آيا تفاوت ويژگي هاي زمينه اي پاسخ گويان بر نحوة ارزيابي آنها از ورود روحانيت به عرصة سياست تأثيرگذار است يا خير؟ به بيان ديگر، آيا اين نتايج تحت تأثير جنسيت، سن، وضعيت تأهل، و پاية تحصيلي پاسخ گويان تغيير مي كند، يا به رغم تفاوت طلاب در ويژگي هاي مزبور، تفاوت معناداري ميان چگونگي ارزيابي آنان از ضرورت اهتمام حوزة علميه و روحانيت به مقوله سياست وجود ندارد؟ براي پاسخ به سؤالات مزبور، داده هاي تحقيق متناسب با سطح سنجش، با استفاده از آزمون هاي آماري آناليز واريانس و رگرسيون چندگانه مجدداً تحليل شد. نتايج به دست آمده به شرح ذيل است:

1. نتايج آزمون آماري T استودنت نشانگر فقدان رابطة معنادار آماري ميان متغيرهاي وضعيت تأهل و جنسيت با متغير ورود حوزة علميه و روحانيت به عرصة سياست است. بر اساس نتايج مزبور، طلاب مجرد و متأهل و نيز طلاب دختر و پسر ديدگاه يكساني در خصوص اصل حضور روحانيت و حوزة علميه در عرصة سياست و نيز آثار حضور يا عدم حضور روحانيت در اين عرصه دارند. بنابراين، با اطمينان مي توان گفت: يافته هاي جدول شماره (5) برايند ديدگاه تمام طلاب بوده و وضعيت تأهل و نيز جنسيت آنان تأثيري در نوع نگاه آنها به ورود حوزه هاي علميه و روحانيت به عرصة سياست ندارد.

جدول (6): ستاده هاي آزمون T براي متغير نحوة ارزيابي ورود روحانيت به عرصة سياست و متغيرهاي وضعيت تأهل و جنسيت

متغيرهاي زمينه اي

مقدار آزمون T

سطح معناداري

وضعيت تأهل

17/1-

243/0

جنسيت

453/0-

650/0

 

2. نتايج آناليز واريانس (آزمون F) نشان دهندة نبود رابطة معنادار آماري ميان متغيرهاي سطح تحصيلات حوزوي و غيرحوزوي و نيز وضعيت تملك محل سكونت طلاب با ارزيابي آنان از حضور روحانيت در عرصة سياست است. بنابراين، تفاوت سطوح تحصيلي پاسخ گويان (حوزوي و غيرحوزوي) و نيز تفاوت در نحوة تملك واحد مسكوني از سوي آنان، هيچ تأثيري بر نحوة ارزيابي آنها از ضرورت حضور حوزه هاي علميه و روحانيت در عرصة سياست ندارد و طلاب فارغ از تفاوت هاي تحصيلي، همگي ديدگاه مشتركي در قبال لزوم اهتمام حوزه و روحانيت به امر سياست دارند.

جدول (7): ستاده هاي آزمون F براي متغير نحوة ارزيابي از ورود روحانيت به عرصة سياست
و متغيرهاي وضعيت تحصيلي و نوع تملك محل سكونت

متغيرهاي زمينه اي

مقدار آزمون F

سطح معناداري

نحوة تملك واحد مسكوني

557/0

644/0

تحصيلات حوزوي

168/1

321/0

تحصيلات غيرحوزوي

116/0

951/0

 

3. بر اساس نتايج به دست آمده از رگرسيون چندگانه، متغير سال ورود به حوزه فاقد رابطة معنادار با متغير ورود روحانيت به عرصة سياست است. اما متغير سن با ضريب رگرسيوني 134/0 و سطح معناداري 001/0، رابطة معنادار و مستقيمي با نحوة ارزيابي طلاب از حضور روحانيت در عرصة سياست دارد. در تحليل يافته هاي مزبور مي توان گفت: ارزيابي پاسخ گويان از ورود روحانيت و حوزه هاي علميه به سياست با افزايش سن پاسخ گويان مثبت تر مي شود. بر اساس يافته جدول شماره (8) با افزايش هر يك سال به سن طلاب، قريب 13 درصد بر ارزيابي مثبت آنان در خصوص ضرورت اهتمام حوزه هاي علميه و روحانيت به حضور فعال در عرصة سياست و عدم بي تفاوتي در اين خصوص افزوده مي شود:

جدول (8): تحليل رگرسيون چندگانه براي متغيرهاي سال ورود به حوزه و سن پاسخ گويان با متغير نحوة ارزيابي ورود روحانيت به عرصة سياست

متغيرهاي زمينه اي

ضرايب رگرسيوني

سطح معناداري

ضريب همبستگي

ضريب تعيين

ورود به حوزه

024/0

548/0

130/0

017/0

سن

134/0

001/0

 

نتيجه گيري

مقالة حاضر با ابتنا بر داده هاي ميداني به دست آمده از روش پيمايش، كوشيد تصويري واقع نگر از نحوة نگرش طلاب سطوح گوناگون حوزة علميه، به دو مقولة مهم رابطة حوزه هاي علميه با نظام اسلامي و ورود روحانيت و حوزة علميه در عرصه سياست را ترسيم كند. نتايج اين تحقيق نشانگر ارزيابي مثبت طلاب از رابطة حوزه هاي علميه با نظام اسلامي و نيز تأكيد آنان بر ضرورت ورود روحانيت و حوزه هاي علميه به عرصة سياست است.

نكتة درخور اهتمام اينكه بررسي يافته هاي تحقيق به تفكيك متغيرهاي زمينه اي، نشانگر وجود اجماع نسبتاً بالا در ميان حوزويان است؛ به اين معنا كه طلاب سطوح دوم، سوم و چهارم حوزه به رغم تفاوت در ويژگي هاي زمينه اي (جنسيت، وضعيت تأهل، سطح تحصيلات حوزوي و دانشگاهي و نوع تملك محل سكونت) همگي در نحوة ارزيابي از رابطة حوزه هاي علميه با نظام اسلامي ديدگاه يكساني ابراز كرده اند. در اين ميان، دو متغير سن طلاب و سال ورود به حوزة علميه تأثير مستقيم و معناداري بر نگاه پاسخ گويان به چگونگي مناسبات نظام اسلامي و حوزة علميه داشته است. در باب نحوة ارزيابي پاسخ گويان از ضرورت اهتمام يا بي تفاوتي روحانيت در قبال امور سياسي نيز همگرايي بالايي ميان نظرات آنان وجود دارد و تفاوت در متغيرهاي زمينه اي تأثير خاصي بر ديدگاه آنان در اين خصوص ندارد. البته تنها استثنا در اين زمينه، تأثير متغير سن است. با افزايش سن (و به تبع آن، افزايش دانش و تجربه) طلاب جامعة آماري، ارزيابي آنان از ضرورت حضور روحانيت و حوزة علمية در عرصة سياست مثبت تر مي شود. بنابراين، با توجه به استخراج گويه هاي اين تحقيق از سخنان امام راحل و مقام معظم رهبري، در پايان با اطمينان مي توان گفت: طلاب حوزة عليمه قم با اتخاذ موضع همدلانه در قبال رابطة نظام اسلامي و حوزه هاي علميه و نيز ضرورت حضور روحانيت و حوزه هاي علميه در عرصة سياست، به گونه اي مهر تأييد بر مواضع امام راحل و رهبري نظام در اين خصوص نهاده و آمادگي خود را براي همراهي در اين مسير اعلام داشته اند.


منابع

دفتر مقام معظم رهبري، 1375، حوزه و روحانيت در آيينه رهنمودهاي مقام معظم رهبري، تهران، سازمان تبليغات اسلامي.

فلاح، محمدرضا، 1388، نگاهي به روش شناسي امام در باب ورود روحاني به عرصة سياست،
پگاه حوزه، ش61.

مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني ره، 1374، روحانيت و حوزه هاي علميه از ديدگاه امام خميني ره،
آثار موضوعي، تهران، تبيان.

مجتبي زاده، علي، 1391، رابطة روحانيت و نظام اسلامي از منظر امام و رهبري، قم، مركز مطالعات و پاسخ گويي به شبهات.

معصومي، علي، 1390، تعامل روحانيت و دولت اسلامي، معرفت سياسي، ش1، ص35ـ 64.

ـــــ ، 1392، درآمدي بر مناسبات روحانيت و دولت اسلامي با تأكيد بر ديدگاه امام خميني، قم، المصطفي.

موسوي خميني، سيدروح الله، 1379، صحيفه امام، تهران، مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني ره.