بررسي تطبيقي نظريه مشروعيت در انديشه سياسي علامه حلي و ابن تيميه

سال هفتم، شماره دوم، پياپي 14، پاييز و زمستان 1394

مهدي تراب پور / دکتري مدرسي معارف (مباني نظري اسلام)                                Mtorabpor@yahoo.com

دريافت: 29/11/1393 ـ پذيرش: 6/4/1394

 

چكيده

اين مقاله به بررسي تطبيقي نظريه مشروعيت، در انديشه سياسي علّامه حلّي و ابن تيميه پرداخته، تا با برجسته سازي نقاط ضعف و قوّت ديدگاه آنان ، براساس عقل، کتاب و سنّت، به نظريه معقولي از دين اسلام در باب مشروعيت سياسي، رهنمون گردد. ازاين رو، با روشي توصيفي- انتقادي در بيان اشتراکات و افتراقات دو ديدگاه، اين نتيجه به دست آمده که ابن تيميه، به  دليل خلط در مفهوم امامت، نتوانسته است در نظريه پردازي موفّق عمل كند. ديدگاه وي از اشکالاتي نظير تناقض گويي، دخيل دانستن مردم در امر مشروعيت سازي، ارائه معيارهاي غير واقع نما، سکولاريزه کردن جامعه، مشروعيت بخشي به حکومت هاي فاسد و خودکامه برخوردار است. درمقابل، علامه حلّي به دليل استفاده صحيح از عقل و نقل، توانسته است به صورت منطقي، ديدگاه  خود را در باب مشروعيت سياسي، مبتني بر جهان بيني صحيح اسلامي قرار داده، آن را ناشي از اراده تشريعي خداوند متعال بداند که فقط از طريق نصب الهي محقّق مي گردد.

کليدواژه ها: مشروعيت، امامت، خلافت، بيعت، حلّي، ابن تيميه.