وحدت‌گرايي و كثرت‌گرايي در فلسفة سياسي متعاليه

قيمت مقاله الكترونيكي: 
1500تومان

سال نهم، شماره دوم، پياپي 18، پاييز و زمستان 1396

مهدي قرباني / دكتري علوم سياسي موسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني ره      mqorbani60@yahoo.com

دريافت: 15/01/1396 ـ پذيرش: 20/05/1396

چكيده

وحدت و کثرت، يکي از مسائل مهم در تاريخ فلسفه سياسي است که گرايش فيلسوف سياسي به هريک از آنها، مي‌تواند در همه ابعاد فلسفه سياسي ايشان تأثيرگذار باشد. در طول تاريخ، فيلسوفان سياسي ديدگاه‌هاي مختلفي را در مواجهه با اين دو مسئله بيان نموده‌اند. جايگاه صدرالمتألهين در تاريخ فلسفه اسلامي، ما را بر آن داشت تا اين مسئله را در فلسفه سياسي متعاليه بررسي نماييم. فيلسوفان سياسي، در مواجهه با وحدت و کثرت گاهي رويکرد افراطي در پيش گرفته‌اند. گاهي نيز در مسير اعتدال حرکت‌ کرده‌اند که از آن، به وحدت‌گرايي و کثرت‌گرايي معتدل تعبير مي‌شود. در رويکردهاي افراطي، طرفداران وحدت به نفي کثرت و طرفداران کثرت به نفي وحدت مي‌پردازند. در صورتي که رويکرد اعتدالي بر آن است تا تعادلي ميان وحدت و کثرت، در ساحت سياست برقرار نمايد. صدرالمتألهين، با رويکرد اعتدالي با وحدت و کثرت مواجه شده و بر ضرورت هر دوي آنها در زندگي سياسي تأکيد کرده است. رويکرد وي مبتني بر مباني ايشان در حوزه هستي، انسان و غايت است که توجه هم‌زمان به وحدت و کثرت را ضروري مي‌كند. وقتي مؤلفه‌هاي مرتبط با وحدت‌گرايي و کثرت‌گرايي در فلسفه سياسي متعاليه مورد بررسي قرار مي‌گيرد، رويکرد اعتدالي در مواجهه با آنها کاملاً مشهود است؛ به‌گونه‌اي‌که وي تلاش مي‌کند ميان مؤلفه‌هاي مربوط به وحدت‌گرايي و کثرت گرايي افراطي اعتدال برقرار نمايد.

کليدواژه‌ها: وحدت‌گرايي، کثرت‌گرايي، وحدت‌گرايي و کثرت‌گرايي معتدل، فلسفه سياسي متعاليه.