نصيحت و سياست، رويكردي ديني: بازانديشي در معناي «نصيحت» در روايت «النصيحة لائمة المسلمين»

سال سيزدهم، شماره دوم، پياپي 26، پاييز و زمستان 1400، ص79-96

علي محمد حکيميان / استاديار گروه حقوق، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
* سيدمحمود طيب‌حسيني / استاد گروه قرآن‌پژوهي، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه    tayebh@rihu.ac.ir
مطهره سادات طيب‌حسيني / دانشجوي دکتري علوم قرآني و حديث، دانشگاه قم
دريافت: 10/08/1400 ـ پذيرش: 25/12/1400

چکيده
يکي از مفاهيم سياسي رايج در ادبيات سياسي و فرهنگ ديني «نصيحت زمامدار مسلمانان» است. اين مفهوم سياسي در روايتِ «ثَلاثٌ لايُغِلُّ عَلَيهِنَّ قلبُ عبدٍ مسلمٍ:... وَ النصيحة لائمة المسلمينَ...» از رسول خدا ريشه دارد. سؤال اين است که با توجه به فرهنگ عرب عصر نزول، مقصود از «نصيحتِ زمامدار مسلمانان» در اين روايت چيست؟ ديدگاه مشهور ميان نويسندگان معاصر مفهوم عام «نصيحت» را تا آنجا تعميم داده‌ که شاملِ نظارت مردم بر زمامدار، امر به معروف و نهي از منکر، و حتي نقد و اعتراض نسبت به او نيز مي‌شود. به‌منظور پاسخ به سؤال مزبور و ارزيابي ديدگاه مشهور، اين مقاله با روش «توصيفي و تحليلي» به تحقيق در کاربرد «نصيحت» در متون عصر نزول پرداخته و با استناد به قرآن، روايات و گزارش‌هاي تاريخي و فضاي صدور روايت، ضمن نقد ديدگاه مشهور، به اين نتيجه دست يافته که مفهوم «نصيحت» در روايت يادشده، منحصر به مصاديقي همچون حمايت، اطاعت خالصانه، ياري و همراهي آحاد مردم، احزاب و اقشار گوناگون مردم نسبت به زمامدارِ جامعه اسلامي در امور کلان جامعه، ازجمله جهاد و دفاع از دين و کيان حاکيمت اسلامي است. درواقع اين حديث، اصلي متفاوت براي تحکيم و تقويت حاکميت ديني، به‌منظور گسترش و استقرار پايه‌هاي دين اسلام بنيان مي‌نهد که از دو مسير اصلاح ارتباط مردم با زمامدار از يک‌سو، و مردم با مردم از سوي ديگر محقق خواهد شد و لازم است همگان به آن ملتزم باشند. البته اين اصل ناقض ضرورت امر به معروف و نهي از منکر، نقد، اعتراض و نظارت بر حاکم اسلامي نيست.
کليدواژه‌ها: حقوق حاکم بر مردم، حمايتِ حاکم، اطاعت از حاکم، نصيحت حاکم، حديث «النصيحة لائمة المسلمين».
 

سال انتشار: 
1400
شماره مجله: 
26
شماره صفحه: 
79