بحران روش‌شناختي در كلام سياسي با تأكيد بر ديدگاه آيت‌الله خامنه‌اي

سال سيزدهم، شماره اول، پياپي 25، بهار و تابستان 1400، ص59-74

محسن مهاجرنيا / استاديار گروه سياست، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي
* سيدصمد موسوي / دانشجوي دكتري قرآن و سياست، جامعة المصطفي العالميه    sabasmh@gmail.com
دريافت: 1400/3/31 - پذيرش: 1400/7/4

چکيده
علم کلام و به‌تبع آن کلام سياسي به دلايل مختلف با آسيب‌هاي زيادي مواجه گرديده است و در فرايند معرفتي خويش، گرفتار توسعه‌نايافتگي و حاشيه‌نشيني در کنار فقه است. قرن‌هاست که متکلمان بر سر يافته‌هاي پژوهشي گذشتگان نشسته‌اند. تحقيق «بحران روش‌شناختي کلام سياسي» بر اساس نظرية روش‌شناختي «اسپريگنز» با ريشه‌يابي دلايل اين بحران، به عواملي همانند بي‌ثباتي موضوعي، تنوع در غايات، تعدد مسائل و تکثر در روش، بينارشته‌اي بودن و فشار روش‌هاي جديد اشاره دارد که همه سبب ايجاد اين آشفتگي شده‌اند. فرضية تحقيق آن است که مهم‌ترين مانع و مشکل اساسي اين دانش، گرفتاري در بحران و آشفتگي روشي است و رفع اين بحران از طريق بازسازي يک دستگاه مستقل «روش‌شناختي» براي آن ميسر است. پيشينة دانش كلام سياسي بيانگر آن است که اين دانش در دو سطح «تبيين و توضيح» و «دفاع و پاسخگويي به شبهات» با عوامل و شرايط فوق سازگار شده و به تکثر روشي تن داده است؛ اما در بخش «توليد علم» و «نوآوري و نظريه‌پردازي» با نوعي انسداد و بن‌بست مواجه است. راهکار برون‌رفت از اين ايستايي بر اساس ايدة آيت‌الله خامنه‌اي، پذيرش مرجعيت «روش اجتهاد» است.
كليدواژه‌ها: علم کلام، کلام سياسي، روش، روش‌شناسي.
 

 

 

سال انتشار: 
1400
شماره مجله: 
25
شماره صفحه: 
59