ماهيت بشر و نظرية سياسي

سال هشتم، شماره اول، پياپي 15، بهار و تابستان 1395

محمد شجاعيان / استاديار گروه علوم سياسي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه   shojaiyan@rihu.ac.ir

دريافت: 27/10/1394 ـ پذيرش: 13/04/1395

چكيده

ارتباط ماهيت بشر و نظرية سياسي، يكي از مهم‌ترين مباحث در مطالعة تحليلي هر نظرية سياسي است. انديشمندان سياسي معمولاً مشروعيت ديدگاه خويش دربارة سياست و حكومت را بر تبيين و برداشت خاصي از ماهيت انسان‌ها بنا مي‌نهند. ايدة اصلي پژوهش حاضر آن است كه ماهيت بشر را صرفاً نمي‌توان و نبايد يك موضوع با اهميت در سياست و نظرية سياسي دانست؛ آن‌گونه كه عدالت، برابري يا آزادي اين‌گونه هستند؛ بلكه ماهيت بشر در واقع، فضايي است كه در درون آن فضا، نظرية سياسي و تلقّي و برداشت از سياست، شكل مي‌گيرد. اگر به موضوع ماهيت بشر توجه اساسي صورت گيرد آنگاه تكليف بسياري از امور در نظرية سياسي معلوم خواهد شد؛ چنان‌كه برخي ناهماهنگيها و ابهامات در نظريات سياسي را مي‌توان نتيجة ابهام و عدم انسجام در برداشت نظريه‌پرداز سياسي از ماهيت بشر دانست. بنيادين بودن ماهيت بشر براي عقايد سياسي و به‌ويژه نظرية سياسي عبارت است از اينكه ماهيت بشر در واقع، چارچوبي را شكل مي‌دهد كه نظرية سياسي در درون آن صورت‌بندي مي‌شود. برداشت ما از ماهيت بشر مشخص مي‌كند كه غايت و هدف نظرية سياسي واجد چه نوع محتوا و مضموني بايد باشد.

كليدواژه‌ها: ماهيت بشر، نظرية سياسي، دولت، ارسطو.