بررسي مناسبات حكمت سياسي اسلامي مشاء با «دموكراسي غربي» و «مردم‌سالاري ديني»

سال نهم، شماره اول، پياپي 17، بهار و تابستان 1396، 39ـ56
 
 
مهدي اميدي نقلبري / دانشيار مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني omidimah@gmail.com
دريافت: 16/10/1395 ـ پذيرش: 20/02/1396

چكيده

فلسفة سياسي اسلامي، که عمدتاً محصول سه مکتب فکري حکمت مشاء، اشراق و متعاليه است، از ظرفيت مناسبي براي پاسخگويي به پرسش‌ها و مسائل نوين فلسفي سياسي برخوردار است. با اين حال، پاسخ‌هاي قابل استنتاج از اين مکاتب، به فراخور مفاهيم، مباني، مسائل، اهداف و روش‌هاي به کار گرفته شده متفاوت خواهد بود. اين مقاله، به بررسي ظرفيت حکمت اسلامي مشاء براي پاسخگويي به مقوله مردم‌سالاري با استفاده از روش تحليل مفهومي و تحليل محتوا مي‌پردازد. عدم تنافي حکمت سياسي مشاء با مردم‌سالاري ديني و اثبات وجود قرائني مبني بر پيوند و ارتباط با آن و فقدان ارتباط با مقوله دموکراسي غربي، از نتايج اين تحقيق است.
کليدواژه‌ها: حکمت، فلسفه، فلسفه سياسي، فلسفه مشاء، دموکراسي غربي، مردم سالاري اسلامي.