«مردم سالاري ديني» مقوله اي بسيط يا مركب؟

سال هفتم، شماره اول، پياپي 13، بهار و تابستان 1394

* سيدسجاد ايزدهي / استاديار پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي                       sajjadizady@yahoo.com

صديقه صديق تقي زاده / دانشجوي دكتري كلام اماميه، دانشگاه قرآن و حديث

دريافت: 23/01/1394 ـ پذيرش: 03/06/1394

چكيده

تحليل نوع ارتباط ميان اجزاء مركب واژه «مردم سالاري ديني»، مي تواند آثار بسياري بر ماهيت نظام سياسي و كيفيت ادارة آن داشته باشد. اگر تركيب ميان دو جزء اين مركب واژه، از قبيل تركيب وصفي باشد، مردم سالاري ديني، داراي هويتي اصيل بوده و نه تنها حيثيت مردم سالاري نظام سياسي با حيثيت ديني آن، در تنافي نخواهد بود، بلكه معرّف هويتي متمايز از نظام سياسي است كه مردم سالاري موجود در آن، مبتني بر متن دين بوده و عاريت گرفته از نظام غرب نيست. بر اساس اين قرائت، سنخ تدبير مردم در نظام سياسي، گونه اي خاص از مردم سالاري است كه ضمن بومي بودن، و استناد به نصّ، از مزاياي نظام هاي دموكراتيك و تئوكراتيك برخوردار بوده و از مضرّات آنان نيز مبرّاست. در اين نظام سياسي، مشروعيت الهي و مقبوليت مردمي، دو روي يك سكه بوده و در كنار هم، براي تحقّق نظام سياسي مردم سالار ضروري مي باشند. در حالي كه قول به تركيب اضافي براي اين مركب واژه،  مستلزم پذيرش خاستگاه مردم سالاري در غرب، و جاي گزاري محتواي ديني براي اين شكل از حكومت در نظام اسلامي است.

كليدواژه ها: مردم سالاري، نظام سياسي، مردم سالاري ديني، تركيب وصفي، تركيب اضافي، مشروعيت، مقبوليت.