منطق حاکم بر صلح و راهکارهای دستیابی به تفکر صلحآمیز اسلامی از دیدگاه امام خامنهای
Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
جنگ از شيپور کسي دميده ميشود که تفکري ستيزهجويانه دارد و صلح بهدست کسي ايجاد ميشود که به دنبال ايجاد عدالت و تفاهم است. بنابراين فکر، مايه و پايه عمل است و منازعات فرقهاي ميان مسلمانان که سالهاست ادامه دارد و مانع از عملياتيسازي اصل وحدت است، در اثر تنازعات عقيدتي و کشاندن تنازعات به کف خيابان و ميدان اجتماع ايجاد شده است.
مسئله مقاله منطق حاکم بر صلح و راهکارهاي آن از ديدگاه مقام معظم رهبري است و فرضيه مقاله اين است که ايشان با بيان «عدالت» بهمثابه شرط صلح، به مرزکشي ميان صلح ارزشمند و صلح مطرود پرداخته و راهکارهايي براي تحقق صلح ارزشمند بيان کرده است.
بنابراين سؤال اين است که منطق حاکم بر صلح، از ديدگاه مقام معظم رهبري چيست؟ و راهکارهاي دستيابي به تفکر صلحآميز ميان مذاهب اسلامي کدام است ؟ قلمرو تحقيق در جهت پاسخ به سؤال، ديدگاههاي امام خامنهاي در خصوص منطق حاکم بر صلح و راهکارهاي دستيابي به تفکر صلحآميز است.
مسئله «تفکر صلحآميز در چارچوب صلحي ارزشمند» از اين نظر داراي اهميت و ضرورت است که از ديدگاه مقام معظم رهبري، دستيابي به صلح و فرونشاندن تنشهاي منطقهاي و تنازعات مذاهب اسلامي، يک سياست است و اين سياست بر اصل «ضرورت وحدت» متکي است؛ بدينمعنا که به علت ضرورت وحدت اسلامي، بايد به دنبال رفع تنازعات بود تا تنشهاي منطقهاي فروکش کرده، پيشرفت، جامعهپردازي و تمدنسازي اسلامي محقق گردد.
دستيابي به تفکر صلحآميز نيازمند رعايت اصولي است که مسير اين تفکر را هموار ساخته، به تحقق آن کمک کند. بنابراين بايد به راهکار و منطقي انديشيد که مسلمانان را به صلح مجهز کرده، از اين طريق، امنيت ايشان را بيش از پيش تأمين کند؛ زیرا نسبت صلح و امنيت نسبتي انکارناپذير و ضروري است؛ همانگونه که نسبت تنازع و عدم امنيت نيز نسبتي انفکاکناپذير است. ازاینرو براي تقويت ساختار دفاعي امت واحده اسلام و تأمين امنيت نظام اسلامي، دستيابي به تفکر صلحآميز، امري ضروري و اجتنابناپذير است و به همين سبب، وحدت و همگرايي آرمان بزرگ امام راحل بوده است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 12/4/1368).
«دستيابي به تفکر صلحآميز» عنواني است که با وجود اهميت آن، توسط نظريهپردازان و محققان الهيات، مطالعه جدي بر آن صورت نگرفته است. اما در حوزه عمليات، راهکارهاي عملياتي دستيابي به صلح، در شکل تقويت گفتوگو ميان عالمان مسلمان اجرا شده است. با توجه به اينکه اصليترين راهکار براي رسيدن به تفکر صلحآميز، مسئله «همگرايي» است، ميتوان گفت: مقالات و آثار نوشتهشده در زمينه همگرايي، با واسطه ميتواند پيشينه اين مسئله باشد.
مقاله «گفتمان وحدت و همگرايي امت اسلامي در انديشه سياسي امام خامنهاي» (آقايي، 1393) يا مقالاتي همچون «وحدت جهان اسلام از ديدگاه امام خميني» (آذين و همكاران، 1393) و «جايگاه وحدت و انسجام در اسلام با تأکيد بر ديدگاه مقام معظم رهبري» (قاسمي و حسيني، 1392) تا حدي به اين راهکار صلحآميز توجه کردهاند. موضوع «همگرايي» در غالب مقالات، براي اثبات جايگاه و ضرورت اين اصل مدنظر قرار گرفته، ولی همگرايي بهمنزله چگونگي الگوسازي، در اصلاح تفکر مطمحنظر قرار نگرفته است.
مقاله «صلح جهاني، زير سايه عدالت جهاني» (خامنهاي، 1381)، صلح را در خدمت عدالت تعريف کرده که منطق معنايي صلح است؛ اما صرفاً به اين مقوله توجه کرده و به راهکار نپرداخته است؛ زیرا اصلاً موضوع ايشان پرداختن به راهکارها نبوده است.
نيز ليندا بريسکمن (1399) در مقاله «ايجاد تفاهماتي براي صلح، عدالت و حقوق بشر» به مفاهيم حقوق بشري و چارچوبهاي قانوني براي استناد به اين مفاهيم پرداخته که در جاي خود، اثري قابل نقد است؛ اما الگویی ارائه نکرده و به اسنادي هم استناد کرده که در تبيين حقيقي حقوق بشر، ابترند. بنابراين جاي پرداختن به الگویی که رهبر انقلاب بيان کرده خالي است. اين مقاله درصدد است از مجموع بيانات ايشان به الگويي مناسب دست يابد.
1. مفهومشناسي
1ـ1. «صلح»
کلمه «صلح» به معناي «الصَّلَاح» يعني خوبي و نيکويي يا به معناي آشتي اقوام با همديگر است (فراهيدي، 1409ق، ج 3، ص 117؛ صاحببن عباد، 1414ق، ج 2، ص 459) نيز «صلح» نقيض «فساد» است (ازهرى، 1421ق، ج 4، ص 142؛ جوهري، 1376ق، ج 1، ص 383). بنابراين مفهوم «صلح» در اين مقاله به معناي «آشتي» و داراي معنايي نقيض «فساد» است.
2ـ1. و 3ـ1. «همگرایی» و «وحدت»
«همگرايي» از نظر چارجوب مفهومي، به معناي «وحدت» بسيار نزديک است. «وحدت» در لغت به معناي انفراد و يکي بودن، پيوستگي و عدم تفرق است (صاحببن عباد، 1414ق، ج 3، ص 181؛ جوهري، 1376ق، ج 2، ص 547؛ راغب اصفهاني، ۱۴۱۲ق، ص ۸۵۷). بنابراين جوهره معنايي «وحدت»، پيوستگي و يکي بودن است؛ اما «همگرايي» اگرچه نزديک به اين معناست، اما دقيقاً به همين معنا نيست. «همگرايي» به معناي تقارب است و «همگرا» به معناي بههمکننده و پيونددهنده به کار ميرود (دهخدا، 1373، ج 14، ص 20824؛ عميد، 1389، ج 2، ص 1904) يا به معناي آن است که با ديگري داراي يک گرايش و هدف و ميل است (عميد، 1389، ج 2، ص 1904).
اين اصطلاح معمولاً در مقابل «واگرايي» قرار دارد (آقابخشي و افشاريراد، 1386، ص 321) و در علوم سياسي بيانگر شرايطي است که در آن، سازمانهاي گوناگون، با حذف عوامل اختلافبرانگيز و تعصبات خاص، به سود اهداف و منافع مشترک، تا به حدي به هم نزديک ميشوند که نظام جديدي از روابط، جايگزين نظام پيشين ميگردد (ولايتي و محمدي، 1389).
بنابراين در مجموع، «همگرايي» اگرچه معنايي نزديک به «وحدت» دارد، اما مانند وحدت به معناي يکي شدن نيست، بلکه به معناي پيوند دو فرد يا دو گروه در فکر يا هدفي مشترک است.
معناي مختار «وحدت» در تفکر مقام معظم رهبري، نزديک به معناي «همگرايي» است. از منظر مقام معظم رهبري، «وحدت» به معناي اتحاد مسلمانها با محوريت كتاب خدا و سنت نبى اكرم و شريعت اسلامى و دشمني نکردن ايشان با يکديگر است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 19/7/1368)؛ اما معناي اين اتحاد يکي شدن نيست، بلکه ايشان معتقدند: «وحدت» در پيروان مذاهب به معناي احساس برادرى مذاهب است و «برادري» بدين معنا نيست که شيعه، سنى و سنى شيعه شود. نيز به معناي يكى شدن عقايد و مذاهب اسلامى نيست (بيانات رهبر معظم انقلاب، 30/5/1385)، بلکه به معناي تأکيد بر نقاط مشترك و کمرنگ ساختن نقاط اختلاف و افتراق است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 24/7/1376).
4ـ1. «تمدن»
«تمدن» از ديدگاه دهخدا به معناي «شهرنشيني» است (دهخدا، 1377، ج 4، ص 6109؛ معين، 1378، ج 1، ص 1139) و از ديدگاه ابنخلدون، حکايت از حالت اجتماعي انسان دارد که موجب تکامل جامعه میشود (ابنخلدون، 1391، ص 157).
2. منطق حاکم بر صلح با الگوي اسلامي
اصولاً منطقْ معيار خطاگيري است و آنچه داراي منطق است ميتواند خود را از خطا ايمن سازد. ازاینرو در مقاله حاضر يکي از سؤالات اين است که منطق حاکم بر صلح در تفکر راهبردي مقام معظم رهبري چيست؟
در پاسخ، ابتدا بايد دانست که صلح در جهت ايجاد برادري امري ارزشمند است؛ اما هر مفهوم ارزشمندي در يک منطق معنايي خاص، داراي ارزش است. مقام معظم رهبري درباره اهميت صلح، معتقد است: اين مقوله از جمله نيازهاي بشر و موجب سلامت محيط پرورش انسان است:
«سلامت محيط پرورش آدمى» به معناى آن است كه بشر با خداى خود، با درون خود، با همنوعان خود و با طبيعت پيرامون خود با صلح و سلامت رفتار كند. «صلح» به اين معناى عام يكى از بزرگترين نيازهاى بشر براى رشد و تعالى و رستگارى است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 9/6/1379).
اما بايد به اين نکته مهم اشاره کرد که صلح بهخوديخود داراي ارزش و اعتبار نيست، بلکه منطق حاکم بر آن موجب ارزش و اعتبار صلح خواهد شد. صلح از ديدگاه مقام معظم رهبري بايد برخاسته از ايمان و انديشه باشد، وگرنه وجود سكوت ناشى از غلبه و رعب و فريب ارزشي ندارد. از ديدگاه ايشان، «صلح شايسته» آن است که بر مبناى عدالت، معرفت به كرامت انسان و به دور از اغراض قدرتمداران عالم استوار باشد. بنابراين هر چه بهعنوان صلح مطرح میشود، به خودي خود داراي ارزش نيست.
ايشان معتقد است: اساساً دين اسلام دين اتحاد، برادرى و صلح جهانى است؛ اما منطق صلح در اسلام، آشتي و اتحاد ظالم با مظلوم نيست؛ زیرا چنين صلحي در حقيقت بهمنزله فشردن دست جلاد بر سر جنازه شهيدان عدالت است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 1/12/1380). بنابراين صلح نميتواند با ظلم يکجا جمع شود (بيانات رهبر معظم انقلاب، 8/2/1372).
در نتيجه، «صلح ارزشمند» صلح همراه با عدالت است. در حقيقت، ايجاد محيطي سالم و صحيح براى معيشت انسان و دنيايي فارغ از ظلم، از ابتدا هدف پيامبر گرامی بوده و مفهوم «قسط و عدل» از چنين جهاني حکايت ميکند. بنابراين جهانِ موعودْ جهاني سالم براي زندگي انسان و محيطي آميخته با قسط و عدل است. پس صلح نيز در اين فضاي معنايي به معناي پديدهاي آميخته با عدالت، ارزشمند خواهد بود.
مقام معظم رهبري «صلح» را با شرط «عدالت» هدفي آرماني ميداند، نه صلح فارغ از عدالت را:
صلح آن زمان خوب است كه عادلانه باشد. بسيارى براى رسيدن به عدالت، جنگ را انتخاب مىكنند و در راه عدالت، مىجنگند. پس پيداست كه عدالت از صلح بالاتر و مهمتر است. حقيقت هم همين است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 29/9/1374).
بنابراين منطق حاکم بر صلح، «عدالت» است و در نتيجه بايد گفت: هر صلحي از ديدگاه مقام معظم رهبري ارزشمند نیست، بلکه اگر به معناي سکوت در برابر ظالم باشد، مذموم نيز هست.
3. راهکارهاي دستيابي به تفکر صلحآميز اسلامي
يک انديشه زماني ميتواند به صحنه اجرا نزديک شود که راهکارهاي عملیاتي داشته باشد، وگرنه تنها دفتري بر سر طاقچه است که خاک خورده و گشوده نخواهد شد. پس صلح نيز بهمثابه يک نظريه و يک نوع تفکر، بايد داراي راهکارهاي عملياتي باشد. بر همين اساس، ايجاد تفکر صلحآميز نيازمند کاربست اصولي است که بتواند اين تفکر را ايجاد کرده، رونق دهد و جامعه اسلامي را در فضايي امن قرارداده، آشتي ملل مسلمان را محقق سازد.
آيتالله خامنهاي طی سالهاي رهبري، همواره بر ايجاد وحدت بهمنزله اصلي اساسي تأکيد کرده، اما نبود تفکر صلحآميز در برخي کشورهاي جهان عرب، موجب فاصله گرفتن مسلمانان و تنازعات شديد ستيزهجويانه در ميان ايشان شده و مانعي بزرگ براي وحدت است. بنابراين بايد به راهکارهايي انديشيد که بتواند صلح را محقق سازد. مقاله حاضر درصدد کشف راهکارها از مجموع بيانات امام خامنهاي است.
1ـ3. کارکرد همگرايي اسلامي در ايجاد تفکر صلحآميز
سؤال مهم اين است که جايگاه و ضرورت همگرايي چيست؟ و چگونه ميتوان از آن براي ايجاد تفکر صلحآميز بهره گرفت؟
در پاسخ بايد گفت: همگرايي در بعد بينالمللي در سطح كشورهاى اسلام، از سياستهاي کلي نظام در جهت توسعه و پيشرفت محسوب ميشود (بيانات رهبر معظم انقلاب، 21/10/1387). اين سياست موجب همزيستي مسالمتآميز و صلحطلبانه مسلمانان شده، حصاري در مقابل عداوتهاي دشمنان خواهد بود. ازاینرو دستيابي به آن، از ديدگاه مقام معظم رهبري، وسيله عزت و قدرت در جامعه است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 21/7/1386)؛ زیرا موجب گردآوردن تمام اجتماع اسلامي گرد محور توحيد است و اين البته قدم اول محسوب ميشود و با توجه به محوريت توحيد در اديان ابراهيمي، اين اصل قابل امتداد خواهد بود.
اما باز سؤال باقي است که اتحاد جامعه اسلامي چه ضرورتي دارد؟ معظمٌله معتقد است: اتحاد بر گرد يک محور موجب احساس نزديکي و برادری میشود و اين اتفاق، ابعاد جامعه اسلامي را گسترش داده، تا ايجاد جامعه ايماني فراخواهد رفت. اين نزديکي که رهاوردي همچون اقتدار دارد و عزت مسلمانان را به دنبال ميآورد (بيانات رهبر معظم انقلاب، 25/10/1385)، مانع واگرايي اصحاب مذاهب از يکديگر و تمرکز بر تنازعات فکري و عقيدتي خواهد شد. بنابراين دستيابي به تفکر صلحآميز در جوامع مسلمان از طريق همگرايي حاصل میشود و نتيجه آن برادري مذاهب است و اصلاً ميتوان گفت: صلح در ميان مذاهب اسلامي چيزي جز احساس برادري نيست.
2ـ3. کارکرد نگاه تمدني در دستيابي به تفکر صلحآميز
«تمدن» اصطلاح غريبي نيست و هرکس با اهداف نظام جمهوري اسلامي اندک آشنايي داشته باشد با اين واژه نيز آشناست، هرچند همانگونه که «با حلواحلوا گفتن، دهان شيرين نميشود»، تکرار این واژه نيز موجب ايجاد و استقرار آن نخواهد شد، بلکه به تلاشي شايسته و بايسته نياز است تا مطالبه امامين انقلاب و نقطه آرماني نظام اسلامي محقق شود.
«تمدن» تکامل جامعه بشري است و بايد اين نکته را دانست که همانگونه که هر صلحي ارزشمند نيست، هر تمدني نيز آرمان جمهوري اسلامي بهشمار نمیآید. از نظر مقام معظم رهبري، تمدنِ معيار اسلامي در ماهيت و شاخصهها با تاريخ ايران قبل از اسلام و تمدن بدَوى آن دوران متفاوت است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 12/7/1372). بنابراين منظور از «تمدن نوين اسلامي» نه بازگشت به تاريخ پادشاهي و امپراتوري ايران و نه شبيهسازي با تمدن غرب است؛ زیرا در حقيقت، تمدن اسلامى تمدن برتر غربى را از بين برده و آن را منفرض کرده است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 29/6/1373).
حال سؤال اين است که ماهيت تمدن اسلامي چيست؟ و کارکرد نگاه تمدني در ايجاد تفکر صلحآميز چگونه است؟
تمدن نوين اسلامي از ديدگاه مقام معظم رهبري، سراسر جهادي است و عناصر آن بناى «جامعه اسلامى»، «استحكام بخشيدن به ساخت قدرت ملى» و «اصلاح سبك زندگى» است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 1/5/1392). واضح است که دستيابي به چنين آرماني در گروه تحقق فضايي امن است که ماهيتي صلحآميز دارد؛ زیرا بناي جامعه اسلامي و استحکام قدرت ملي هرگز در فضاي تنازعات و قهرها و خصومتها بهدست نميآيد. اين تمدن موجب ايجادي فضايي خواهد شد که انسان در آن از لحاظ معنوى و از لحاظ مادى رشد کرده، به غايات مطلوب الهي دست مييابد (بيانات رهبر معظم انقلاب، 14/6/1392).
اصولاً تمدن تکيه بر تفکر دارد؛ زیرا از نظر امام خامنهاي، تمدن اسلامي بر دو عنصر «توليد فكر» و «پرورش انسان» استوار است (پيام به اجلاس هزارة رهبران ديني، 9/6/1379). بنابراين «نوع تفکر»، عنصر اصلي تمدن است و از نظر مقام معظم رهبري، تفکري پسنديده است که موجب ايجاد برادري مذاهب با يکديگر شود.
3ـ3. کارکرد بهرهگيري از اشتراکات عقيدتي در تفکر صلحآميز
فکر جانمايه انسانيت است و اين جانمايه ميتواند انسان را به اوج سعادت رساند يا به خاک مذلت بکشاند؛ زیرا متعلق فکر ميتواند ارزش آن را تعيين کند. فکر ميتواند در مسيرهاي مختلف حرکت کرده، وحدتبخش يا تفرقهآفرين باشد. در اين زمينه، علم منطق به هنر درست انديشيدن پر و بال داده، علوم گوناگون بر مبناي قوانين منطقي، به توسعه خويش پرداختهاند. نيز مغالطات و جدلها راه درست انديشيدن را به انحراف ميبرند.
اکنون جاي اين سؤال است که در ارتباط مذاهب اسلامي، چه چیزی موجب تفکر صلحآميز و ايجاد برادری ميان ايشان میشود؟ در پاسخ به اين سؤال، ميتوان به وجود اشتراکات و اختلافات در تفکر مذاهب اشاره کرد. البته اختلافات در عرصه عقايد، موجب يارکشي تودههاي مردم و فرقههاي مختلف شده، گروههاي اعتقادي را همواره به مدح و ذم يکديگر مشغول ميکند. ازاینرو عقايد و افکار ميتوانند مبناي صلح و برادري بوده، يا آتش نفاق و اختلاف را روشن کنند.
اشتراکات عقيدتي اصولاً مقولهاي وحدتآفرين است که منجر به ايجاد روابط صلحآميز و ايجاد دوستي خواهد شد. گمان عدهاي بر اين است که وحدت دنياي اسلام و صلح مسلمانان به معناي وجود يک فکر و يک عقيده در ميان همه پيروان مذاهب است و وجود فکر و عقيده واحد، موجب يکدستي جامعه و همدستي در حل مسائل خواهد شد، در حالي که اين طرز تفکر صحيح نيست. از ديدگاه مقام معظم رهبري، منظور از «وحدت» انصراف سني و شيعه از عقيده خويش و اتخاذ عقيده سوم نيست؛ زیرا تغيير عقيده وابسته به تحقيق و تفحص و مطالعه هر كس و مسئلهاي بينه و بين اللّه است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 19/7/1368). بنابراين راه صلح و آشتي ميان مذاهب، لزوماً يکي شدن نيست.
يکي از مهمترين راهکارها در رسيدن به صلح مذاهب، راندن تنازعات به محافل علمي و جمع کردن اختلافات از صحنه اجتماع است؛ زیرا جاي بحث از تنازعات فکري و طرح مسائل اختلافي محافل و حلقههای علمي است. ازاینرو توليد فکر و حل تنازعات فکري کار علماست و نبايد در بستر اجتماع، موجب آتش افرزوي شود. بنابراين راهکار اين است که صاحبان افکار مختلف در محافل علمي خويش، با استدلال به اثبات عقيده خود بپردازند. البته بايد ميان اثبات عقيده و جنگافروزي حول آن تفاوت گذاشت؛ زیرا در اثبات يک فکر، اهانت به مقدسات يکديگر مسئلهاي مطرود است (همان).
بنابراين «اتحاد» به معناى همدلي و همدستي صاحبان عقايد اسلامي در برابر دشمن مشترک و نزديکي فِرَق گوناگون است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 24/7/1368).
نتيجه اينکه راهکار عملياتي مقام معظم رهبري در مقوله تنازعات فکري، طرح اختلافات و چالشها در محافل علمي است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 30/5/1385). اين مباحث در زيست اجتماعي و سياسي جامعه اثر مستقيم ندارد، اما کشاندن اختلافات به صحن اجتماع، همه چيز را تحت تأثير قرار داده، جوامع اسلامي را روبهروي هم مينهد و موجب پيدايش فرق انحرافي و تکفيري و در نتيجه از بين رفتن صلح و آشتي خواهد شد. بنابراين، راهکار عملياتي راه مباحثات عالمانه با رويکرد عقلگرايي است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 11/7/1369).
4ـ3. کارکرد حرکت بر پايه اصول در ايجاد تفکر صلحآميز
يکي از مسائل مهم در روشن شدن آتش تنازعات فکري و دور شدن از صلح و آشتي، نشناختن اصول از فروع و جانمايي فروع بهجاي اصول است. در توضيح اين مطلب بايد گفت: گاه محور و مرکز حرکت شناسايي نشده و همين آشفتگي موجب قهر و اختلاف است.
از نظر مقام معظم رهبري، «تقريب مذاهب» يک اصل است و بهمثابه مهمترين راهکار صلح پيروان مذاهب، ضروري محور حرکت در نظام اسلامي است؛ زیرا از ديدگاه قرآن، معتقدان به کتاب الهي، دين و قبله واحد با يکديگر برادرند (بيانات رهبر معظم انقلاب، 18/2/1383). ازاینرو بايد همه بر يک محور تکيه کنند. حتي ايشان در تبيين اين اصل معتقد است: تقريب تا آن حد ضروري است که در صورت تعارض با تكليف شرعى و احتمال ايجاد اختلاف در صورت عمل به تکليف، بايد مقدم داشته شود. ايشان معتقد است: در چنين مواقعي، آنچه تكليف شرعى است، حرام بوده و حفظ وحدت واجب است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 12/4/1368). بنابراين اصل وحدت، سرآمد ساير اصول قرار گرفته، در تنازع احتمالي با ساير اصول، تقدم خواهد داشت (بيانات رهبر معظم انقلاب، 1/12/1369).
حال سؤال اين است که محور وحدت مسلمانان بايد چه باشد تا همه گرد آن جمع شوند؟ در دين مقدس اسلام، «وحدت» اصلي اساسي بر پايه توحيد است که مظهر آن ذات مقدس بارى تعالى است و همه براساس آية «كُلٌّ إِلَيْنا راجِعُونَ» (انبیاء: 93) و آية «إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ» (نور: 42) به سوي او در حرکتند. بدینروی مهمترين نقطه اشتراک که ميتوان آن را به وسعت اديان معنا کرد، توحيد الهي است. پس محور جمع گروههاي اسلامي نزديکسازي مسلمانان به يکديگر بر محور توحيد است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 1/6/1389).
در نتيجه، اگر اصل محوريت يابد، صاحبان افکار و عقايد در اصول توافق حاصل کرده، خواهند دانست که اختلافات در فروع است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 3/5/1388) و البته ترجيح اصول بر فروع، موجب تجمع فرق گرد مشترکات خواهد شد (بيانات رهبر معظم انقلاب، 17/1/1386).
5ـ3. کارکرد تکيه بر مظاهر وحدت در ايجاد تفکر صلحآميز
گاهي در هنگام بروز قهر يا نزاع عقيدتي، بايد به دنبال يک نقطه اميد براي شروع دوباره بود و مظاهر وحدت مشعل اميد براي مسلمانان محسوب ميشود؛ زیرا در ميان فرق اسلامي، نقاط اشتراک فراوان است. وجود مقدس پيغمبر، قرآن، وجود مبارک حضرت علي، قبله مشترک، نمازهاي جمعه و جماعت و نماز اعياد و جشن اعياد بزرگ اسلامي از مشترکات اعتقادي فرقههاي اسلامي است.
وجود مقدس پيغمبر بهترين مرکز وحدت عالم اسلام و نقطه جامعيت همه مسلمانان است (بيانات رهبر انقلاب، 31/3/1379) و قرآن نيز از اهم عوامل وحدت همه مسلمانان محسوب ميشود (بيانات رهبر معظم انقلاب، 14/4/1390).
نيز وجود مبارک اميرالمؤمنين و عملکردشان پس از رحلت پيامبر اکرم و چشمپوشي از حقشان به علت تأکيد عملي بر وحدت امت اسلامى، الهامبخش اهميت برادري مسلمانان است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 15/4/1388). ايشان نقطه به هم رسيدن فرقههاست؛ زیرا بهعنوان امام يا خليفه، مقبول مسلمانان است. بنابراین هيچ طرفى نمىتواند ادعا كند كه اميرالمؤمنين متعلق به اوست (بيانات رهبر معظم انقلاب، 26/4/1387). ايشان نقطه وحدت و مورد خضوع همة دنياى اسلام، بجز عده قليلي به نام «نواصب» است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 15/8/1383). بنابراين ميتوان از وجود ايشان براي همدلي ميان مسلمانان بهره برد.
حتي ايشان معتقد است: تبيين درست مسئله «غدير» مىتواند در ميان مذاهب اسلامي وحدتآفرين باشد (بيانات رهبر معظم انقلاب، 10/8/1391) و نبايد اجازه داد دشمن از اين عيد بزرگ براي خصومتآفريني بهرهجويي کند، در حالي که اين عيد ميتواند بهمنزله عيد کامل شدن دين، صلحآفرين باشد.
همچنین حج بهترين جايگاه براي دشمنستيزي و «برائت از مشركان» است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 3/7/1391) که ميتواند محفلي بزرگ براي جمع پيروان مذاهب و آشتي ايشان و حل و فصل خصومتها باشد تا ارادهها در برابر دشمن واحد يکي شده، تفکر صلحآميز در جهت تأمين زيرساختهاي تمدن ايجاد شود؛ زیرا فريضه «حج» موجب کمرنگ شدن فارقها و پررنگ شدن جهات اشتراك و اتحاد بين ملتهاى گوناگون است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 1/9/1385) و منجر به کشف نقشههاى خائنانه دشمن نيز خواهد شد (بيانات رهبر معظم انقلاب، 4/8/1391).
اما در ميان همه مظاهر، «قدس» به وضوح، نشانه نفرت را مشخص کرده و نوک پيکان را به سمت دشمن مشترک مسلمانان ميگيرد. بنابراين روز «قدس» یكى از جلوههاى حقيقى اتحاد و انسجام دنياى اسلام بهشمار ميآید (بيانات رهبر معظم انقلاب، 10/7/1387) که همه را با هر تفکر و گرايشي با هم عليه يک دشمن مشترک، متحد و همراه ميکند؛ زیرا به تعبير مقام معظم رهبري، خبيثترين حيلهها براي شکستن وحدت مسلمانان، غصب سرزمين فلسطين بوده است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 7/10/1379) که مبارزه عليه آن موجب نزديک شدن قلبها و تفکرها و اهداف در سرزمينهاي اسلامي است (بيانات رهبر معظم انقلاب، 21/11/1375). بنابراين قدس ميتواند محور صلح مذاهب و حتي آزاديخواهان جهان حول يک هدف مشترک باشد.
اساساً تمام اجتماعاتي که مسلمانان در آن گرد هم ميآيند مانند عيد فطر (بيانات رهبر معظم انقلاب، 10/7/1387) و نماز جماعت در دو عيد فطر و قربان، موجب احساس نزديکي مسلمانان گرد يك محور مشترك خواهد شد (بيانات در خطبههاى نماز عيد سعيد فطر، 21/11/1375) که ميتواند عيد آشتىكنان دلهاى مسلمانان در ابعاد ملي و بينالمللي محسوب شود (بيانات رهبر معظم انقلاب، 21/7/1386).
نتيجهگيري
عمل ريشه در فکر دارد، و نوع تفکر سطح و نوع عمل را نيز تعيين ميکند. تفکر الهياتي به دنبال ساختن جامعهاي توحيدي است و تفکر الحادي انسان و تمنيات او را محور قرار داده، بر بنياد خواستههاي انسان استوار است. جنگ و صلح دو مقوله متقابلي است که در تمام طول تاريخ، با سرنوشت جوامع بشري عجين شده است. در ميان اين دو مقوله متقابل، هيچ کدام اصالتاً مطرود يا محبوب نيست؛ زیرا گاه جنگ براي دفاع از آرماني بزرگ اتفاق میافتد يا متجاوري را از صحنه خارج خواهد کرد که بهمنزله دفاعي مقدس است و گاه خاکي را به ويراني میکشاند و موجب تجاوز ظالمانه به حريمي ميشود که جنگي مذموم است.
به همين وزان، صلح نيز بهخوديخود ممدوح و ارزشمند نيست. گاه صلح از منظر يک متجاوز، به معناي سکوت مظلوم در مقابل چنگال ظالم است. صلح ارزشمند داراي شاخصههايي است که مهمترين شاخصه آن «عدالت» است. معناي «تفکر صلحآميز اسلامي» نيز صلح عدالتطلبانه است که براي دستيابي به جامعهاي امن و تمدن نوين اسلامي بايد حاصل شود. در اين مسير، همگرايي مذاهب به معناي رفع خصومتها، قهرها و فاصلهگذاريهاي تفرقهانگيز ميان مسلمانان، تفکر ملل را به سمت آشتي و صلح هدايت کرده که سرآغاز آباداني است.
همچنین ارتقاي سطح تفکر در حد تفکر تمدني، حرکت در مسير اصول و اشتراکات عقيدتي و تأکيد بر نمادهاي مشترک اسلامي، ميتواند تفکر صلحآميز را رشد داده، منجر به برادري ملتهاي مسلمان شود.
پيشنهاد میشود هریک از راهکارهاي ذکرشده در مقاله، توسط مسئولان امر به صورت برنامه اجرايي در سطح بينالمللي تدوين گردد؛ زیرا راهکار عملياتي شدن نيازمند برنامه اجرايي، فازبندي اجرا و تعيين منابع است؛ مثلاً در بحث استفاده از مظاهر وحدت، ميتوان در اجلاس ائمه جمعه سراسر کشور، به وفاقي جمع دست يافت تا از هریک از مظاهر براي ايجاد برادری ديني بهرهگيري شود. نيز ميتوان با تبيين چگونگي دستيابي به تمدن اسلامي، عالمان شيعه و اهلسنت را به نقش وفاق مسلمانان در اصلاح و پيشرفت جامعه اسلامي آگاه کرد و براي سازمانهاي اثرگذار اسلامي، نقشهاي آشتيجويانه ترسيم نمود.
- ابنخلدون، عبدالرحمن، 1391، مقدمه ابنخلدون، چ سيزدهم، تهران، علمي و فرهنگي.
- ازهرى، محمدبن احمد، 1421ق، تهذيب اللغة، بيروت، دار احياء التراث العربي.
- آذين، احمد و همكاران، 1393، «وحدت جهان اسلام از ديدگاه امام خميني»، مطالعات سیاسی، ش 23، ص 187ـ208.
- آقابخشي، علي و مينو افشاريراد، 1386، فرهنگ علوم سياسي، تهران، چاپار.
- آقايي، محمدتقي و مجتبي سلطاني، 1393، «گفتمان وحدت و همگرايي امت اسلامي در انديشه سياسي امام خامنهاي»، انديشنامه ولايت، ش 4، ص 83ـ100.
- بريسکمن، ليندا، 1399، «ايجاد تفاهماتي براي صلح، عدالت و حقوق بشر»، حقوق بشر، دوره پانزدهم، ش 30، ص 125ـ136.
- بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار با اقشار گوناگون مردم و مسئولان، در: Khamenei.ir
- جوهري، اسماعيلبن حماد، 1376ق، الصحاح، تحقيق احمد عبدالغفور عطار، بيروت، دارالعلم للملايين.
- خامنهاي، سيدمحمد، 1381، «صلح جهاني، زير سايه عدالت جهاني»، كتاب نقد، ش 24و25، ص 159ـ178.
- دهخدا، علياکبر، 1373، لغتنامه دهخدا، چ دوم، تهران، روزنه.
- راغب اصفهاني، حسينبن محمد، 1412ق، مفردات الفاظ قرآن، بيروت، دار القلم.
- صاحببن عباد، اسماعيل، 1414ق، المحيط فى اللغة، بيروت، عالم الكتب.
- عميد، حسن، 1389، فرهنگ عميد، چ سوم، تهران، فرهنگ نما.
- فراهيدى، خليلبن احمد، 1409ق، العين، چ دوم، قم، هجرت.
- قاسمي، زهرا و سيدمحمدامين حسين، 1392، «جايگاه وحدت و انسجام در اسلام با تأکيد بر ديدگاه مقام معظم رهبري»، اسلام و علوم اجتماعي، ش 9، ص 147ـ165.
- معين، محمد، 1378، فرهنگ فارسي معين، چ پنجم، تهران، اميرکبير.
- ولایتی، علیاكبر و رضاسعيد محمدي، 1389، «تحلیل تجارب همگرای در جهان اسلام»، دانش سیاسی، سال ششم، ش 1، ص 159ـ179.