تطبيق سياست آرماني امير مؤمنان عليه السلام بر ضوابط فقهي

سال هشتم، شماره دوم، پياپي 16، پاييز و زمستان 1395

نجف لك زايي / استاد دانشگاه باقرالعلوم عليه السلام                                                 lakzaee@bou.ac.ir

* حسن صادقيان / كارشناس  ارشد علوم سياسي دانشگاه باقرالعلوم عليه السلام                hasan_sad59@yahoo.com

دريافت: 06/02/1395 ـ پذيرش: 28/07/1395

چكيده

ازآنجاكه جمهوري اسلامي ايران مبتني بر ارزش هاي اسلامي است، قوانين حكومتي بايد بر اساس ضوابط شرعي و بر مبناي سيره معصومان عليهم السلام تدوين شوند. يكي از منابع اصلي براي الگوبرداري، سيره حكومتي امير مؤمنان عليه السلام مي باشد، مطالعه سيره حكومتي ايشان، نشان مي دهد كه حضرت به هيچ وجه حاضر به ناديده گرفتن ايده آل ها، احكام و قوانين شريعت نبوده اند، حتي اگر منجر به تضعيف قدرت و حكومت شود. اما تتبع در ابواب فقهي مثل «باب تزاحم» يا «احكام ثانويه»، نشان مي دهد كه طبق ضوابط شناخته شدة فقهي، گاهي براي حفظ حكومت، ترك يك حكم شرعي، مجاز، قلمداد مي شود. با توجه به اين نكته، رفتار آرماني امير مؤمنان عليه السلام، با ضوابط فقهي چگونه قابل توجيه است. هدف اين مقاله، اين است كه با بررسي تك تك اين نمونه ها نشان دهد كه رفتارهاي حضرت تعارضي با ضوابط فقهي نداشته و بر همان اساس، قابل تحليل مي باشد.

كليدواژه ها: فقه سياسي، آرمان گرايي، سيره علوي، احكام ثانويه، تزاحم.