تحليل اصالت صلح يا جنگ در سياست خارجي دولت اسلامي

سال هفتم، شماره دوم، پياپي 14، پاييز و زمستان 1394

قاسم شبان نيا / استاديار مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني ره                          shaban1351@yahoo.com

دريافت: 18/6/1394 ـ پذيرش: 1/11/1394

 

چكيده

در خصوص سياست خارجي دولت اسلامي، هريک از نظرياتي که اصالت را به صلح يا جنگ داده اند دچار ابهام ها و اشکال هاي جدي هستند. بدين روي، نوشتار حاضر كوشيده است تا با بهره گيري از منابع معتبر اسلامي، به ويژه آيات و روايات و نيز مدد گرفتن از کلام فقها و مفسران، پس از بررسي اجمالي ديدگاه هاي مذکور، اثبات کند که هيچ يک از اين اصول نمي تواند راهگشاي دولت اسلامي براي تدوين سياست خارجي و تعيين محدوده ها و ضوابط حاکم بر سياست خارجي باشد. و چون اصالت جنگ يا صلح، اصالتي ذاتي و اولي نبوده و تابع قواعد و احکام ديگر است، ناگزير بايد اصل مبنايي حاکم بر جنگ و صلح را يافت. اين نوشتار درصدد اثبات اين ادعاست که اصل تحقق عبوديت خداوند مي تواند مبنايي براي تعيين چارچوب ها و ضوابط دقيق سياست خارجي دولت اسلامي، از جمله تعيين ضوابط و محدوده هاي احکام و قواعد مربوط به جنگ و صلح باشد.

کليدواژه ها: اصل، سياست خارجي، دولت اسلامي، صلح، جنگ، عبوديت خداوند