مفهوم‌شناسي «استبداد» و «استبداد ديني» در رسالة تنبيه‌الامه و بررسي نسبت آن با حكمراني فقيهان

سال دوازدهم، شماره دوم، پياپي 24، پاييز و زمستان 1399

عليرضا جوادزاده / استاديار گروه تاريخ انديشه معاصر، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ره    Javadi4@qabas.net
دريافت: 13/02/1399 ـ پذيرش: 31/06/1399
چکيده
ميرزاي نائيني در رسالة مهم تنبيه الامه واژه‌هاي «استبداد» و «استبداد ديني» را در موارد متعدد استعمال کرده است. برخي مفسران تنبيه‌ الامه، به‌گونه‌اي، مفهوم اين دو واژه را از منظر نائيني بر حاکميت سياسي فقيهان تطبيق داده‌‌اند. نوشتار حاضر، با رويکرد تاريخي و روش تحليل محتوا، به بررسي انتقادي اين تفسير و نسبت مي‌پردازد.
نتايج پژوهش بيانگر آن است كه مفهوم عام و اصلي واژة «استبداد»، استقلال و انحصار است. ازآنجاکه استقلال و انحصار در نسبت با چيزي درنظر گرفته مي‌شود، معناي خاص استبداد، متعدد و شناور بوده است. مقصود نائيني از اين واژه، عمدتاً، «ظلم به فرودست»، و مفهوم مورد نظر وي از «استبداد ديني»، «اقتدار عالمان ديني فاسد و دنياطلب» است. بر اين اساس، حکمراني فقيهانِ جامع‌الشرايط که عدالت از شروط لازم و اصلي آنان است، فاصلة زيادي با اين دو مفهوم دارد. از سوي ديگر، قيد «اطلاق» در اصطلاح «ولايت مطلقة فقيه»، ‌ناظر به گسترده بودن اختيارات فقيهِ حاکم در چهارچوب شريعت جهت تأمين مصالح مردم، و نيز تقدم حکم اهم بر مهم هنگام تزاحم است. در نتيجه، اين اصطلاح، با مفهومي که نائيني از دو اصطلاحِ «استبداد»‌ و «استبداد ديني» اراده کرده، تفاوت بنيادين دارد.
کليد‌واژه‌ها: استبداد، استبداد ديني، حکمراني فقيهان، ولايت مطلقة فقيه، رساله تنبيه الامه، ميرزاي نائيني.
 


 

سال انتشار: 
1399
شماره مجله: 
24
شماره صفحه: 
41