خاستگاه و براهين عدالت در ديدگاه رالز و علامه طباطبائي

سال سيزدهم، شماره اول، پياپي 25، بهار و تابستان 1400، ص93-110

محمدعلي محسن‌زاده / دانشجوي دكتري شيعه‌شناسي، دانشگاه اديان و مذاهب
* احمد واعظي / استاد گروه فلسفه، دانشگاه باقرالعلوم (ع)    Ahmadvaezi@Hotmail.com
مصطفي جعفرطياري / استاديار گروه شيعه‌شناسي، دانشگاه اديان و مذاهب
دريافت: 139/3/31 -  پذيرش: 1399/9/5

چکيده
از انديشمندان و فيلسوفان معاصر، جان رالرز در ميان غربيان و علامه طباطبائي در ميان مسلمانان مهم‌ترين نظرية عدالت سال‌هاي اخير را وضع و تبيين کرده‌اند. جان رالز در نظرية عدالت خود، موسوم به «عدالت به‌مثابة انصاف» ـ که مبتني بر اصول مکتب ليبراليسم و رويکرد قراردادگرايي صورت‌بندي شده است ـ از «وضع نخستين» آغاز مي‌کند و دو اصل عدالت خود، يعني «آزادي» و «تمايز» را به‌نحوي وضع مي‌کند که هر فردي از افراد جامعه، داراي حقي مساوي نسبت‌به گسترده‌ترين مجموعة کامل از آزادي‌هاي اساسي باشد و درعين‌حال نابرابري و تفاوت انسان‌ها در برخورداري آنان از خيرات يادشده را در موقعيت‌هاي خاص موجه مي‌سازد و در اين مسير از شش برهان مختلف، از جمله «قرارداد اجتماعي»، «عقلانيت» و «اجماع هم‌پوشاني»، براي نظرية خود بهره مي‌جويد.
علامه طباطبائي(ره) نيز به‌مثابة فيلسوفي مسلمان و مفسري حاذق، با تأسيس نظرية ادراکات اعتباري، ارزش عدالت را پس از تشکيل جامعة انساني در حوزة حسن و قبحِ افعال تبيين مي‌كند و ادارکات اعتباري را مفاهيمي وهمي، اما داراي آثار واقعي مي‌داند که از اصل سودجويي و خوي استخدام‌گري انسان نشئت گرفته است. اين تحقيق به شرح اين مسئله پرداخته که خوي «حب ذات» چگونه انسان را به دوست داشتن خويشتن و از آنجا به دوست داشتن ديگر انسان‌ها به عنوان همنوعش سوق داده است؛ تا اينکه با او انس مي‌گيرد و بدو نزديک مي‌شود و بدين ترتيب اجتماع را شکل مي‌دهد؛ و در بسترِ چنين اجتماعي، عملاً استفاده از همنوع يا استخدام او به‌نفع اين احساس غريزي شکل مي‌گيرد.
كليدواژه‌ها: علامه طباطبائي، جان رالز، فلسفة سياسي، براهين عدالت، ادراکات اعتباري.
 

سال انتشار: 
1400
شماره مجله: 
25
شماره صفحه: 
93