"Self-assembly" in this paper refers to the organization of social relations by humans through determining their will and commitment to its requirements. Self-assembly is a rational principle and the necessity of being present in social life is to apply and adhere to its results. As soon as human beings enter the society, they have no choice but to accept this rational principle and move within its framework. On the other hand, sovereignty, which is the superior power of command and the symbol of free will in political society, is founded on this rational principle, as the powers and institutions resulting from it are limited and organized based on it. In the Islamic Republic, the acceptance of the sovereignty of God's will, which is rooted in religious beliefs, is crystallized and realized with self-assembly and determination of the nation's will. Considering what has been said, the question is, what is the issue of sovereignty based on the rational principle of the self-assembly of the nation, and what analysis can be presented regarding the application of the Constitution of the IRI? Using A descriptive-analytical method, this paper studies the concept and results of the rational principle of self-assembly and its relationship with governance practices. Based on choice, humans act rationally when faced with different options, by accepting one option, they practically negate other options, and in this way, they give the necessary order to the society. The results show that no human being enters the society, unless he or she accepts some restrictions by his own choice and adjusts his movement within the framework of its requirements and its dos and don'ts. Therefore, the acts of governance, which is the basis of human social life in the form of law, order and political order, are carried out based on this principle
Title :تحلیل حاکمیت بر مبنای اصل عقلی خودسامانی ملت و تطبیق آن با جمهوری اسلامی ایران
Abstract:
«خودسامانی» در این مقاله بر سامان بخشی روابط اجتماعی توسط انسان ها از طریق تحدید اراده و التزام به الزامات ناشی از آن، اطلاق می شود. خودسامانی اصلی عقلی است و لازمه حضور در زندگی اجتماعی، کاربست آن و پایبندی به نتایجی است که بر آن مترتب می شود. بشر به محض ورود به جامعه، چاره ای جز پذیرش این اصل عقلی و حرکت در چارچوب آن ندارد. از طرفی، حاکمیت که قدرت برتر فرماندهی و نماد اراده آزاد در جامعه سیاسی است تنها براساس اصل عقلی خودسامانی اعمال می شود و قوا و نهادهای ناشی از آن براساس آن تحدید و سامان می یابند. در جمهوری اسلامی نیز پذیرش حاکمیت اراده الهی که ریشه در باورهای دینی دارد، با خودسامانی و تحدید اراده ملت متبلور و محقق می شود. با توجه به آنچه گفته شد پرسش این است که مسئله حاکمیت بر مبنای اصل عقلی خودسامانی ملت چیست و در مقام تطبیق آن قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چه تحلیلی می توان ارائه کرد؟ تحقیق پیش رو با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی، مفهوم و نتایج اصل عقلی خودسامانی و نسبت آن با اعمال حاکمیت را بررسی می کند. انسان ها براساس اختیار، در هنگام مواجهه با گزینه های مختلف با گزینشگری عقلانی حرکت کرده، با پذیرش گزینه ای، عملاً گزینه های دیگر را نفی می کنند و بدین ترتیب به جامعه و خود، سامان و نظم لازم را می بخشند. نتایج تحقیق نشان می دهد هیچ انسانی نیست که وارد جامعه بشود، مگر اینکه ناگزیر با اختیارخودش بر محدودیت پذیری اراده اش مُهر تأیید بزند و حرکت خود را در چارچوب الزامات و باید و نبایدهای حاصله از آن بپذیرد. ازاین رو اعمال حاکمیت که بسترساز زندگی اجتماعی انسان در قالب قانون، نظم و سامان سیاسی است، براساس این اصل انجام می گیرد.
عميد، حسن، 1380، فرهنگ فارسي عميد، چ بيست و يکم، تهران، اميرکبير.
عميدزنجاني، عباسعلي، 1389، دانشنامه فقه سياسي، تدوين و تنظيم ابراهيم موسيزاده، تهران، دانشگاه تهران.
ـــــ ، 1397، حقوق اساسي، تحقيق، تصحيح و اضافات ابراهيم موسيزاده، چ چهارم، تهران، خرسندي.
عيوضي، محمدرحيم، 1391، انقلاب اسلامي و ريشههاي تاريخي آن، تهران، دانشگاه پيام نور.
غزنوي، جواد، 1387، نظر هستيشناسانه به حقوق، قم، وحدتبخش.
فارسي، جلالالدين، 1368، فلسفه انقلاب اسلامي، تهران، اميركبير.
فوکو، ميشل، 1377، ايرانيها چه رؤيايي در سر دارند؟، ترجمة حسين معصومي همداني، چ دوم، تهران، هرمس.
ـــــ ، 1380، ايران: روح يک جهان بيروح و 9 گفتگوي ديگر، ترجمة نيکو سرخوش و افشين جهانديده، چ دوم، تهران، نشر ني.
قاضي، سيدابوالفضل، 1375، حقوق اساسي و نهادهاي سياسي، چ ششم، تهران، دانشگاه تهران.
ـــــ ، 1378، بايستههاي حقوق اساسي، چ چهارم، تهران، دادگستر.
کاتوزيان، ناصر، 1390، مباني حقوق عمومي، چ چهارم، تهران، ميزان.
کامو، آلبر، 1374، انسان طاغي، ترجمة مهبد ايرانيطلب، تهران، قطره.
کدي، نيکي آر، 1369، ريشههاي انقلاب ايران، ترجمة عبدالرحيم گواهي، تهران، قلم.
گلدستون، جک، و جان فوران، 1393، گونهشناسي نظريههاي انقلاب: مروري بر نظريهپردازي پيرامون انقلابها در قرن بيستم، گردآوري و ترجمه خرم بقايي و هومن نيري، تهران، رخ داد نو.
گوستاو لوبون، 1384، روانشناسي تودهها، ترجمة کيومرث خواجويها، چ دوم، تهران، روشنگران و مطالعات زنان.
لاک، جان، 1388، رسالهاي درباره حکومت، مقدمههايي از کارپنتر و مکفرسون، ترجمة حميد عضدانلو، چ دوم، تهران، نشر ني.
مجيدي، محمدرضا، و علي دژاکام، 1382، جامعه مدني و انديشه ديني (مجموعه مقالات)، قم، دفتر نشر معارف.
محمدي، منوچهر، 1370، تحليلي بر انقلاب اسلامي، چ سوم، تهران، اميرکبير.
ـــــ ، 1374، انقلاب اسلامي در مقايسه با انقلابهاي فرانسه و روسيه، چ دوم، تهران، مؤلف.
مدني، سيدجلالالدين، 1377، حقوق اساسي و نهادهاي سياسي جمهوري اسلامي ايران، چ پنجم، تهران، پايدار.
مشيري، مهشيد، 1371، فرهنگ زبان فارسي (الفبايي ـ قياسي)، چ دوم، تهران، سروش.
مصباح يزدي، محمدتقي، 1386، انقلاب اسلامي و ريشههاي آن، تدوين و نگارش قاسم شباننيا، قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني.
ـــــ ، 1388، نظريه سياسي اسلام، تحقيق و نگارش کريم سبحاني، چ دوم، قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني.
ـــــ ، 1392، انقلاب اسلامي، جهشي در تحولات سياسي تاريخ، تدوين و نگارش قاسم شباننيا، چ چهارم، قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني.
مطهري، مرتضي، 1372، مجموعه آثار، چ هشتم، تهران، صدرا، ج 15.
ـــــ ، 1377، پيرامون انقلاب اسلامي، چ پانزدهم، تهران، صدرا.
ـــــ ، 1396، مقدمهاي بر حکومت اسلامي، تهران، صدرا.
مظاهرى، حسين، 1386، فقه الولاية و الحكومة الاسلامية، اصفهان مؤسسة فرهنگى مطالعاتى الزهرا.
معين، محمد، 1376، فرهنگ فارسي، چ يازدهم، تهران، اميرکبير.
مكارم شيرازى، ناصر، 1422ق، بحوث فقهية هامة، قم، مدرسة الامام عليبن ابيطالب.
منتظرى، حسينعلى، 1409ق، دراسات في ولاية الفقيه و فقه الدولة الإسلامية، چ دوم، قم، تفكر.
منصوري، جواد، 1375، سير تکويني انقلاب اسلامي، چ دوم، تهران، وزارت امور خارجه.
نوروزي، محمدجواد، 1392، انقلاب اسلامي ايران؛ انقلاب بازگشت به سوي خدا، قم، مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني.
هارمن، کريس، 1393، انقلاب در قرن بيست و يکم، ترجمة مزدک دانشور، تهران، ثالث
Abolfazli, Ali, , Firuoz, Kabi Nasab , Abbas, Hoseini, Seyed ebrahim. (2026) An Analysis of Sovereignty based on the Rational Principle of Self-assembly of the Nation and its Compatibility with the Islamic Republic of Iran. Ma`rifat-e Siasi, 14(2), 27-42
Ali Abolfazli; Firuoz ; Abbas Kabi Nasab ; Seyed ebrahim Hoseini."An Analysis of Sovereignty based on the Rational Principle of Self-assembly of the Nation and its Compatibility with the Islamic Republic of Iran". Ma`rifat-e Siasi, 14, 2, 2026, 27-42
Abolfazli, A, , F, Kabi Nasab , A, Hoseini, S.(2026) 'An Analysis of Sovereignty based on the Rational Principle of Self-assembly of the Nation and its Compatibility with the Islamic Republic of Iran', Ma`rifat-e Siasi, 14(2), pp. 27-42
Abolfazli, A, , F, Kabi Nasab , A, Hoseini, S. An Analysis of Sovereignty based on the Rational Principle of Self-assembly of the Nation and its Compatibility with the Islamic Republic of Iran. Ma`rifat-e Siasi, 2026; 14(2): 27-42