شاخصهای آرمانشهر تمدنی در اندیشة علامه مصباح یزدی
/ دانشیار گروه علوم سیاسی مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، قم، ایران / omidiman@iki.ac.irArticle data in English (انگلیسی)
- More, Sir Thomas ( 2025). britannica. https://www.britannica.com/topic/utopia,
- https://www.merriam-webster.com
مقدمه
زیست اجتماعی برای انسان، نه امری جبری، بلکه اضطراری و تا حدودى اختیارى و اخلاقى است. جامعه نیز مجموعة مناسبات و روابط اجتماعی میان افراد انسانی و ارزشها و باورداشتهای مشترک آنان است که از یک وحدت مفهومی برخوردار است. زندگی اجتماعی، با اینکه بیشترین کمالات انسان در آن رقم میخورد، دارای ارزش مطلق نیست؛ بلکه اجتماع وسیلهای برای کسب ارزشهای بالاتری چون دستیابی به مصالح مادى، رشد معنوى و کمال نهایى است. میان «فرد و آزادیهای وی» و «جامعه و قدرت دولت» رابطهای دوسویه وجود دارد: ازیکسو جامعه با استفاده از دو نیروی قاهر “ارتباطات اجتماعی” و “باورداشتهای مشترک”، فرد را میپرورد و تربیت میکند و (بهمثابة یکی از عوامل مؤثر) او را صاحب شخصیتی خاص میسازد» (مصباح یزدی، 1398، ص49)؛ ازسویدیگر، فرد با احترام به مصالح جامعه، به حقوق و تکالیف خود راه مییابد؛ زیرا عقل در مقابل هر تکلیفی که برای فرد در جامعه وضع میکند، حقی را نیز برای او مقرر میدارد. در این صورت، موازنهای میان حق فرد و تکلیف او بهوجود خواهد آمد که از آن به «عدالت» یاد میشود. در این صورت، هر فرد بهاندازهاى که به اجتماع نفع مىرساند، حق دارد که از آن بهرهمند شود. درعینحال، عقل برای کسانی که از ناتوانی ذهنی یا جسمی رنج میبرند، استثنایی در نظر میگیرد و با آنها بر پایة احسان برخورد میکند (مصباح یزدی، 1391ب، ج3، ص30ـ44).
پس ارزش زندگی اجتماعی بهاندازهاى است که براى رشد و تکامل فرد (و سعادت جمع) مؤثر باشد و اگر داراى تأثیر منفى باشد، طبعاً ارزش منفى خواهد داشت (مصباح یزدی، 1391ب، ج3، ص38). ازآنجاکه ارزشِ کمال و سعادت بالاترین ارزشهاست و انسانیت انسان و کمال حقیقى او نیز در سایة «معنویات» بهدست مىآید، پس مصالح معنوی که نقش بیشتری در تکامل فرد و اجتماع دارند، باید در تمامی روابط دروناجتماعی و بروناجتماعی (جز در موارد خاص) بر مصالح مادی تقدم یابند (مصباح یزدی، 1391ب، ج3، ص49). همچنین با توجه به همسان نبودن روابط اجتماعی و قرب و بُعد افراد در سلسلهمراتب آن، حقوق و تکالیف افراد در قبال جامعه نیز یکسان نخواهد بود. بر این اساس، هرچه پیوند (فرد و جامعه) نزدیکتر باشد، روابط متقابل قوىتر و حقوق و تکالیف دو طرف در قبال یکدیگر بیشتر است (مصباح یزدی، 1398، ص52).
از اینجا میتوان به هدف طرح آرمانشهر تمدنی دست یافت و آن برقراری پیوند مستحکمتر میان اعضای جامعه برای دستیابی به سعادت همگانی از طریق ارزشهای مشترک، مشارکت و همیاری، تقسیم کار، تعیین حقوق و وظایف، و مدیریت سلسلهمراتبی بر مدار شایستگیها و تواناییهاست.
از منظر اندیشمندان اسلامی، جامعة آرمانی الگویی تمدنی است؛ زیرا امت فاضله از تجمیع مدینههای فاضله حاصل میشود و هر مدینة فاضله باید از ظرفیت لازم برای به سعادت رساندن بشر در همة عرصهها برخوردار باشد. آرمانشهر تمدنی آیتالله مصباح یزدی نیز نمونهای از این الگوی تمدنی است. تحقیق حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که آرمانشهر تمدنی در اندیشة علامه مصباح چیست و دارای چه شاخصهایی است؟ ساختار مقاله بر محورهای ذیل تنظیم یافته است: مفاهیم (آرمانشهر و تمدن)؛ پیامدها (فواید و نواقص)؛ شروط (تعیین مراتب اهداف و مناسبات انسانی)؛ و شاخصهای (نظری، عملی و راهبردی) آرمانشهر تمدنی.
1. مفاهیم
1ـ1. چیستی آرمانشهر
بحث دربارة آرمانشهر، در ذیل مباحث اخلاق اجتماعی و حقوق (که جزئی از حکمت عملی است) ارائه میشود (مصباح یزدی، 1398، ص22). این واژه در لغتنامهها اغلب بر جامعهای خیالی و آرمانی اطلاق میشود که در آن، نظام کاملی برای سعادت نوع بشر حکمفرماست و از هرگونه شر و بدی، از قبیل فقر و بدبختی، عاری است و افرادش به کمال علمی و عملی رسیده و از هوا و هوس رستهاند (سعادت و کلانتری، 1402، ص74؛ معین، 1386، ذیل واژة «آرمانشهر»). در اندیشة سیاسی اسلام از این واژه با تعابیری چون جامعة آرمانی، مدینة فاضله یا جامعة مبتنی بر فضیلت و قابل دستیابی در صورت اتحاد ارادهها و همیاری جمعی یاد میشود و در اندیشة سیاسی غرب تعابیر اتوپیا یا جامعة کاملاً خیالی (More, 2025) یا طرح غیرعملی برای بهبود اجتماعی (https://merriam-webster.com) و ناکجاآباد برای این واژه بهکار میرود.
آرمانشهر در اصطلاح جامعهای برین و والاست که در آن در سایة تعاون و همیاری مردم در یک نظام عادلانه، همة امور ارادی بهطور مطلوب صورت میگیرد. آرمانشهر از نظر علامه مصباح جامعهای است که افراد آن در مسیر سعادت و کمال حقیقی خود گام میزنند و کوشش میکنند (مصباح یزدی، 1398، ص457).
سودای نیل به جامعهای کامل و آرمانی و بهدور از رنج و درد، سابقة پژوهشیِ طولانی در تاریخ دارد (ر.ک: زرینکوب، 1402). بااینحال، آرمانشهرها با نگرش انتقادی به وضعیت موجود جامعه و ترسیم وضعیت مطلوب آن، به آیندهای روشن که در آن آزادی، عدالت، صلح و آسایش موج میزند، نظر دارند. در اندیشة سیاسی اسلام، ابونصر فارابی از پیشگامان طرح مدینة فاضله یا آرمانشهر بوده است.
2ـ1. چیستی تمدن
انسان ذاتاً نیازمند اجتماع مدنی است و «تمدن» (Civilization) ـ که بالاترین سطح اجتماع واحد مدنی است و مشخصة آن، مناطق شهری، روشهای مشترک ارتباطی، زیرساختهای اداری و تقسیم کار است ـ مشتق از واژة «مدینه» است و «مدینه» به موضع اجتماعی از انسانها اطلاق میشود که در انواع صنایع و حرفهها (و بسط معارف و ارزشها) با یکدیگر همیاری دارند (طوسی، 1385، ص251). «تمدن» در تعریفی ساده، وجه تجسدیافتگی فرهنگ جامعه یا وجه ظاهری، بعد مادی و شکلی آن است و «فرهنگ» بنیاد نظری، بعد باطنی، اساس ارزشی ـ اخلاقی و روح حاکم بر تمدن است. ازاینرو «تمدن» متمایز از «فرهنگ» است؛ زیرا «تمدن» ناظر به شکل زندگی و «فرهنگ» ناظر به محتوای آن است. بر این اساس، تمدن اسلامی به تمدنی اطلاق میشود که محتوای اسلامی داشته باشد (مظاهری و صولتی, 1400، ص27ـ40). واضح است که «محتوا» بر «شکل» نیز تأثیر میگذارد و صورتی خاص از تمدن بر اساس هر فرهنگ جلوهگر خواهد شد.
هر تمدن ناگزیر از سه مرحلة متوالی «رشد»، «وقفه» و «زوال» عبور میکند (سوروكین، 1377، ص142ـ143). بر این اساس، تحقق یک تمدن فرع بر عدم ایستایی جامعه و پویا بودن آن است. جامعة حقیقتاً پویا جامعهای است که مبانی و اصول و ارزشهای آن بر حقایق مشترک تکوینی و فطری انسانها استوار بوده و قادر باشد که با نظر به مقتضیات زمان و مکان و با وجود موانع متعدد به بازتولید نظام ارزشی و حقوقی مناسب بپردازد.
بنابراین، نه انتظار اینکه روزی همة جوامع از نظام ارزشی و فرهنگی واحدی برخوردار شوند انتظاری نامعقول است و نه سعی در راه ایجاد یک جامعة جهانی واحد تلاشی عبث و بیهوده خواهد بود. میتوان توقع داشت و کوشید که آدمیان [روزی] در اصول و کلیات ارزشی و فرهنگی اشتراک یابند و بدین طریق جامعهای واحد پدید آورند (مصباح یزدی، 1398، ص167).
این اصول واحد و مشترک را که ماهیتاً فراتاریخی است، میتوان در همة ادیان الهی، بهویژه دین مبین اسلام که کاملترین و جامعترین ادیان است، یافت (مصباح یزدی، 1398، ص170).
در نگاه آیتالله مصباح یزدی، برخی از مؤلفهها و ویژگیهای تمدن عبارتاند از: شهرنشینی و ثبات سرزمینی؛ تأمین نیازهای انسانی (نیازهای طبیعی)؛ امنیت؛ افزایش کیفیت زندگی (یا بهرهوری و دستیابی به آرمانها)؛ وحدت اجتماعی (عاطفی ـ احساسی، عقیدتی ـ اخلاقی، و حقوقی ـ اجرایی)؛ بهرهگیری از منابع گوناگون مادی و معنوی؛ نظامسازی و غلبة گفتمانی (مظاهری و صولتی، 1400، ص27ـ40)؛ تقسیم کار و تخصصیافتگی؛ (مصباح یزدى، 1388، ص132ـ133)؛ و نهایتاً نگرش نظاممند به مکتب اجتماعی و وجود یک نظام سیاسی مستقل (مصباح یزدی، 1379، ص27ـ26).
2. پیامدهای طرح آرمانشهر
1ـ2. فواید طرح آرمانشهر
الف) ایجاد شوق به اصلاح اجتماعی: ارائة اینگونه طرحها، اگرچه ممکن است بهنحو کامل قابل اجرا نباشند، این فایده را دارد که پارهای معایب جوامع موجود را روشنتر میسازند و برای اصلاح و بهبود آنها شوق و همت انسانی را تحریک میکنند (مصباح یزدی، 1398، ص456)؛ برای مثال، انحرافات اجتماعی در جامعة دینی ابتدا در بعد شناختی مردم رخ میدهند و با تغییر عقاید و ارزشهای عمومی، تحولات اساسی در رفتار مردم پدید میآید. راه مقابله با این انحرافات نیز آگاهیبخشی جامعه دربارة مبانی فکری و اهداف مکتبی نظام اجتماعی و ابزارهای دستیابی به اهداف و موانع وصول به اهداف است (مصباح یزدی، 1382، ص13ـ52).
ب) نمایش خطمشی کلی نظامها: طرحهای مربوط به آرمانشهر، در ارزیابی جوامع موجود نیز به اهل سیاست کمک میکند و نشان میدهد که اگر نظامات دیگر در جامعه استقرار یابد، کدام نتایج از آن حاصل میشود. برای مثال، حکومتهای موروثی ـ با اینکه حاکمیت بر جامعه ذاتی هیچ فردی نیست ـ به وراثتی بودن حکومت نظر دارند. همچنین سکولارها قائل به جدایی دین از سیاست و حکومت و حداقلی بودن دین هستند؛ درحالیکه این دو با یکدیگر پیوند دارند و دین اسلام در هر امر بشری که بار ارزشی دارد و مربوط به کمال نهایی اوست، نظریه دارد. همچنین نظریههای نخبگانی، اریستوکراتیک و دموکراتیک، نافی حاکمیت بالذات خداوندند؛ حال آنکه حاکمیت ذاتی از آنِ مالک حقیقی انسان و جهان، یعنی خداوند است و حکومت بر مردم باید مأذون به اذن الهی باشد. نهایتاً حاکمیت دینی قرون وسطای مسیحی هیچ نقشی برای مردم قائل نیست؛ حال آنکه در فعلیتبخشی به حکومت و استمرار آن، مردم سهم بسزایی دارند (مصباح یزدی، 1382، ص17ـ20).
ج) نقد سازنده در باب جامعة سیاسی: در تعدادی از این طرحها، هدفْ نقد جوامع موجود است و علاقهمندان به بهبود احوال انسانیت، آن را نوعی سازندگی تلقی میکنند، نه ویرانگری (مصباح یزدی، 1398، ص456). برای مثال، اثرپذیری شدید جامعة دینی از فرهنگ غربی و مبانی آن و مقدسسازی آن، بهگونهایکه کمترین انتقاد به اصول و مبانی این فرهنگ با هجمة شدید از سوی مدافعان آن و ترور شخصیت منتقدان همراه شود، یک نقص اساسی برای همة فعالان اجتماعی است؛ همانگونهکه اثرپذیری از افکار اکثریت مسلمانان بهجای اثرپذیری از خط اصیل اسلام، یعنی کتاب خدا و معصومین، نیز یک نقص بهشمار میآید (مصباح یزدی، 1382، ص66ـ69).
2ـ2. نواقص احتمالی طرح آرمانشهر
برخی از اندیشمندان اجتماعی، طرح جامعة آرمانی و ارائة آن را گونهای خیالپردازی تلقی میکنند و بر این باورند که این ایدههای ناکجاآباد هرگز آنگونهکه به تصور درآمدهاند، به حقیقت نمیپیوندند. افزونبراین، چنین طرحهایی زیانبارند؛ زیرا با کاهش واقعبینی انسانها، آنها را از نتایج مورد انتظار و مطلوب عمل اجتماعی غافل میکنند. چنین طرحهایی فاصلة میان دنیای آینده و دنیای حال را نشان نمیدهند و نیز چگونگی تحول از یک مدینه به مدینة دیگر را بیان نمیکنند (مصباح یزدی، 1398، ص454). این در حالی است که طرح آرمانشهر با رعایت شروطی، از این نواقص بری خواهد شد.
3ـ2. شروط عینی شدن آرمانشهر
آرمانشهر تمدنی الزاماً طرحی خیالپردازانه نیست؛ بلکه ممکن است با رویکردی واقعبینانه و نگرشی راهبردی، اهدافی آرمانی را مورد توجه قرار داده باشد. بر این اساس، تحقق و عینیت یافتن آرمانشهر منوط به رعایت شروطی در ترسیم آن است: نخست باید واقعبینانه باشد و حقایق زیستی، روانی و اجتماعی را مورد توجه قرار دهد؛ دوم باید توأم با ارائة طریق باشد؛ یعنی راه رسیدن به جامعة آرمانی را نشان دهد و سوم باید سلسلهمراتبی از اهداف (اصلی و میانی) را برای جامعة آرمانی تعیین کند (مصباح یزدی، 1398، ص454ـ455).
3. گام نخست: تعیین مراتب اهداف
تعیین هدف، گام نخست برای مهندسی جامعة آرمانی و تمدنی است. از این منظر، جامعة آرمانی و مطلوب جامعهای است که افرادش با بهرهمندی از عقاید، اخلاق و اعمال موافق با تعالیم و احکام اسلامی و با اشتراک مساعی در امور مادی و معنوی، در مسیر سعادت و کمال حقیقی خود گام برمیدارند (مصباح یزدی، 1398، ص457). چنین جامعهای، ازآنجاکه در قالب امت و در گسترة تمدنی قابل تحقق است، میتواند با رویکرد تمدنی مورد تبیین قرار گیرد.
برای ترسیم چنین جامعهای، افزون بر هدف کلی، باید سلسلهمراتب اهداف (اصلی و غایی و نیز میانی یا متوسط) را تعیین کنیم؛ زیرا هر عمل عقلایی باید هدفی داشته باشد. با تعیین مراتب اهداف، هدف فعالیتهای اجتماعی معین و معلوم میشود. برخی از مراتب اهداف باید سهلالوصول باشند تا اولاً مردم به ادامة همراهی با نظام سیاسی و اصلاح اجتماعی ترغیب شوند؛ ثانیاً دریابند که پیشرفتهای حاصلشده دستیابی به کمال مطلوب را امکانپذیرتر میسازند. فقط هنگامی که حداقلِ طراحی اهداف و جامعة مطلوب صورت گرفته باشد، «میتوانیم به سنجش بهترین راهها و وسایل تحقق غایت نهایی بپردازیم و نقشهای برای اقدامات عملی تهیه کنیم» (مصباح یزدی، 1398، ص455).
غایت هر آرمانشهر تعیینکنندة ارزشهای آن خواهد بود و اهمیت ارزشها نیز به اهمیت غایت آن وابسته است. از دیدگاه اسلام، ارزشها از کیفیت رابطة رفتار انسان با هدف نهایى بهدست مىآیند؛ یعنى عملى ارزش حقیقى دارد که در راستاى هدف نهایى انسان باشد. ارزشها پل ارتباطى بین وضع موجود انسان و وضع مطلوب و آرمانی او هستند. این یک واقعیت است و تابع هیچ قراردادى هم نیست؛ پس براى پى بردن به ارزش انسانى و کمال او باید موقعیت انسان، مقصد و هدف نهایى او را بشناسیم (مصباح یزدی، 1398، ص457).
هدف اصلی آرمانشهر تمدنی، به کمال رسیدن حقیقی انسانها از طریق اطاعت ارادی از اوامر و نواهی الهی و تقرب به اوست. اهداف میانی نیز تمامی اهدافی هستند که فرد و جامعه را بهسمت هدف اصلی سوق میدهند؛ همچون عدالت، امنیت، پیشرفت و...؛ و نهایتاً هدف حداقلی، عدم عصیان و مخالفت علنی با احکام و دستورهای الهی است. «مراتب والاتر از این حد، در گرو میزان موفقیت نظام آموزشی و پرورشی جامعه و مقدار همت و ارادۀ خود افراد خواهد بود» (مصباح یزدی، 1398، ص456).
4. گام دوم: مناسبات چهارگانة آرمانشهر تمدنی
ازآنجاکه روابط چهارگانهای بر زندگی انسان حاکم است و آن عبارت است از رابطة انسان با خداوند، با خود، با طبیعت و با دیگران، آرمانشهر تمدنی نیز از این ارتباطات چهارگانه عاری نیست.
1ـ4. ارتباط فرد با خداوند متعال
اعتقاد به وحدانیت خداوندی که خالق انسان و جهان هستی است و سررشتة همه امور بهدست اوست، از مؤلفههای اصلی جامعة آرمانی است. در این جامعه، خداوند بهمثابة مبدأ اصلی وجود و غایت سیر حرکت هر موجود، و انسان بهمثابة مخلوقی الهی که امکان حرکت ارادی برای تقرب به خداوند را دارد، شناخته میشوند. انسان ورای تحولات ظاهری و دنیوی، در حرکتی مستمر از مبدائی الهی بهسوی مقصدی الهی است و فلسفة وجودیاش صیرورت از رحمت عام الهی بهسمت رحمت خاص الهی است. ازاینرو نمیتواند این ارتباط اصیل و اساسی را نادیده انگارد. «غرض از همة امور فردی و اجتماعی زندگی، ارتباط هرچه نزدیکتر و استوارتر میان انسان و خدای متعال است. این غرض و مقصود باید همواره ملحوظ باشد و همة افعال در جهت نیل به آن تنظیم شود» (مصباح یزدی، 1398، ص459).
2ـ4. ارتباط فرد با خود
در جامعة آرمانی، حق انسان دربارة جوارح و جوانح خویش با تکلیف به رعایت حدود الهی همراه است. ازاینرو هر فرد جسم و جان و داراییهای خود را امانت الهی میداند. بر این اساس، بهعنوان امین الهی حق خود را در زمینة تصرف در این امور، با مشخص ساختن محدودة این تصرف بر مبنای احکام و قوانین الهی هماهنگ میسازد (مصباح یزدی، 1398، ص459؛ و 1391ب، ج2، ص26). خودفراموشی با فراموشیِ غایت زندگی و ابزار نیل به آن همراه خواهد بود و چنین امری انسانیت انسان را به مخاطره میاندازد. این در حالی است که خودشناسی راهی بهسوی خداشناسی است.
3ـ4. ارتباط فرد با طبیعت
در آرمانشهر تمدنی، هر فرد حفظ محیط زیست را بهمثابة وظیفهای الهی ـ انسانی تلقی میکند. بهعبارتدیگر، هر فرد در مواجهه با نظام طبیعت، خود را هم امانتدار الهی و هم خلیفة الهی میبیند و برای اینکه از عهدۀ این دو امر خطیر بهخوبی برآید، هم احکام و تعالیم الهی مربوط به این زمینه و هم علوم و فنون ذیربط را هرچه بیشتر و بهتر فرامیگیرد؛ همچنین میکوشد که ازیکسو با عمران و آبادی زمینة رشد و کمال موجودات طبیعی بهخوبی فراهم شود و ازسویدیگر مانع تضییع طبیعت و اتلافها و اسراف و تبذیرها در قبال آن گردد (مصباح یزدی، 1398، ص460).
4ـ4. ارتباط فرد با انسانهای دیگر
در جامعة آرمانی تمدنی، انسانها در تلاشاند تا مناسبات، روابط و رفتار اجتماعی خویش را بر پایة نیکوکاری یا احسان و محبت، و نیز تعامل با دیگران را بر پایة عدالت و انصاف استوار سازند. در نتیجه، هر فرد بهمقتضای اصل «قسط و عدالت»، در همة انحای روابط خود، حقوق و تکالیف خود و دیگران را همواره ملحوظ میدارد و در مقام عمل رعایت میکند (مصباح یزدی، 1398، ص460).
1ـ4ـ4. ارتباط با دیگران در قالب نهاد خانواده
روابط اجتماعی و ارتباطات هر فرد با دیگر افراد جامعه، اغلب در چهارچوب نهادهای اجتماعی صورت میپذیرد. نخستین نهاد و بنیادیترین واحد اجتماعی، «خانواده» (متشکل از دستکم یک مرد و زن) است. در آرمانشهر تمدنی، هم تشکیل خانواده بهشدت مورد تشویق و ترغیب قرار میگیرد و هم تلاش میشود که این واحد اجتماعی چنان شکل گیرد که همة اهداف مورد نظر را به بهترین وجه محقق سازد (مصباح یزدی، 1398، ص460).
2ـ4ـ4. در نهاد اقتصاد
نهاد بعدی، «اقتصاد» است. در جامعة آرمانیِ تمدنی، همة علوم و معارف و فنون و صنایعی که به کار بهبود بخشیدن به فعالیتهای (مثبت و مفید) اقتصادی افراد میآیند، اشاعه و ترویج میشوند و در آن، اهداف کلان رفتار اقتصادی یک جامعه تعیین میشود. پس از آن، نوبت به ارائة راهبردها و برنامههای اجرایی و مانند آن میرسد (مظاهری و صولتی، 1400، ص27ـ40).
3ـ4ـ4. در نهاد سیاست و حکومت
سومین نهاد، سیاست و حکومت است. در آرمانشهر تمدنی، شایستهسالاری بر حسب سطوح علم، اخلاق و عمل، اساس تصدی مناصب حکومتی است. بنابراین، رهبر جامعه بر اساس معیارهای فوق، آگاهترین، مؤمنترین، متعبدترین، متقیترین و عادلترین فرد جامعه خواهد بود. تحقق مطلوب نهاد حکومت و سیاست، تأثیری عظیم بر سایر نهادها دارد و باعث میشود تا نهادهای دیگر نیز بهنحو احسن شکل گیرند (مصباح یزدی، 1398، ص461).
4ـ4ـ4. در نهاد حقوق
نهاد چهارم، نهاد حقوق است. جامعة آرمانی تمدنی بدون وجود قوانینی که ضامن سعادت مادی و معنوی انسان بوده و از وحی الهی سرچشمه گرفته باشد، تحقق نمییابد. در نهاد حقوقی، فقیهان مؤمن و متعهد با نظر به مقتضیات زمان و مکان و بهروش اجتهادی، از مجموعة اصول شریعت قوانینی عادلانه و روزآمد در باب سیاست داخلی و خارجی استنباط میکنند. برآیند این نهاد، تشکیل نظام حقوقی کاملاً عادلانهای است که قادر است حقوق و تکالیف اجتماعی افراد را معین سازد و اختلافات و منازعات آنان را حلوفصل کند (مصباح یزدی، 1398، ص461).
5ـ4ـ4. در نهاد آموزش و پرورش
نهاد پنجم، آموزش و پرورش است. در آرمانشهر تمدنی، مهمترین وظایف این نهاد، افزون بر تشریح قواعد روابط هر فرد با خدا، خود، طبیعت و دیگران، القای معارف و قواعد اخلاقی و اجتماعی به هر فرد است. این نهاد فرد را بهگونهای تربیت میکند که حقوق و تکالیف اجتماعی را محترم بشمارد و در مقام عمل زیر پا نگذارد (مصباح یزدی، 1398، ص462).
بخشی دیگر از وظایف نهاد آموزش و پرورش در آرمانشهر تمدنی، تعلیم علوم و معارف، فنون و صنایع، و حرفههایی است که برای رفع نیازمندیهای مادی و اقتصادی جامعه ضرورت و لزوم دارند. آموزش و پرورش در این آرمانشهر جنبهای عمومی و همگانی دارد؛ زیرا هر فرد، افزون بر تأمل در منافع شخصی خود، به تعالی انسانهای دیگر نیز اهتمام دارد و خود را در قبال آنها مسئول میداند. در نتیجه، آرمانشهر تمدنی مجموعهای متشکل از افراد آگاه، مؤمن، متعبد، متقی و عادل خواهد بود (مصباح یزدی، 1398، ص464).
6ـ4ـ4. در نهاد جهاد و دفاع
یکی دیگر از نهادهای آرمانشهر تمدنی، نهاد جهاد و دفاع است. صلح و امنیت پایدار، یکی از مهمترین اهداف آرمانشهر تمدنی است؛ اما این هدف با وجود دشمنان نگرش توحیدیِ جامعه محقق نخواهد شد؛ جز آنکه اهل ایمان و عمل صالح به مبارزه با این دشمنان برخیزند و برای رضای حق تعالی به دفاع از وجود خود و متعلقات خویش بپردازند و از ایثار جان دریغ نورزند و به تجهیز جامعه به انواع علم و فن و سلاح مبادرت کنند. «با این آمادگی جامع و کامل، جامعة آرمانی از هرگونه خوف و ترسی پاک و پیراسته است؛ چراکه هیچ دشمن خارجی جرئت تجاوز و تعدی به آن را ندارد» (مصباح یزدی، 1398، ص465).
5ـ4. تأملی در نوع پنجم از روابط انسانی
بهرغم تأیید و تبیین مناسبات چهارگانه، بهنظر میرسد که نوع دیگری نیز از مناسبات وجود دارد که میان هر انسان و مصنوعات خود او یا مصنوعات دیگران برقرار است. این نوع از روابط با گسترة عظیمی از مباحث حقیقی، همچون تولید کالا، و مباحث اعتباری، همچون خلق زبان و مفاهیم، همراه است. معمولاً انسانها به مصنوعات و محصولات خود علاقه نشان میدهند؛ اما دربارة مصنوعات دیگران، گاه با تردید، گاهی با طرد و گاهی نیز با شیفتگی و اقتباس مواجه میشوند. این نوع مواجهه، در حوزة محصولات تمدنی نیز کاملاً هویداست.
در جامعة آرمانی، همة مصنوعات بشری بر اساس منافع و مصالح عالیة انسانی و الهی سنجیده میشوند و چنانچه مفسدهای قطعی بر تولید این مصنوعات مترتب شود، فاقد ارزش و اعتبار خواهند بود.
5. گام سوم: شاخصهای آرمانشهر تمدنی
1ـ5. شاخصهای نظری
1ـ1ـ5. ابتنای آرمانشهر تمدنی بر استخلاف و امانت الهی، نه مالکیت یا سلطه و سود
ارادة خداوند از خلق انسان بر روی زمین، استخلاف و اعطای امانت بوده است و انسان از حیث تکوین با پذیرش مقام خلافت و دریافت امانت، تناسب و سازگاری داشت. پس انسان در تکوین تاریخی خود، از مقام خلافت برخوردار بوده و این مقام دارای چهار رکن اصلی است: الف) مستخلِف، که همان خداوند سبحان است؛ ب) مستخلَف، که در اینجا انسان است؛ البته همة انسانها شایستگی مقام خلافت را ندارند؛ بلکه انسانهای صالح و عالم به اسما و صفات الهی برای تحقق این مقام از شایستگی لازم برخوردارند (مصباح یزدی، 1399ب، ص84ـ86)؛ ج) مستخلَفٌفیه، که زمین یا جهان طبیعت است؛ د) مستخلَفٌبه، که عبارت است از حفظ امانت الهی (مصباح یزدی، 1399ب، ص81).
در جوامع مادیگرای غربی روابط اجتماعی دارای سه رکن است: انسان، زمین، سلطه یا سود (حکیم، 1394، ج1، ص190ـ195). همه چیز از انسان (خودبسنده) آغاز میشود و روابط اجتماعی بر پایة مالکیت، سلطه و سود ترسیم و تفسیر میگردد. در این رویکرد، وجود مستخلِف، یعنی خداوند، و نیز غرض او از آفرینش انسان و اعطای مسئولیتِ حفظ امانت (مستخلَفٌبه) نادیده انگاشته، بلکه طرد شده است.
این در حالی است که در جوامع دینی و معنوی، همه چیز از خدا (واجبالوجود بالذات) آغاز میشود و مهمترین شاخص معنویت، تنظیم روابط انسانی بر پایة استخلاف است. ازاینرو روابط انسان با خدا، با خود یا شئونات وجودی خود (حکیم، 1394، ج2، ص26)، با طبیعت و با همنوعان خویش، بر مدار «استخلاف» تعریف میشود. وجود رکن چهارم، یعنی «خداوند» (مستخلِف) در جامعة معنوی، صرفاً اضافة عددی نیست؛ بلکه فارق جوهری میان مدنیت مبتنی بر خلافت و امانت الهی و مدنیت مادی مبتنی بر مالکیت، سلطه و سود است (حکیم، 1394، ج1، ص195).
انسان در این رویکرد تمدنی، هم از منظر هستیشناختی بر سایر حیوانات برتری دارد (کرامت تکوینی) و هم از منظر اخلاقی از این ظرفیت برخوردار است که با تصحیح روابط چهارگانه (کرامت اکتسابی)، نهتنها بر حیوانات، بلکه حتی بر فرشتگان الهی نیز برتری یابد (مصباح یزدی، 1399ب، ص87ـ96). این روابط بر پایة دین اسلام، که مقوم حیات و مهیمن و مسلط بر روابط حیاتی انسان میباشد، تنظیم یافته است.
2ـ1ـ5. تبعیت از ارادة تشریعی خالق هستی و قوانین الهی (نه ارادة بشری و قوانین عرفی)
انسان از جهت وجود، عینالربط به خالق هستی است و از جهت تدبیر، تحت اراده و ربوبیت تشریعی اوست. دستیابی به سعادت مادی و معنوی، در پرتو حقوق و تکالیف تعیینشده از سوی خداوند امکانپذیر است و ازاینرو حق قانونگذارى مختص به خداوند است. اسلام طرفدار قانون بیشتر و هدایت در جمیع شئون بشرى است و ریشة اعتبار قوانین به مالک حقیقى موجودات برمىگردد و اوست که حق قانونگذارى در جمیع موارد لازم را دارد (بهخلاف لیبرالیسم که حامی قوانین حداقلی اعتباریافته بر پایة تمایلات انسانی است) (مصباح یزدی، 1391ه، ج4، ص237).
3ـ1ـ5. توجه توأمان به نیازهای طبیعی و فطری انسان (نه صرف نیازهای طبیعی و مادی)
انسانمدارى یا اومانیسم در مکتب لیبرالیسم، انسان را به من طبیعى محدود میکند و فقط به بعد مادى و حقوق طبیعى وی میپردازد. خلق ارزشها، وضع قوانین و تعیین سرنوشت، از سوی انسانی صورت میگیرد که صرفاً به همین بعد مادی توجه دارد و اخلاق و دین از عرصههای زندگی طرد میشود. نتیجة چنین نگرشی، به حاشیه رانده شدن دین و بروز سکولاریسم در نظامات اجتماعی است. این در حالی است که انسان دارای دو بعد مادی و معنوی است. «روح» حقیقت انسان و «بدن مادی» مرکَب آن است. بر این اساس، اصالت روح و امور روحانی و تقدم آن بر بدن و امور مادی، در تمامی گسترة حیات فردی و اجتماعی باید مدنظر قرار گیرد و اسلام خواهان چنین امری است (مصباح یزدی، 1391ه، ج4، ص236).
4ـ1ـ5. وجود دولت حقگرای دینی برای اجرای قوانین الهی (نه دولت سکولار)
تحقق ارادة تشریعی الهی در جامعه، نیازمند تشکیلاتی منسجم با کادر رهبری قوی از انسانهای شایستهای است که افزون بر شناخت دستورهای الهی قادر به اجرای آنها در جامعه با یاری مردم و تدبیر و هدایت امور با انگیزة الهی باشند. ازاینرو دولت مشروع دینی، دولت نخبگان شایستهای است که در کنار اهتمام به اعتلای جامعه، جلوگیری از گسترش فساد تا حد ممکن، خدمت به عموم مردم، و هدایت آنها بهسوی صلاح و کمال، در بینش دارای تفکر توحیدی، در گرایش دارای انگیزة الهی و معنوی و در کنش دارای سیره و رفتار صالحانهاند (مصباح یزدی، 1393، ص72ـ73).
5ـ1ـ5. تعالیبخشی مادی و معنوی؛ کارویژة دولت (نه صرفاً تأمین رفاه)
در آرمانشهر تمدنی، غایت دولت تأمین مصالح مادی و معنوی است که از طریق تعالیبخشی به امور مادی در پرتو امور معنوی ـ دینی و فضیلتگرایی اخلاقی حاصل میشود. حفاظت از جان، مال و ناموس و گسترش رفاه ازیکسو و نشر فضایل و تعالی معنوی و اخلاقی فرد و جامعه ازسویدیگر جزء کارویژههای دولت در این آرمانشهر است. «در موارد تعارض، حقوق جامعه بر فرد مقدم مىشود و جانب فضیلت بر جانب رفاه و مادیت رجحان مىیابد» (مصباح یزدی، 1391ه، ج4، ص238).
2ـ5. شاخصهای عملی
1ـ2ـ5. مردمسالاری دینی بر محور حقایق دین (نه فریبکاری و کتمان حقیقت)
برخلاف دموکراسیهای غربی، اساس آرمانشهر تمدنی بر پایة صداقت و درستکاری است؛ ازاینرو حقایق دین بدون تحریف و کتمان به سمع و نظر مردم رسانده میشود و آنان با درک درست از حقایق دین به ارزیابی عملکرد مسئولان خویش میپردازند و آگاهانه و با ارادة آزاد، مسئولان جامعه را انتخاب میکنند. این در حالی است که در بسیاری از جوامع، مردمسالاری بر پایة ترس، تهدید، تطمیع و اغوای افکار عمومی صورت میگیرد و برخی از نهادهای دینی هم در قبال دریافت کمکهای ناچیز مالی از دولتها حقایق را نادیده میانگارند (مصباح یزدی، 1382، ص214). پنهانسازی حقایق دین بسیار خسارتبار است و از نتایج مهم آن این است که مردم گمراه میشوند (مصباح یزدی، 1391ج، ص155). برای مقابله با انحرافات فکری در جامعه باید بدون هراس از تبلیغات مخالفان اسلام به بازشناسی اندیشه و ارزشهای دین پرداخت و آن را با صراحت برای مردم تبیین کرد (مصباح یزدی، 1391ج، ص173).
2ـ2ـ5. همگرایی جامعه با هدف غایی مشترک (نه واگرایی و وادادگی)
رکن تشکیل زندگي اجتماعی و مدنی یا تحقق تمدن، پایبندی به تعهداتی است که افراد اجتماع در قبال یکدیگر دارند (مصباح یزدی، 1391الف، ج1، ص523). در آرمانشهر تمدنی، افراد جامعه همسویی خود را با هدف غایی جامعه که عبودیت حق تعالی است، در سخن و عمل نشان میدهند و در راستای وصول جامعه به آن هدف، با یکدیگر همگرایی و همافزایی دارند. ازاینرو «به همه احترام گذاشته میشود تا روابط اجتماعى محکم و استوار و احساس محبت و همدردى و تعاون، در میان همة اعضاى جامعه برقرار گردد» (مصباح یزدی، 1391ب، ج3، ص222).
3ـ2ـ5. برقراری امنیت فراگیر در جامعه (نه امنیت حداقلی)
برای رسیدن هر جامعهای به هدف نهایی خود باید دستکم در چهار محور مهم، امنیت بر جامعه حاکم باشد و نیازهای آن جامعه در این محورها تأمین شود:
الف) بهداشت و امنیت جسم و جان: در مرحلة اول، در جامعه باید شرایط بهگونهای فراهم شود که امنیت جانی وجود داشته باشد و افراد بتوانند با سلامت و عافیت به زندگی خود ادامه دهند. هر آنچه موجب حفظ حیات انسانها توأم با عافیت شود، «مصلحت» و هر آنچه جان مردم و سلامت آنها را بهخطر اندازد، «فساد» شمرده خواهد شد.
ب) رعایت حقوق مالی و امنیت اموال: کسانی که با زحمت و تلاش مشروع در پی کسب مال حلالاند، باید با خاطری آسوده به حق خود و منفعتی که لازمة آن تلاش است، نائل شوند و به اموال آنها تعدی و تجاوز نشود.
ج) حفظ حریم روابط جنسی و امنیت خانواده: انسان بهحسب فطرت خدادادی و نیز بر اساس فرهنگ الهی و اسلامی، آرامش زندگی خود را مرهون زندگی خانوادگی سالم میداند. در صورت بهخطر افتادن این آرامش بهسبب گسترش روابط نامعقول و ناصحیح جنسی، جامعه به سعادت نخواهد رسید (مصباح یزدی، 1393، ص67).
د) حفظ کرامت و امنیت حیثیت افراد: در این مرحلة نیز مسئلة امنیت آبرو و حیثیت افراد مطرح است و آنچه به حیثیت و آبروی انسانها لطمه زند و آنها را از چشم مردم بیندازد، نوعی فساد است و باید از آن اجتناب شود.
هـ) امنیت و سلامت محیط اجتماعی دینی: تأمین تمام نیازهای طبیعی انسان مقدمهای برای برقراری ارتباط حقیقی با خدا و تقویت آن است. حتی اگر در صورت تأمین تمام آن اهداف و مصلحتهای مقدماتی، این هدف عالی بهخطر افتد، همچنان هدف نهایی تحقق پیدا نکرده است (مصباح یزدی، 1393، ص67).
4ـ2ـ5. آزادی قاعدهمند در چهارچوب اخلاق و شریعت (نه آزادی مطلق)
محدودیت دنیای مادی، جامعة بشری و ساختار وجودی انسان گواهی بر محدود بودن آزادی انسان است. تعیین حدود آزادی باید بر پایة غایت زندگی انسان مشخص شود. ازآنجاکه غایت حیات انسان سعادت مادی و معنوی است و فضیلت و شریعت ابزارهای نیل به سعادتاند، پس آزادی باید در چهارچوب فضیلت و احکام شریعت تعریف شود.
در تفکر الهى و دینى، آزادى بیان محدود است...؛ نوشتن یا طرح بعضى از مطالب در اسلام ممنوع است و خرید و فروش نوشتجات گمراهکننده حرام است؛ دشنام دادن به مقدسات دینى و چهارده معصوم؟عهم؟ در اسلام از تعرض به مال و ناموس و جان افراد، گناهش بزرگتر است و لذا باید با آن برخورد کرد و آن شخص را مجازات نمود. یکى از مسائل مورد اختلاف ما با غربىها امروز بر سر مواردى مثل توهین سلمان رشدى به مقدسات دینى است. ریشة اختلاف به این دو طرز تفكر و دیدگاه نسبتبه انسان و آزادىهاى قانونى بازمىگردد (مصباح یزدی، 1391ه، ج4، ص237).
5ـ2ـ5. مدارا در چهارچوب قوانین الهی (نه مطلق و پلورالیستی)
در آرمانشهر تمدنی، اگرچه مدارا با مردم یک اصل محوری است، اما این مدارا بهنحو اطلاقی و پلورالیستی نیست. اساساً در این رویکرد، تساهل در باب مبانی عقیدتی، اصول اخلاقی و قوانین الهی پذیرفته نیست و مدارا در چهارچوب احکام الهی است (مصباح یزدی، 1391ه، ج4، ص238).
6ـ2ـ5. تنظیم دوستیها و دشمنیها بر پایة معنویت (نه نفع و ضرر مادی)
روابط اجتماعی در آرمانشهر تمدنی، رنگ الهی، معنوی و اخلاقی دارد؛ ازاینرو دوستی و دشمنی افراد برای رضای خداست، نه منفعت و ضرر مادی. اساساً دوستی بر پایة نفع و ضرر مادی، برای اسلام و مسلمین زیانبار است (مصباح یزدی، 1399ب، ص332). ارتباط معنوی صمیمانه با امام جامعه ـ که انسان کامل الهی است ـ و اطاعتپذیری از او در حیات فردی و اجتماعی، افراد جامعه را در برابر نفوذ شیاطین، اشرار و مفسدین ضمانت کرده، از آسیبها حفظ میکند. «توسل واقعی به آن منبع قدرت و معنویت، سد محکمی است که ما را در مقابل جمیع وسوسههای شیطانی و آفتهای دنیایی و آخرتی مصون و محفوظ نگاه میدارد» (مصباح یزدی، 1391ج، ص144).
3ـ5. شاخصهای راهبردی
1ـ3ـ5. رشد همهجانبه و متعادل (نه رشد تکبعدی و نامتوازن)
تعالی و رشد فرد و جامعه در گرو پیمودن فرایند رشد آن دو در همة ابعاد و ساحات است. رشد تکبعدی، نه مطلوب و نه راهگشاست. ازاینرو آرمانشهر تمدنی هم باید از رشدی فراگیر و متوازن در همة ساحات زندگی برخوردار باشد.
این رشد (معنوی) در یک بعد است و باید در کنار آن، جنبههای دیگر نیز رشد کند تا کمالات انسانی موزون و متعادل شود. دل و ذهن و عقل و قلب باید بهگونة هماهنگ تعالی یابند. خداپرستی نباید تنها در سجده دیده شود؛ بلکه باید در تمامی فضاهای اجتماعی، معاشرتها، تربیتها، مناسبات انسانی و مسئولیتها پررنگ باشد. رشد معنوی با وظایف اجتماعی در تضاد نیست (مصباح یزدی، 1391ج، ص36).
2ـ3ـ5. پایه بودن مصالح معنوی برای انسجام اجتماعی (نه منافع مشترک مادی)
برداشت مشترک اعضای آرمانشهر از سعادت حقیقی و راههای وصول به آن سبب میشود که آنها هر آنچه در راستای سعادت است، بهمثابة «مصلحت» پذیرا باشند و همین مصلحتهای مشترک معنوی بهنوبةخود زمینهساز وحدت و انسجام اجتماعی بر پایة برادری و محبت خواهند شد. «ارزش همبستگىهاى اجتماعى وابسته به این است که بهدنبال هدف صحیح بهوجود بیایند و براى تأمین مصالح معنوى مشترک مفید باشند. در غیر این صورت، هرچند از جهت مادى مفید باشند، اما بهلحاظ معنوى زیانبار است و پشیمانى مىآورد» (مصباح یزدی، 1391ب، ج2، ص107).
3ـ3ـ5. مقاومت در برابر تهدیدات و تطمیعها با کمک قدرت ایمان (نه سستی و سازش)
جامعة آرمانی تمدنی جامعهای مقاوم در برابر انواع موانع، آسیبها، فشارها و تهدیدات داخلی و خارجی است و تسلیمناپذیر است؛ زیرا بر پایة ایمان و عمل صالح شکل گرفته است. این دو امر در استحکام درونی افراد جهت تداوم مسیر و دفاع از هویت و استقلال جامعه بسیار مؤثرند. پس «برای اینکه بتوانیم در مقابل تهدیدها و تطمیعها مقاومت کنیم، باید ایمان خود را تقویت کنیم... . ایمان با عمل و تلقین تقویت میشود» (مصباح یزدی، 1382، ص119).
4ـ3ـ5. اصلاح اجتماعی بر مدار معرفت دینی معتبر و جامع (نه بر پایة قرائت نسبیگرا از دین)
در آرمانشهر تمدنی، هرگونه مبارزه با مفاسد اجتماعی و اصلاح امور باید بر مبنای معرفتی واحد و قرائتی معتبر و جامع از دین صورت گیرد؛ دینی که بهنوبةخود به شرایط محیطی حاکم بر پدیدهها نظر دارد و زمینة صدور احکام در امور متغیر را بر اساس روش اجتهادی فراهم ساخته است. بدیهی است که فهم فرعونی یا قرائت استکباری از اصلاح و افساد که بر پایة پلورالیسم و نسبیگرایی است، بههیچوجه پذیرفته نیست؛ زیرا چنین قرائتی با روح دین سازگار نخواهد بود (مصباح یزدی، 1393، ص89ـ101).
مصلحان اجتماعی نیز بهرغم توجه به اقتضائات زمانه و شرایط محیطی حاکم بر جامعه، خالصانه و مؤمنانه تکلیف شرعی خود را تشخیص میدهند و بر اساس آن عمل میکنند.
اینان وقتی احساس وظیفه کردند، از سرزنش دشمنان و دوستان ناآگاه دلسرد نمیشوند؛ هنگامی که تشخیص دادند باید به میدان نبرد با نارواییها بیایند، با تمامی توان، خالصانه و عاشقانه، تا سرحد شهادت میکوشند و بر این تلاشها افتخار میکنند؛ تمام همتشان این است که دین را زنده نگه دارند و در این راستا خود را در میان نمیبینند (مصباح یزدی، 1391ج، ص42).
5ـ3ـ5. معادباوری و شهادتطلبی (نه دنیازدگی و راحتطلبی)
اغلب اعضای آرمانشهر تمدنی، نه رفاهطلباند و نه به مطامع دنیوی دل بستهاند؛ نورانیت حاصل از ایمان و عمل صالح، آنان را به مسائل معنوی و تقرب الهی مشتاقتر ساخته است؛ ازاینرو دل به ملاقات حق تعالی و پاداش او دارند؛ هرچند در اعتلای مادی و معنوی جامعه از هیچگونه اقدام دارای مصلحتی دریغ نخواهند کرد.
چنین انسانی به دستاوردهای دنیایی بیاعتناست و حتی از لذتهای دنیوی دلخوشی ندارد؛ بلکه همواره مشتاق پرواز از این قفس است؛ زیرا جهانی را شناخته و دیده است که سرشار از بهجت و سرور و لذت وصفناپذیر است. دنیای فانی برای او بسیار تنگ است (مصباح یزدی، 1391ج، ص57).
6ـ3ـ5. تکریم و پاسداشت شعائر الهی (نه سنتهای جاهلی)
در آرمانشهر تمدنی، مردم و مسئولان اهتمام جدی به احیا و نشر ارزشهای الهی دارند؛ ازاینرو تکریم و پاسداشت شعائر الهی که در قالب مناسک اجتماعی دین و تکریم ایامی خاص جلوهگر میشود، برای آنها اهمیتی اساسی دارد. این در حالی است که برخی نیز تلاش دارند که با تغییر ارزشهای الهی زمینة تحول حاکمیت دینی بهنفع حاکمیت جاهلی را فراهم سازند. از این روست که:
برخی زمانها و مکانها در دین اسلام از اعتبار و ارزش ویژه برخوردارند. توجه و احترام به نمادها و شعائر این ایام و اماکن [مقدس] از شاخصهای جامعة معنوی است. سرّ این امر که بر بزرگداشت شعائر مذهبى تأکید گردیده، همین است که مردم با دیدن آنها به یاد خدا مىافتند... . کسانى که به بزرگداشت شعائر در جامعه کمک مىکنند، در حقیقت به زنده نگاه داشتن یاد خدا کمک مىکنند (مصباح یزدی، 1399الف، ص103).
7ـ3ـ5. مسئولیتپذیری جمعی و نظارت همگانی (نه بیتفاوتی اجتماعی و مسئولیتناپذیری جمعی)
جامعة آرمانی تمدنی جامعهای مسئولیتپذیر است و همة اعضای آن در جهت بهبود امور با یکدیگر همکاری دارند و در تشخیص مصادیق «خیر و معروف» و نیز «شر و منکر»، چه در امور مادی و چه در امور معنوی، به یکدیگر کمک میکنند. ازاینرو:
از دیدگاه اسلام...، همة مردم در برابر یکدیگر مسئولیت دارند؛ هم باید نیازمندیهای ضروری یکدیگر را تأمین کنند و هم نظارت مستمر داشته باشند تا فساد در عرصة اخلاق و معنویت رایج نشود؛ و اگر کسانی به چنین فسادی گرفتار شدند، آنها را معالجه کنند (مصباح یزدی، 1391د، ص37).
8ـ3ـ5. محرومیتزدایی و مبارزه با اسراف (نه اسرافکاری و اشرافیگری)
همواره در جوامع افرادی هستند که با روحیة اشرافیگری به اسراف در استفاده از منابع حیاتی جامعه مبادرت میورزند. آرمانشهر تمدنی، نهتنها باید از این خصیصه بری باشد، بلکه باید تلاش کند که این منابع تا حد امکان در اختیار اقشار محروم و مستضعف جامعه قرار گیرد.
انسانها با... اسراف و تبذیر، ازیکسو خودشان را از بهرهبری کامل از نعمت عقل و دل و سایر نعمتهای روحی و حکمت و معرفت و معنویت محروم میسازند و ازسویدیگر سبب محروم شدن دیگران از همین نعمتهاى مادى براى حداقل تغذیه و تأمین نیازهاى جسمى براى ادامة زندگى و کسب سلامتى و نیرو مىشوند (مصباح یزدی، 1391ب، ج3، ص201).
9ـ3ـ5. آزادی معنوی اجتماعی (نه اسارت هواهای نفسانی جمعی)
روح منفعتطلب و لذتگرای فردی که زمینهساز بردگی انسان در مقابل هواهای نفسانی میشود، باید بهواسطة خردورزی و معناگروی مهار شود و آزادی معنوی که حاصل رهایی انسان از اسارت نفس است، فراهم گردد. برخلاف دموکراسیهای موجود غربی، آرمانشهر تمدنی جولانگاه هواهای نفسانی افراد جامعه نیست؛ بلکه برعکس، زمینهساز آزادی معنوی اتباع خویش است.
تفاوت مکتب انبیا و... مکتبهای غربی این است که فرستادگان الهی آمدهاند به مردم آزادی معنوی بدهند که آزادی مقدسی است و تنها از راه نبوت، دین، وحی، ایمان و تقوا بهدست میآید. انسان باید روح خود را از این رذالتها، جهالتها، گناهها و سرپیچی از قوانین الهی آزاد کند و از اسارت نفس، شهوات و هواهای نفسانی بیرون آید. کسی که آزادی معنوی دارد، تنها خدا را میپرستد... . انسانی که بردة دنیا، جاهطلبی و ثروت و زیادهخواهی است، نمیتواند ادعای آزادی داشته باشد (مصباح یزدی، 1391ج، ص170).
نتیجهگیری
در این مقاله در جستوجوی شاخصهای آرمانشهر تمدنی در اندیشة علامه مصباح یزدی بودیم. ترسیم آرمانشهر یا جامعة آرمانی از منظر علامه مصباح یزدی، که با رویکرد تمدنی صورت پذیرفته است، از سه ویژگی متمایز با دیگر آرمانشهرها همراه است: اولاً پیوند بسیار نزدیکی با ابعاد وجودی انسان و واقعیتهای عینی اجتماعی دارد؛ ثانیاً به تبیین هدف اصلی و اهداف میانی در سلسلهمراتب اهداف جامعة آرمانی میپردازد؛ ثالثاً شاخصهای آرمانشهر را بهمثابة راهبردهای دستیابی به چنین جامعهای مورد توجه قرار میدهد.
جامعة آرمانی و مطلوب علامه مصباح یزدی جامعهای است که افرادش با بهرهمندی از عقاید، اخلاق و اعمال موافق با تعالیم و احکام اسلامی و با اشتراک مساعی در امور مادی و معنوی در مسیر سعادت و کمال حقیقی خود گام برمیدارند. گام نخست، تعیین هدف غایی آرمانشهر تمدنی است و آن استکمال انسان در ابعاد مختلف نظری و عملی و نهایتاً دستیابی به سعادت و قرب الهی است. گام دوم، ترسیم روابط چهارگانة انسان با خدا، انسان با خود، انسان با طبیعت و انسان با همنوعان است. در آرمانشهر تمدنی علامه مصباح، رابطة انسان با خدا در تعیین غرض و جهتگیری هر یک از افعال فردی و اجتماعی وی مورد توجه است و کرامت افراد بر اساس قرب و بعد الهی آنان تعریف میشود. رابطة انسان با خود نیز بر اساس حقوق و حدود الهی و بر مبنای حفظ امانت الهی ترسیم میشود. نوع ارتباط انسان با طبیعت بر مدار خلافت انسان و امانت الهی بودن طبیعت شکل میگیرد؛ بهنحویکه تصرف در طبیعت با اسراف و تلف ساختن طبیعت همراه نخواهد بود. رابطه با دیگران نیز در دو قالب ارتباط با افراد حقیقی و نهادهای حقوقی قابل بررسی است. نیکوکاری، احسان، عدالت و انصاف، معیارهای ارتباطگیری مؤثر، مناسب و صحیح با همنوعان هستند. ارتباط با دیگران، گاه در قالب نهادهای خانواده، حقوق، سیاست، اقتصاد، آموزش و پرورش، جهاد و دفاع و دیگر نهادهای اجتماعی جلوهگر میشود. در آرمانشهر تمدنی باید در راه تحکیم و تقویت بنیان خانواده و جلوگیری از متلاشی شدن این واحد اجتماعی بسیار مهم، سعی بلیغی بهعمل آید.
در بخش اقتصاد، دولت باید مردم را برای تلاش اقتصادی ترغیب کند و خود اهداف کلان، راهبردها و راهکارهای اقتصادی را ترسیم نماید. در بعد سیاسی، هر فرد باید به میزانی که از امتیازات علمی، اخلاقی و عملی بهرۀ بیشتری دارد، به رأس هرم قدرت سیاسی و اجتماعی نزدیکتر شود. در بعد حقوقی باید قوانین عادلانه و روزآمد در باب سیاست داخلی و خارجی با نظر به مقتضیات زمان و مکان، از مجموعة اصول شریعت بهروشی اجتهادی توسط فقیهانی مؤمن و متعهد استنباط شود. در بعد آموزش و پرورش باید افراد را بر طبق شناختهای دینی رشد و پرورش داد و موجب پیشرفت آنها در اخلاق و علم و معنویت شد. همچنین باید تعلیم علوم و معارف، فنون و صنایع، و حرفههایی را که برای رفع نیازمندیهای مادی و اقتصادی جامعه ضروری است، در دستور کار قرار داد. در بعد جهاد و دفاع، آرمانشهر تمدنی از آمادگی جامع و کامل برخوردار است. از جهت روحی، دارای مردمی با روحیة ایثار و ازخودگذشتگی است و از لحاظ استعداد، مجهز به همة انواع علوم و فنون و تسلیحات لازم و مناسب برای توفیق در تدابیر جنگی است و نهایتاً بر پایة ایمان به حق، از هرگونه خوف و ترسی پاک و پیراسته است.
استاد مصباح در گام سوم به برخی از شاخصهای آرمانشهر تمدنی بدین شرح اشاره میکنند: شاخصهای نظری، همچون ابتنای آرمانشهر بر استخلاف و امانت الهی؛ تبعیت از ارادة تشریعی الهی؛ توجه توأمان به نیازهای طبیعی و فطری؛ و وجود دولت حقگرای دینی؛ شاخصهای عملی، همانند مردمسالاری دینی بر محور حقایق دینی؛ تعالیبخشی مادی و معنوی بهمثابة کارویژة دولت؛ همگرایی جامعه با اهداف غایی؛ برقراری امنیت فراگیر در جامعه؛ آزادی قاعدهمند در چهارچوب اخلاق و شریعت؛ تنظیم دوستیها و دشمنیها بر پایة رضای الهی؛ و مدارا در چهارچوب قوانین الهی؛ و نهایتاً شاخصهای راهبردی، نظیر رشد همهجانبه و متعادل؛ پایه بودن مصالح معنوی برای انسجام اجتماعی؛ مقاومت در برابر تهدیدات؛ اصلاح اجتماعی بر پایة معرفت دینی معتبر و جامع؛ معادباوری و شهادتطلبی؛ تکریم و پاسداشت شعائر و ارزشهای الهی؛ مسئولیتپذیری اجتماعی؛ محرومیتزدایی و مبارزه با اسراف؛ و آزادی معنوی اجتماعی.
- حکیم، سیدمنذر (1394). مجتمعنا فی فکر و تراث الشهید السید محمد باقر الصدر. قم: مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی.
- زرینکوب، عبدالحسین (1402). تاریخ در ترازو. تهران: امیرکبیر.
- سعادت، عبدالمهدی و کلانتری، میترا (1402). مقایسة تطبیقی آرای توماس مور و نیکولو ماکیاولی در باب آرمانشهر (نمونة مطالعاتی: کتابهای اتوپیا و شهریار. فصلنامة معماریشناسی، (28)، 74ـ82، بهنشانی: https://civilica.com/doc/1957985
- سوروکین، الکساندر پینزیم (1377). نظریههای جامعهشناسی و فلسفههای نوین تاریخ. ترجمة اسدالله مبشری. رشت: حقشناس.
- طوسی، نصیرالدین (1385). اخلاق ناصری. تصحیح: مینوی و حیدری. تهران: خوارزمی.
- مصباح یزدی، محمدتقی (1379). جامعه و تاریخ در قرآن. تهران: شرکت چاپ و نشر بینالملل سازمان تبلیغات اسلامی.
- مصباح یزدی، محمدتقی (1382). آذرخشی دیگر از آسمان کربلا. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
- مصباح یزدی، محمدتقی (1382). نگاهی گذار به نظریة ولایت فقیه. نگارش: محمدمهدی نادری قمی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
- مصباح یزدی، محمدتقی (1388). جامی از زلال کوثر. تحقیق و نگارش: محمدباقر حیدرى. قم: مؤسسة آموزشى و پژوهشى امام خمینى.
- مصباح یزدی، محمدتقی (1391الف). رساترین دادخواهی و روشنگری (شرح خطبة حضرت زهرای مرضیه ـ علیهاالسلام ـ معروف به خطبة فدکیه). نگارش: عباس گرایی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
- مصباح یزدی، محمدتقی (1391ب). اخلاق در قرآن. تحقیق: محمدحسین اسکندری. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
- مصباح یزدی، محمدتقی (1391ج). آفتاب مطهر. تدوین: گلی زواره. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
- مصباح یزدی، محمدتقی (1391د). بزرگترین فریضه. تدوین: قاسم شباننیا. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
- مصباح یزدی، محمدتقی (1391ه). پرسشها و پاسخها. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
- مصباح یزدی، محمدتقی (1393). اصلاحات، ریشهها و تیشهها. نگارش: قاسم شباننیا. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
- مصباح یزدی، محمدتقی (1398). جامعه و تاریخ از نگاه قرآن. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
- مصباح یزدی، محمدتقی (1399الف). آئین پرواز، ویژة جوانان و نوجوانان. تلخیص: جواد محدثی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
- مصباح یزدی، محمدتقی (1399ب). انسانشناسی در قرآن. تدوین: محمود فتحعلی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
- مظاهری، ابوذر و صولتی، یاسر (1400). چهارچوب مفهومی تمدن از دیدگاه علامه مصباح. معرفت، 30(287)، ۲۷ـ۴۰.
- معین، محمد (1386). فرهنگ فارسی معین. تهران: زرین.



