تحليل انتقادي انديشة سياسي غرب مدرن در منظومة معرفتي اقبال لاهوري

سال دوازدهم، شماره اول، پياپي23، بهار و تابستان 1399

حسنعلي سلمانيان / دانشيار گروه معارف، دانشگاه گرگان     salmanian2@gmail.com
دريافت: 19/11/1398 ـ پذيرش: 06/03/1399
چکيده
غرب در سده‌هاي اخير انديشه‌هاي نويني را در عالم سياست پديد آورده است. سکولاريسم، دموکراسي، ناسيوناليسم، سوسياليسم، فاشيسم و ليبراليسم از جملة اين انديشه‌هاست. تحقيق پيش‌رو کوشيده است اين انديشه‌ها را از نگاه اقبال لاهوري ـ يکي از تحصيل‌کردگان در غرب و آشنا با فرهنگ مغرب‌زمين ـ مورد تحليلِ انتقادي قرار دهد. با توجه به اينکه پيشرفت و چيرگي غرب بر ديگر ملت‌ها سبب ارزشمندي تمدن جديد و به‌ويژه قداست تفکر سياسي مدرن در اذهان بسياري شده است، اين بررسي مي‌تواند گامي مهم در فهم انديشة سياسي غرب به‌عنوان رقيب انديشة اسلامي و نيز نقد بت‌شدگي و غرب‌پرستي به‌شمار آيد. اين پژوهش که به‌صورت توصيفي ـ تحليلي و با ابزار کتابخانه‌اي صورت‌بندي شده است، مشخص نمود که اقبال، اگرچه به برخي از اين باورهاي سياسي روي خوش نشان داده و بعضي از محاسن آن را پسنديده و از آن سود برده است و حتي در پاره‌اي از زمان‌ها نسبت‌به برخي از آن‌ها متعصب بوده، اما با کليت آنها مخالف است و آنها را مانع و دشمن سعادت و حيات سياسي بشر مي‌داند.
کليدواژه‌ها: اقبال لاهوري، سکولاريسم، دموکراسي، ناسيوناليسم، فاشيسم، ليبراليسم، سوسياليسم.