صورتبندی نظری الگوی مواجهه با نظام بینالملل در اندیشه علامه مصباح یزدی با تأکید بر منطق مقاومت
/ دکتری علوم سیاسی مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، قم، ایران / esmaeilammar@gmail.comArticle data in English (انگلیسی)
مقدمه
نظام بینالملل معاصر بر مبنای آموزهها و خواست قدرتهای استکباری غرب شکل گرفته است. کشورهای استعماری با ورود به عرصۀ رقابت و سلطهگری بر دیگر مناطق جهان، ساختار و قواعد آن را بنا نهادند. این نظام که بیشتر بر بنیانهای لیبرالدموکراسی غربی و ساختارهای قدرتمحور استوار است، برای بسیاری از اندیشمندان اسلامی بهعنوان نظام سلطه و ناعادلانه تعریف میشود. چگونگی مواجهه با این نظام این پرسش بنیادین را فراروی اندیشمندان قرار داده است که چه نوع رابطهای باید با آن برقرار کرد: تعامل؛ تقابل؛ یا راهحلی میانبر بر اساس اصول دینی و هویتی خود؟
با توجه به تحولات نظری در حوزة روابط بینالملل و همچنین تجربیات عملی جمهوری اسلامی در تعاملات بینالمللی، این پرسش بنیادین بهصورت جدیتری مطرح میشود که گفتمان مقاومت در اندیشة علامه مصباح یزدی از چه ظرفیتی برای ارائة الگویی پایدار و مؤثر در مواجهه با نظام سلطه برخوردار است؟ آیا این گفتمان صرفاً مبتنی بر تقابل است یا در آن، ظرفیتهایی برای تعامل هدفمند، مشروط و هویتمند نیز وجود دارد؟ بنابراین مسئلة اصلی این پژوهش چنین است: الگوی تعامل یا تقابل با نظام بینالملل در اندیشة اسلامی چگونه تبیین میشود و گفتمان مقاومت در منظومة فکری علامه مصباح یزدی، از چه ویژگیها، بنیانهای معرفتی و پیامدهای نظری در مواجهه با نظام سلطه برخوردار است؟
تحقیقات انجامشده در مواجهة اسلام و نظام بینالملل را میتوان در دو دستة کلی طبقهبندی کرد: دستة نخست شامل طیف گستردهای از پژوهشها میشود که در قالب کتاب و مقاله منتشر شده و با تحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی در عرصۀ بینالملل، به مفاهیمی چون هویت دینی، استقلالطلبی و مقاومت، بهعنوان عناصر شکلدهندة کنش خارجی جمهوری اسلامی پرداختهاند. ابراهیم متقی و زهره پوستینچی در کتاب الگو و روند در سیاست خارجی ایران، مقاومت را یکی از گفتمانهای سیاست خارجی ایران میدانند که در دو بعد حفظمحور و رشدمحور بر سیاست خارجی ایران تأثیر گذاشته و آن را هدایت کرده است. سیدذکریا محمودیرجا در مقالة «رویکرد مقاومتمحور در حکمرانی جمهوری اسلامی: بررسی بسترها و دلایل سیاست هستهای دولتهای نهم و دهم» به حکمرانی مقاومتمحور جمهوری اسلامی پرداخته و آن را دارای پیشینة عمیق در فرهنگ و تمدن ایرانی ـ اسلامی دانسته است. تمرکز این آثار، بیشتر بر سطح سیاست خارجی و رفتار دولت بوده و کمتر به بازسازی نظری مفهوم مقاومت در اندیشة متفکران اسلامی پرداخته شده است.
دستة دوم پژوهشهایی هستند که بهطور خاص به مفهوم مقاومت در گفتمان انقلاب اسلامی و اندیشة سیاسی اسلام اختصاص یافتهاند. افتخاری در کتاب مقاومت در اسلام؛ نظریه و الگو، در تبیین رویکرد اسلامی به مقاومت با اشاره به دو بعد سلبی و ایجابی مقاومت، بیان میکند که نظریة مقاومت اسلامی مورد توجه اندیشمندان قرار نگرفته است و آن را یک امر لازم میداند. برخی از این آثار، مقاومت را بهمثابة راهبردی سیاسی ـ امنیتی در برابر هژمونی نظم لیبرال بینالمللی تحلیل کردهاند. مجید عباسی و سیدمهدی حبیبی در مقالة «موازنة تهدید: دلایل ساختاری شکلگیری و گسترش اسلام سیاسی و مقاومت اسلامی در خاورمیانه» با کاربست نظریة موازنة تهدید، به بررسی عوامل ساختاری شکلگیری پدیدۀ مقاومت و گسترش اسلام سیاسی از طریق بررسی نحوة عملکرد نظام سلطه میپردازند و دلایل وجودی و گسترش جبهة مقاومت اسلامی را توضیح میدهند. این مطالعات، غالباً رویکردی کلی دارند و به تحلیل منسجم اندیشة یک متفکر خاص در این زمینه نپرداختهاند.
مطالعات و پژوهشهای صورتگرفته پیرامون اندیشة علامه مصباح یزدی بیشتر بر محورهایی همچون فلسفة سیاسی اسلام، مبانی مشروعیت سیاسی، ولایت فقیه و نسبت دین و سیاست متمرکز بودهاند. در این پژوهشها نظریة مقاومت بهعنوان الگوی مواجهه با نظم بینالملل، بهصورت مستقل و نظاممند مورد واکاوی و تبیین قرار نگرفته است. این در حالی است که در منظومة فکری ایشان مؤلفههایی نظیر نفی سلطه، تأکید بر استقلال سیاسی و مقابله با استکبار در عرصة بینالملل جایگاه برجستهای دارد. این مباحث الگوی نسبتاً جامع و منسجمی برای مواجهه با نظام سلطه ارائه میکنند که در قالب «نظریة مقاومت» صورتبندی میشود. ازاینرو پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با بهرهگیری از روش توصیفی ـ تحلیلی در پی پاسخگویی به این پرسش اصلی است که الگوی مواجهه با نظام بینالملل در اندیشة علامه مصباح یزدی چگونه قابل صورتبندی است و آیا نظریة مقاومت در اندیشة ایشان صرفاً بر تقابل با نظام سلطه مبتنی است یا امکان نوعی تعامل مشروط و هدفمند مبتنی بر حفظ هویت اسلامی را مجاز میداند؟
برای پاسخگویی به پرسش تحقیق، نخست مبانی نظری و چهارچوب مفهومی پژوهش و نسبت آن با نظریههای روابط بینالملل تبیین میشود؛ سپس مبانی معرفتی و هنجاری نظریة مقاومت در اندیشة علامه مصباح مورد تبیین قرار میگیرد و در نهایت، الگوی مواجهه با نظام بینالملل در این نظریه، با تمرکز بر نسبت تعامل و تقابل مورد تحلیل قرار میگیرد.
1. مبانی نظری و چهارچوب مفهومی
بحث مبانی نظری و چهارچوب مفهومی، پیششرط ضروری برای فهم علمی و نظاممند موضوع مورد نظر است. برای فهم دقیقتر منطق درونی و بنیانهای ارزشی گفتمان مقاومت در اندیشة علامه مصباح یزدی و نیز دستیابی به چهارچوب منسجم برای تحلیل جایگاه آن در نظام بینالملل، تبیین مبانی نظری و چهارچوب مفهومی ضروری مینماید.
1ـ1. نظام بینالملل معاصر و سازوکارهای سلطه
نظام بینالملل کنونی محصول فرایندهای تاریخی ناشی از استعمارگری دولتهای غربی، جنگهای جهانی و رقابت قدرتهای بزرگ در عرصة بینالمللی است. این نظام بر مبنای اصول لیبرالدموکراسی، سرمایهداری جهانی و اصالت قدرت شکل گرفته است و عمدتاً منافع قدرتهای سلطهگر را تأمین میکند. بهتعبیر علامه مصباح، «نظام ارزشیِ حاکم در جهان امروز که بیشتر ملتها آن را کموبیش پذیرفتهاند، اصولی است که در چهارچوب آزادیخواهی و لیبرالیسم طرح میشود» (مصباح یزدی، 1398الف، ص452). مهمترین ویژگیهای این نظام عبارتاند از: 1. قدرتمحوری، که باعث تقدم قدرت بر عدالت و اخلاق میشود؛ 2. ساختار نابرابر و وجود نهادهای بینالمللی، که عملاً در خدمت قدرتهای بزرگ قرار دارند. نهادهایی همچون سازمان ملل متحد، شورای امنیت، بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول ابزارهای رسمی تثبیت این نظماند؛ 3. سلطة فرهنگی ـ معرفتی، که گسترش ارزشهای لیبرالی بهمثابة معیار جهانشمول را دنبال میکند. در نگاه انتقادی آیتالله مصباح یزدی، این ساختار که با مبانی توحیدی، عدالتمحوری و انسانمداری در تعارض قرار دارد، ابزاری برای تحمیل ارادة قدرتهای استکباری بر سایر ملتهاست. ایشان دراینباره میفرمایند:
قدرتهاى استعمارى در راستاى سیاستهاى استکبارى خود سعى مىکنند ملتها را در جهت اهداف استعمارى خود سوق دهند و آنها را از فرهنگ اصلى خود تهى کنند و از طریق تحمیل فرهنگ وارداتى، نظم و فرهنگ ملتها را در دست داشته باشند (مصباح یزدی، 1389، ص26).
در نگاه علامه مصباح، دو رکن شکلگیری این نظام، مستکبران و ظلمپذیران هستند:
فخرفروشى گردنکشان خود حاکى از وجود جمعیتى است که این صفت زشت و شیطانىِ آنان را برمىتابند و عکسالعمل مناسبى نشان نمىدهند و به این ترتیب بستر مناسبى براى حرکت ایشان در مسیر تباهى بهوجود مىآورند و امتیازاتى را که آنان براى خود قائل هستند، چه واقعى و چه موهوم و خیالى، بهرسمیت مىشناسند؛ درحالیکه اگر پاى چنین افراد سستعنصرى در میان نبود، هیچگاه تکبرى محقق نمىشد (مصباح یزدی، 1397، ص85).
ایشان از اینکه چنین رابطهای زمینهساز شکلگیری نظام استکباری میشود، فراتر میروند و تصریح میکنند: «افرادى که در رؤیاى شیطانى فشردن دست صفا و صمیمیت با آمریکایىها هستند و به آنان با دیدة دوستانى ارزشمند مىنگرند، حقیقتاً خود، آمریکایى هستند» (مصباح یزدی، 1397، ص234).
2ـ1. مفهوم نظام سلطه و الگوهای مواجهه با آن
نظام سلطه در ادبیات سیاسی اسلامی به ساختاری جهانی اطلاق میشود که روابط آن بر مبنای استثمار، تبعیض، سلطة فرهنگی و اقتصادی، و نفی استقلال ملتها استوار است. رهبر معظم انقلاب دراینباره میفرمایند:
نظام سلطه یعنی دنیا تقسیم بشود به سلطهگر و سلطهپذیر؛ یک عدهای حتماً بایستی قدرتمندانه بر همة دنیا حکمرانی کنند؛ کشورهای دیگری هم بایستی زیر پوششهای مختلف از اینها اطاعت کنند. این نظام سلطه را پیشرفت علمی اروپا بهوجود آورد (حسینی خامنهای، 27/07/1401).
در گفتمانهای معاصر در جوامع اسلامی در مواجهه با نظام سلطه سه رویکرد اصلی تعامل، تقابل و ترکیبی از تعامل و تقابل را میتوان مشاهده کرد. گفتمان تعامل به تعامل انتقادی و اصلاح از دورن توجه دارد و بر بهرهگیری از ظرفیتهای موجود در نهادهای بینالمللی تأکید میکند و اصلاح تدریجی ساختار نظام بینالملل را مورد توجه قرار میدهد. گفتمان تقابل، نظام بینالملل کنونی را اصلاحناپذیر میداند و بر نفی کامل ساختار موجود و تلاش برای برپایی نظام جهانی مبتنی بر ارزشهای اسلامی و انسانی تأکید میورزد. گفتمان سوم با پیشنهاد راهحلهای میانه و مشروط، ترکیب تعامل و تقابل بر اساس مصلحت و حفظ هویت دینی را مورد توجه قرار میدهد. علامه مصباح یزدی منش غرب در نظام بینالملل کنونی را سلطهگری و برتریجویی میداند:
روح مستکبر و تجاوزگر آنان هیچ مرزى را نمىشناسد و هیچ قانونى را ـ حتى اگر خودش وضع کرده باشد ـ معتبر نمىداند! اینان تا زمانى که وجود انسانهاى سربلند و باشرافت دیگرى را در کنار خود احساس کنند، خوى تجاوز و سلطهجویى آرامشان نمىگذارد؛ فقط هنگامى آسودهخاطرند که تمام قدرتمندان در چنگال آنها اسیر باشند و نتوانند در مقابلشان عرض اندام کنند (مصباح یزدی، 1381، ص37).
ایشان با بیان اینکه امروزه استکبار جهانی در تقابل با تفکر توحیدی قرار گرفته است، تأکید میکنند که تمام ادیان توحیدی باید به مبارزة مشترک در مقابل استکبار جهانی ـ که دشمن مشترک تمام ادیان توحیدی است ـ برخیزند؛ «دشمنى که با استفاده از تکنولوژى پیشرفته دنیا را بهصورت دهکدة جهانى درآورده است و مىخواهد بهنفع خود در اختیار بگیرد و متأسفانه این سیستم شرکآلود تا حدى موفق بوده و یک جریان الحاد و بىدینى سیستماتیک ایجاد کرده است (مصباح یزدی، 1391ب، ص119).
از منظر آموزههای قرآنی، این نظام، معادل جبهة باطل و مصداق «طاغوت» تلقی میشود که با جبهة حق در تقابل دائمی قرار دارد:
این منش استکبارى است و ما با چنین خوى و منشى سر جنگ داریم و معتقدیم که حقوق انسانى با قانون جنگل تأمین نمىشود؛ بلکه باید قوانین و مقررات انسانى بر زندگى بشر حاکم باشد تا همة انسانها به حقوق حقة خود دست یابند (مصباح یزدی، 1381، ص37).
3ـ1. مبانی نظری مواجهه با نظم بینالملل در اندیشة سیاسی علامه مصباح
اندیشة سیاسی مبنای کنشگری در عالم واقع است؛ زیرا میان اندیشه و عمل نسبت دوسویه برقرار است و این بدان معناست که هر کنش سیاسی مسبوق به اندیشة سیاسی است (عبداللهنسب، 1402، ص139). در پرتو اندیشة سیاسی، بینش همهجانبه از جامعة سیاسی بهدست میآید که با تمرکز در موضوعاتی مانند سرشت آدمی و دیگر خصوصیات جهان پیرامون ما، سیاست و کنش سیاسی را توصیف میکند. طرح کلی در هر نظریة سیاسی، توصیف همهجانبهای از کنشها و واکنشهاست (اسپریگنز، 1389، ص21ـ22).
دستگاه نظری منسجم در اندیشة سیاسی علامه مصباح یزدی چگونگی مواجهه با نظم بینالملل موجود را تعیین میکند. در این منظومۀ فکری، دین با درآمیختگی عینی با سیاست «بر مجموعة زندگى و حیات انسان و همة عرصههاى وجودى او پرتو مىافکند» (مصباح یزدی، 1396الف، ج1، ص51) و چگونگی روابط با سایر ملل را تعیین میکند (مصباح یزدی، 1394الف، ص22). سیاست عرصۀ تحقق ارزشهای الهی و قدرت ابزاری جهت حفظ عزت و هویت اسلامی است (مصباح یزدی، 1391الف، ج2، ص120). در این نگاه، مشروعیت نظم سیاسی برگرفته از شریعت و ولایت الهی است و نظم جهانی سکولار از آن جهت که با مبانی توحیدی ناسازگار بوده و نمیتواند عدالت را که هدف نهایی نظم اجتماعی است، تحقق بخشد، نامشروع تلقی میشود. چنین تلقیای ضرورت اتخاذ راهبردی فعال و مبتنی بر نفی سلطه را ایجاب میکند؛ راهبردی که از سطح باور و بینش آغاز میشود و تا سطح کنش سیاسی و بینالمللی امتداد مییابد.
4ـ1. مفهوم و مؤلفههای گفتمان مقاومت در اندیشة سیاسی اسلامی
«مقاومت» واژهای عربی است که از ریشة «قام» گرفته شده و از نظر لغوی بهمعنای با او برخاستن و با او مخالفت کردن است (بستانی، 1376، ص680) و در زبان فارسی معانی ایستادگی کردن، با کسی در امری برابری کردن و ضدیت کردن برای آن ذکر شده است (فست دیکشنری، 18/06/۱۴۰4، ذیل واژة مقاومت).
مقاومت یک مفهوم فردی دارد که تابآوری را میرساند و یک بعد و مفهوم جمعی دارد که بهمعنای تلاش برای حفظ خود در برابر غیر است. «غیر» عنصر معنابخش در مفهوم مقاومت در بعد جمعی است. در معارف اسلامی در جوهرة مقاومت، ازیکسو ایستادگی و پایداری در مسیر فطرت و رسیدن به جامعة توحیدی و ازسویدیگر تقابل با ظلم نهفته است. از این جهت، مقاومت از اصول اولیه و مؤلفة بنیادین در زندگی انسان شمرده میشود که در متن دستورهای دین اسلام قرار دارد؛ زیرا انسان در فرایند زندگی اجتماعی با مشکلات و موانع متعددی، از جمله حاکمیت طاغوتی، استکبار و سلطهگری دیگر انسانها مواجه است که بدون مقاومت در برابر آنان، زندگی انسانی و حیات طیبه ـ که قرآن از آن نام برده ـ از انسان سلب میشود.
بر مبنای آموزة قرآنی، که مقاومت و پایداری در تمام امور را دستور میدهد (هود: 112)، مقاومت معنای عامی به خود میگیرد و تمامی موارد انجام وظیفه و ایفای مسئولیتهای فردی و اجتماعی را ـ که با آن دستیابی به هدف ممکن میشود ـ دربرمیگیرد. با وجود این، این مفهوم در ترمنولوژی دانش سیاسی مفهوم جدیدی است که متعاقب پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و بیداری اسلامی، در رهیافتهای سیاسی برای بررسی خیزش تمدنی اسلامی مورد توجه اندیشمندان و سیاستمداران قرار گرفت. رهبر معظم انقلاب اسلامی در تعریف این مفهوم میفرماید:
معنای مقاومت این است که انسان یک راهی را انتخاب کند که آن را راه حق میداند؛ راه درست میداند؛ و در این راه شروع به حرکت کند و موانع نتواند او را از حرکت در این راه منصرف کند و او را متوقف کند. این معنای مقاومت است (حسینی خامنهای، 14/03/1398).
تحقق مقاومت در برابر نظام سلطة بینالمللی نیازمند مؤلفههای کلیدی است؛ مانند: آگاهی و بیداری امت اسلامی؛ کسب قدرت و تقویت بازدارندگی؛ ایجاد جبهة متحد توسط کشورهای مستقل و مستضعف؛ و تعامل هویتمند و مشروط با بازیگران در راستای تحقق نظم عادلانة جهانی. با این نگاه، مقاومت نه یک عمل انفعالی، بلکه گفتمان نقشآفرین در عرصۀ بینالمللی است که در آن، عقلانیت با معنویت، قدرت با اخلاق، دانش با ارزش و علم با عمل، در کنار هم ایجاد تمدن نوین اسلامی و نظم جدید بینالمللی را دنبال میکنند.
2. نظریة مقاومت در منظومة فکری علامه مصباح یزدی
نقطۀ کانونی و مرکزی نظریة مقاومت در اندیشة علامه مصباح، تحکیم ارادۀ اخلاقی ـ سیاسی فرد و جامعة اسلامی بر پایۀ آموزههای دینی، صبر، جهاد، تسلیم نشدن در برابر استکبار و نظام سلطه، همراه با مشروعیتبخشی به نظام ولایی است. در این منظومة فکری، مقاومت، هم فضیلت اخلاقی است که در خویشتنداری و صبر بروز و ظهور مییابد، هم تکلیف دینی است که با جهاد و فداکاری تحقق مییابد و هم سیاست عقلانی است که استقلال و نفی تسلیم در برابر نظام سلطه را دنبال میکند.
1ـ2. مقاومت بهعنوان فضیلت اخلاقی و معنوی
مقاومت در برابر سلطه و دفاع از اصول، ارزشها و هنجارها پایه و اساس زندگی عزتمندانه و ساختن تمدن نوین در عرصۀ جهانی است. ازهمینرو مقاومت در جامعة اسلامی را میتوان محصول اندیشة زنده داشتن انسان و زندگی بر مبنای دین و شیوة دینی دانست؛ زیرا «در دستیابی به سعادت، صرف ایمان به خدا و پذیرش دین حق و مذهب اهلبیت؟عهم؟ کافى نیست؛ بلکه باید در این راه پایدارى کنیم و استقامت بهخرج دهیم. باید مراقب باشیم تا لحظهاى منحرف نشویم» (مصباح یزدی، 1392، ص98).
علامه مصباح مقاومت را بهعنوان فضیلت اخلاقی، نزدیکترین مصداق صبر و خویشتنداری میداند. در نگاه ایشان، مقاومت در برابر هوسها، فشارهای و وسوسهها ابتدا یک فضیلت فردی است که زمینة مقاومت اجتماعی و سیاسی را فراهم میسازد (حوزهنت، 21/04/1392). ایشان تأکید میکنند که مقاومت، نه صرفاً یک تاکتیک سیاسی، بلکه محصول یک گفتمان است که با ریشههای معرفتی و ایدئولوژیکش تکلیف دینی مبارزه با نظم استبدادی و سلطۀ مستکبران را مشخص میکند. بر این اساس، مقاومت، هم بعد معنوی و اخلاقی دارد و هم کنش سیاسی و میدانی را شامل میشود (مصباح یزدی، 1394ب، ص64ـ66).
مقاومت بهمعنای ایستادگی فکری، فرهنگی، سیاسی و گاهی نظامی در برابر سلطه برای حفظ استقلال و هویت دینی و سیاسی، عدم تبعیت از تحمیل ارزشها و تلاش برای تشکیل یا تقویت ظرفیتهای قدرت در جوامع اسلامی است تا بتوانند نهفقط وابسته نباشند، بلکه در برابر فشارها و تهدیدات خارجی بایستند. این چیزی است که در حمایتها و پشتیبانیهای علامه مصباح از محور مقاومت در سه سطح «مبانی فکری»، «حمایت معنوی و روحی» و «حمایت میدانی از مقاومت» قابل مشاهده است (محمدی، 1399).
2ـ2. چرایی و ضرورت مقاومت در برابر نظام سلطه
همانگونهکه در پیدایی و شکلگیری هر پدیدة اجتماعی وقایعی دخیل است که در بستر جامعه بهصورت پروسه یا پروژه صورت میگیرد، چرایی پیدایی و شکلگیری مقاومت، بهویژه در شکل فعلی آن نیز نمیتواند از این قاعده مستثنا باشد. ازاینرو در چرایی و پیدایی مقاومت، هم عامل درونی و هم عامل بیرونی را باید مورد توجه قرار داد.
از نگاه درونی، بر اساس اندیشة اسلامی، انسان در منظومة فکری علامه مصباح موجودی است کرامتخواه و این کرامتخواهی در ذاتش نهفته است. کرامت مستلزم حاکمیت انسان بر سرنوشت اجتماعی و سیاسی خویش بهعنوان ودیعۀ الهی است و با سلطة بیگانگان سازگاری ندارد. امام علی؟ع؟ میفرماید: «لا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَقَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّا» (نهجالبلاغه، خطبة 129). هیچ کس نمیتواند این ودیعه را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروه دیگری قرار دهد. بهتعبیر رهبر انقلاب، مقاومت واکنش طبیعیِ هر ملت آزاده و باشرف در مقابل تحمیل و زورگویی است (حسینی خامنهای، 14/03/1398). انسان کرامتخواه برای حفظ کرامت و عزت خود و جامعة خود در مقابل هر نوع تجاوز و سلطهگری به مقاومت برمیخیزد. انسان و جامعه در صورتی به تعالی، سعادت، عزت و کرامت دست مییابد که در راه رسیدن به هدف، استقامت ورزد و به بیراهه نرود. این دوری از بیراهه رفتن آنقدر اهمیت دارد که قرآن کریم به پیامبر اعظم؟ص؟ با آنهمه بزرگی و عظمت دستور میدهد که مواظب باش راه را گم نکنی: «فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا» (هود: 112). نتیجة مواظبت در استقامت بر راه راست و پایداری در آن، برخورداری از نعمتهای الهی است: «وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا» (جن: 16). علامه مصباح با همین نگاه قرآنی، خضوع و استکانت در برابر مستکبران را که با هدف دستیابی به مطامع دنیوی صورت میگیرد، ظاهرش را ذلت و خواری و تهی شدن از کرامت، و باطنش را خسران و هلاکت میداند (مصباح یزدی، 1390الف، ج1، ص111).
از نگاه بیرونی، چرایی مقاومت را باید در استعمار و سلطهگری غرب جستوجو کرد. سلطهگری و حرکتهای استعماری غرب ابتدا در شکل استعمار کهن و سلطة سیاسی دنبال میشد؛ اما با توجه به ذات فزونطلبانهای که داشت، بهزودی بعد فرهنگی به خود گرفت تا همانگونهکه در خود جوامع غربی دین را از صحنة زندگی اجتماعی حذف کردند، اندیشة اسلامی را نیز در موزۀ تاریخ اندیشههای الهی قرار دهد (مصباح یزدی، 1381، ص42). در این روند که غرب بهدلیل تسلط اندیشههای انسانگرایانه با محوریت اعتلای قدرت و ثروت در رسیدن به اهداف خود از هیچ ابزاری فروگذار نکرد، جوامع اسلامی در سایة آگاهیبخشی نخبگان و اندیشمندان متعدد به بیداری دست یافت و در پرتو آن، در مقابل غرب به مقاومت برخاست. اوج این مقاومتها که بهصورت عینی در عرصة بینالملل ثمربخش بود، در آگاهیبخشی و حرکت امام خمینی؟رح؟ تبلور یافت که به تشکیل نظام اسلامی انجامید و با سیر تکاملیای که داشت، بعد بینالمللی پیدا کرد و زمینهساز شکلگیری محور مقاومت شد.
در زمان کنونی، مقاومت بهعنوان یک مکتب، برقراری عدالت و نظم عادلانة بینالمللی را ـ که برگرفته از متن آموزههای قرآنی است ـ مورد توجه قرار داده است. برقراری نظم عادلانۀ بینالمللی مستلزم نفی ظلم و انظلام است؛ زیرا عدالت در یک معنا، یعنی نه ظلمی وجود داشته باشد و نه ظلمی پذیرفته شود. امام خمینی؟رح؟ دراینباره میفرماید: «احکام اسلام روی عدالت است... و عدالت یعنی نه ظلم بکن و نه زیر بار ظلم برو» (موسوی خمینی، 1378، ج5، ص533).
نظریة مقاومت در اندیشة علامه مصباح یزدی رویکردی راهبردی برای مواجهه با نظام سلطة جهانی است که بر ایستادگی فعال، حفظ هویت دینی و تلاش برای تحقق آرمانهای الهی در عرصة سیاست بینالملل تأکید دارد. این نظریه، مقاومت را نه صرفاً واکنش دفاعی در برابر تهدیدها، بلکه حرکتی هدفمند برای تغییر موازنة قدرت و فراهمسازی زمینة ایجاد نظم جهانی عادلانه میداند.
امام علی؟ع؟ میفرماید: «ما أَحْسَنَ تَواضُعَ الاغْنِیاءِ لِلْفُقَراءِ طَلَباً لِما عِنْدَاللهِ، وَأَحْسَنُ مِنْهُ تِیهُ الْفُقَراءِ عَلَى الاَغِنِیاءِ إتِّکالا عَلَی الله» (نهجالبلاغه، حکمت 396)؛ چه زیباست فروتنى توانگران در پیشگاه تنگدستان با هدف نیل به آنچه نزد خداست؛ و زیباتر از آن، سرفرازى تنگدستان در برابر دولتمردان بهجهت توکل بر حضرت حقتعالى است. علامه مصباح با اشاره به این فرمایش امام علی؟ع؟، میگوید:
دستورالعمل روحبخش امیر مؤمنان؟ع؟، هم در موارد جزئى و فردى عزت مىآفریند و هم در سطح وسیعتر و در روابط بینالمللى نویدبخشِ نشاط و افتخار روزافزون است؛ یعنى همانگونهکه در موردى خاص تهیدست مؤمنى فخرفروشى توانگرِ مغرور را با بىاعتنایى پاسخ گفت، ملت بزرگى هم که از مکتب اهلبیت؟عهم؟ بهره گرفته است، در برابر همة زورمداران جهان با اقتدار و عظمت برخورد کرده و هرگز در مقابل دستگاه حاکم آمریکا و دیگر ستمگران، که بویى از انسانیت نبردهاند، سر تسلیم فرود نخواهد آورد. اینچنین ملتى با عزت والایى که لازمة بندگى راستین خداوند است، از ارتکاب گناه بزرگِ «ظلمپذیرى و تمکین ستمپیشگان» بهشدت احتراز خواهد کرد (مصباح یزدی، 1397، ص92).
3ـ2. مبانی نظری مقاومت
واژة «مبنا» از نظر لغوی بهمعنای اساس، پایه، شالوده و بنیاد است (دهخدا، 1377، ج13، ص20119). در مباحث علمی، مبانی به مؤلفههایی اطلاق میشود که زیربنای نظریه را تشکیل میدهند و اصول و اهداف نظریه بر اساس آن تعریف میشود. در منظومة فکری علامه مصباح، مقاومت بهعنوان یک مکتب و تفکر، بر اساس مبانی خاص برگرفته از آیات قرآن و روایات ائمة معصوم؟عهم؟، که اندیشه و عمل تقابل با سلطهگری را شکل میدهد، قابل تحلیل و بررسی است.
1ـ3ـ2. مبانی معرفتشناختی: جهانبینی توحیدی
جهانبینی بهمعنای نوع نگاه، تفسیر و برداشتی است که یک مکتب از جهان هستی و موجودات در آن ارائه میدهد. در جهانبینی توحیدی، حاکمیت خداوند بهعنوان خالق هستی بر جهان و تمام موجودات در آن، اولین اصل است. این اصل، تأثیر جهتبخش بر فعالیتهای فردی و اجتماعی انسان دارد و او را در برابر سرنوشت خود و جامعۀ انسانی مسؤل قرار میدهد تا برای برقراری نظم توحیدی تلاش کند و در مقابل نظم طاغوتی و استکباری به مبارزه و مقاومت برخیزد.
تفکر و اندیشة مقاومت که امروز به مؤلفة تعیینکننده در معادلات بینالمللی و منطقهای تبدیل شده است، در منظومة فکری علامه مصباح ریشه در ایمان به خدا و حاکمیت توحیدی دارد. در دیدگاه ایشان، اصل توحید که اولین اصل در مکتب اهلبیت؟عهم؟ است، شکلدهندۀ نوع زندگی و رفتار انسان در عرصههای مختلف است. این اصل با ابعاد مختلفش (توحید در خالقیت، عبادت، ربوبیت تکوینی و تشریعی و...) باعث خلق ادبیات گسترده و پرباری در تقابل با نظام سلطه و پایداری در برابر آن شده است.
در آموزههای مکتب اهلبیت؟عهم؟، توحید نه یک اعتقاد قلبی، بلکه اصلی است که به تمام زندگی انسان جهت میدهد و بدان معنا میبخشد. انسان موحد و مسلمان بر مبنای اصل توحید، تدبیر کل جهان و حاکمیت بر آن را از آن خداوند میداند. بر همین مبنا، اسلام انسان مسلمان و جامعة اسلامی را فرامیخواند که جز از خداى یگانه نترسند و جز او از کسى کمک نخواهند و در مقابل هیچ کس جز خداى متعال کرنش نکنند و بهطور کلى توجه عمیق آنان همیشه به او باشد (مصباح یزدی، 1391ب، ص65).
حاکمیت توحیدی حاصل نگاه دینی انسان به جهان و تمام مخلوقات، از جمله انسان است که بهعنوان یک اصل مطلق و عام، بایدهای و نبایدهای انسان در زندگی را شکل میدهد و بدان جهت میبخشد؛ بدین معنا که اصل توحید تمام توجه انسان در تمام ابعاد زندگی را معطوف به خداوند قرار میدهد. بر مبنای این اصل، تمام ارکان زندگی انسان در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در ارتباط با خود و دیگران بر اساس حاکمیت و ولایت تشریعی الهی استحکام مییابد. توحید اساس نفی هر گونه سلطهپذیری و مبارزه با طاغوت است. با این اعتقاد، انسان مسلمان و جامعة اسلامی هیچگاه ذلت، زبونی و سلطه را نمیپذیرد و مقاومت در برابر سلطه و حاکمیت غیرتوحیدی، ظلمستیزی و کرنش نکردن در مقابل ظلم، از نتایج اعتقاد به حاکمیت الهی و توحید در حاکمیت است. علامه مصباح دراینباره میفرماید:
جهانخواران سلطهگر در سرتاسر قرن اخیر با همة امکانات تلاش کردهاند که جهانبینى اومانیسم را در همة جهان و بهویژه در کشورهاى جهان سوم و بالاخص در ممالک اسلامى توسعه دهند و هدف آنها سرسپردگى مطلق و وابستگى همهجانبة سیاسى، فرهنگى و اقتصادى و غارت فرهنگ و منابع این کشورها بوده است. در این رابطه، آنها با بهکارگیرى تمامى شیوهها و ابزارهاى مخرب سعى کرده و مىکنند تا فرهنگى را که ریشة الهى دارد و محور همة حرکتهاى آن بینش توحیدى است، بهعنوان سد مستحکمى که در مقابل آنها قرار دارد، از میان بردارند (مصباح یزدی، 1381، ص10).
در این نگاه، مقاومت مصداق توحید در عرصۀ اجتماعی و سیاسی است.
2ـ3ـ2. مبانی انسانشناختی: آزادی و کرامت
آموزههای مکتب اهلبیت؟عهم؟ که مبتنی بر عقل و وحی است، انسان را موجودی میداند که آزاد آفریده شده است. بر این اساس، اصل اولی در زندگی انسان نفی سلطه و ولایت انسان دیگر بر زندگی اوست. امام علی؟ع؟ میفرماید: «بندگی غیر خودت را نپذیر؛ زیرا خداوند تو را آزاد آفریده است» (نهجالبلاغه، خطبة 129). بر همین مبناست که رهبر انقلاب مقاومت را واکنش طبیعی هر ملت آزاده و باشرافت در مقابل تحمیل و زورگویی میداند (حسینی خامنهای، 14/03/1398).
علامه مصباح هدف از آفرینش طبیعت را فراهم شدن زمینة آفرینش انسان میداند تا با فعالیت اختیاری به والاترین کمال امکانی نایل شود. چنانچه انسان اختیار و آزادی نداشته و تحت سلطة ستمگران باشد، دستیابی به کمال انسانی از او سلب میشود؛ زیرا تکامل حقیقی انسان تکامل اختیاری است و این امر بدون آزادی او ممکن نیست (مصباح یزدی، 1391الف، ج3، ص410). در نگاه ایشان، سلب آزادی و اختیار از انسان از اغراض سیاسی ستمگران است تا از این طریق «افکار، رفتارها و کردارهای ناشایست خودشان را توجیه کنند و تودههای ناآگاه را به پذیرفتن سلطه و سیادتشان وادار نمایند و ایشان را از مقاومت و حرکت و قیام بازدارند» (مصباح یزدی، 1398ب، ص174).
3ـ3ـ2. مبانی جامعهشناختی: جامعة رها از سلطه
یکى از حقایق مسلم در بینش اسلامى این است که خداوند به مسلمانان باایمان اجازه نمىدهد که زیر بار ذلت مشرکان، کفار و منافقان بروند. قرآن کریم عزت مسلمانان و جامعة اسلامی را با اصل نفی سبیل در نفی سلطة کفار و بیگانگان از مقدرات آنان میداند. نفی سبیل، که مستند اصلی آن آیة 141 سورة مبارکة نساء است، یکی از قواعد مهم و اساسی در فقه اسلامی است و مبنای احکام متعدد در جهت حفظ عزت جامعة اسلامی قرار گرفته است و یکی از مبانی مقاومت برای حفظ عزت و سیادت مسلمانان و نفی سلطة بیگانگان بهشمار میرود.
در بُعد جامعهشناختی، این یک حقیقت است که جامعه و شرایط اجتماعى تأثیر بسزایى در ساختار شخصیت افراد دارد. انسان زمانی به عزت دست مییابد که در محیط اجتماعی سالم و بهدور از سلطه و تحقیر زندگی کند. یکى از مسائل مهمى که باید در این زمینه مراعات شود، مهیا کردن محیط اجتماعى براى رشد اشخاص مسلمان بهگونهاى است که همة افراد جامعه در آن احساس شخصیت و سرافرازى کنند؛ زیرا از مهمترین عوامل زبونى و پستى و شکست انسان در زندگى، احساس حقارت است. یک جامعة سرخورده که خود را تحت سیطره و بهرهکشى کافران احساس کند، بهتدریج شخصیت و هویت اسلامى و منش انسانى خود را از دست مىدهد و زمینة زبونى و پستىاش در نسلهاى آینده فراهم مىشود (مصباح یزدی، 1381، ص47ـ48).
همین رابطه در سطح بینالمللی نیز مطرح است؛ به این معنا که در سطح جهانی، زمینة بالندگی جامعة اسلامی زمانی فراهم میشود که عزت، عظمت و سیادت جامعة اسلامی پذیرفته شود. اگر جوامع مسلمان در روابط بینالمللی با مسائل جهانی بهگونهای برخورد کنند که موجبات ذلت و تحقیرشان فراهم شود، از بالندگی و پیشرفت بازمیمانند و در سطح جهانی با شکست مواجه میشوند (مصباح یزدی، 1381، ص47ـ48).
عرصۀ بینالملل عرصۀ مبارزه و تقابل است. مستکبران برای سلطه بر جامعة اسلامی از ابزار و نقشههای مختلف در عرصههای اجتماعی، اقتصادی و... در سطح جهانی و بینالمللی بهره میگیرند و برای مقابله و ایستادگی در برابر آن، تصمیم جمعی از طرف جامعة اسلامی لازم است (مصباح یزدی، 1382، ص189). بدین ترتیب، مقاومت در منظومة فکری علامه مصباح دکترین و نظریة مبناداری است که بر مبانی مشخص معرفتشناسی (جهانبینی توحیدی)، انسانشناسی (کرامت، حریت و آزادی انسان) و جامعهشناسی (نفی سلطهگری) استوار است.
4ـ2. اهداف و غایات مقاومت
غایت اصلی نظریة مقاومت، نه بقا در نظم موجود و نه صرف مقابلة مقطعی با تهدیدات، بلکه ایجاد تمدن نوین اسلامی است؛ تمدنی که بر پایة عدالت، توحید، استقلال ملل و همبستگی امت اسلامی شکل گیرد. در این چهارچوب، مبارزه با نظام سلطه یک وظیفة دینی و تکلیف الهی تلقی میشود که نیازمند بهرهگیری از همة ابزارهای مشروع نظامی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است.
در گفتمان دینی و راهبردهای اجتماعی، مقاومت صرفاً بهمعنای مبارزة نظامی و جهاد مسلحانه نیست؛ بلکه گاه در قالب پایداری روانی و فکری، مانند حفظ روحیة جمعی، پرهیز از خودباختگی، اصرار بر مواضع منطقی، عدم عقبنشینی از حقوق مشروع، و پایداری در برابر فشارهای بیرونی تحقق مییابد.
از منظر وحی الهی، هرگاه یک ملت بهجای مقاومت فعال در برابر دشمنان، راه سازش و عقبنشینی از حقوق خود را برای تأمین آرامش ظاهری برگزیند، باید آگاه باشد که دشمنان امت اسلامی به کمتر از چشمپوشی کامل از اسلام و دست برداشتن از ارزشهای الهی رضایت نخواهند داد. قرآن کریم در آیهای صریح تأکید میکند: «وَلَنْ تَرْضی عَنْكَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصاری حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ» (بقره: 120)؛ یهود و نصاری هرگز از تو خشنود نخواهند شد، مگر آنکه از آیین آنان پیروی کنی.
بنابراین، پندار مصونیت از تهدید دشمن با عقبنشینی محدود و سازش مدیریتشده، تصوری نادرست است؛ چراکه تجربة تاریخی نشان داده است که هر گونه نرمش و عقبنشینی حتی در کوچکترین سطح موجب افزایش جسارت، طمع و گستاخی دشمن میشود و آنان را در پیگیری اهداف سلطهگرایانه مصممتر میسازد.
بر اساس آموزههای قرآنی، خداوند از مسلمانان و جامعة اسلامی میخواهد که در برابر فشارهای بیرونی و تلاش دشمنان برای ضربه زدن به جامعة اسلامی، پایداری و استقامت پیشه کنند تا مسیر فتح و رستگاری بر آنان گشوده شود. این فرایند در دو مرحله باید مورد توجه قرار گیرد: نخست، صبر و خویشتنداری فردی در برابر سختیها و هواهای نفسانی؛ و دوم، استقامت جمعی در برابر تهدیدات دشمن. آنچه این روحیة مقاومت را در کالبد امت اسلامی میدمد، ایمان به نصرت الهی و باور به تحقق وعدههای خداوند است (محمد: 7). امام علی؟ع؟ با دستور به مقاومت به مالک اشتر میفرماید:
اگر کوهها متزلزل شود، تو تکان مخور! دندانهايت را بر هم بفشار و جمجمة خويش را به خدا عاريت ده! قدمهايت را بر زمين ميخکوب کن! و نگاهت به آخر لشکر دشمن باشد! چشمت را فروگير [و مرعوب نفرات و تجهيزات دشمن نشو]! و بدان که نصرت و پيروزى از سوى خداوند سبحان است» (نهجالبلاغه، خطبة 11).
در عرصۀ بینالملل کنونی، این یک واقعیت است که تقابل محور مقاومت ـ که در رأس آن جمهوری اسلامی قرار دارد ـ با نظام سلطه، تقابل و اختلاف ریشهای و مبنایی و از جنس تقابل دو نوع نگاه به جهان و انسان و ارزشهای انسانی است. این اختلاف، در تعیین مسیر و شیوۀ زندگی و زیستن است. گفتمان مقاومت که جامعة اسلامی را در مسیر تمدنی جدید قرار داده و میدهد، در نظام معرفتی، جامعهشناختی و انسانشناختی اسلام و حاکمیت نظام اسلامی قابلیت رشد و بالندگی مییابد و با سازش و اطاعت از غرب سازگاری ندارد. از همین روست که رهبر معظم انقلاب میفرماید: «نمیتوانیم در مسائل گوناگون سیاسی و اقتصادی و دیگر چیزها پیرو مبانی تمدن مادی غرب باشیم... . مبانی تمدن غرب مبانی غلطی است؛ مخالف با مبانی اسلامی است. ارزشهای آن تمدن، ارزشهای دیگری است» (حسینی خامنهای، 18/12/1403).
این تقابل بنیادین و ریشهای را میتوان با بهرهگیری از اندیشههای علامه مصباح اینگونه بیان کرد که مهمترین مبانی تمدن غرب که نوع زندگی غربی را رقم زده، عبارتاند از: الحاد عملی، انسانمحوری، پلورالیسم و کثرتگرایی، سکولاریسم، لذتگرایی و سودگرایی. این مبانی در همة عرصهها، اعم از سیاسی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی، علمی، هنری و امثال آن، خود را نشان میدهد. بهتعبیردیگر، نظم جهانی لیبرالی مبتنی بر این نوع نگاه به عالم و آدم و معرفت و اخلاق است. این در حالی است که مهمترین مبانیای که محور مقاومت بر اساس آن تمدنسازی نوین اسلامی را مورد توجه قرار داده است، عبارتاند از: توحیدمحوری در همة ابعاد و لایههای آن، بهویژه توحید در ربوبیت تشریعی؛ خلیفۀ خدا بودن انسان؛ اصالت قرب و نزدیکی انسان به خدا؛ عینیت سیاست و دیانت؛ و عدالتمحوری. طبیعی است که این مبانی نیز در همة عرصههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، علمی، هنری و... بروز مییابد که ثمرة آن بیداری اسلامی و آغاز تمدن نوین اسلامی است.
تقابل گفتمان مقاومت و غرب در عرصۀ بینالملل، که مشهود همگان است، رُویه و شکل بیرونی تقابل بنیانهای معرفتی، هستیشناختی و انسانشناختی دو مکتب است؛ زیرا:
در جهان معاصر، هویت و شخصیت حقیقی جوامع اسلامی، در پرتو فرهنگ و ایدئولوژی آسمانیشان رقم میخورد؛ بدین معنا که اگر جهان غرب با ابتنا بر انسانمحوری، با فرهنگ مادی و تکنولوژی پیشرفتهاش شناخته میشود، جهان اسلام با ابتنا بر خدامحوری، با معنويت، انسانيت و اخلاق، و با فلسفه و حكمت و ايدئولوژى متافيزيكىاش هويت مىيابد (مصباح یزدی، 1381، ص20).
بنابراین هر گونه عقبنشینی و کوتاه آمدن در تقابلهای ظاهری و رویین، اگر نشانهای از عقبنشینی و شکست در تقابلهای مبنایی نباشد، دستکم به عقبنشینی در بنیانهای فکری و هویتی منجر خواهد شد و این امری است که تقابل و مقاومت در مقابل غرب را در اندیشة علامه مصباح به امر حتمی و الزامی تبدیل کرده است.
3. نسبت نظریة مقاومت با نظم جهانی
گفتمان مقاومت در اندیشة علامه مصباح یزدی چهارچوبی منسجم برای جهتدهی به تعامل یا تقابل در عرصۀ بینالملل را فراهم میآورد. این چهارچوب با تکیه بر اصول توحیدی، عدالتمحوری و استقلالطلبی، راهبردی بلندمدت برای مقابله با نظام سلطه ارائه میکند. ظرفیتهای این گفتمان شامل ایجاد همگرایی میان کشورهای مستقل، حمایت از جنبشهای آزادیبخش و تقویت بازدارندگی در برابر تهدیدات خارجی است.
1ـ3. مقاومت بهمثابة راهبرد در برابر نظام سلطه
در نگاه علامه مصباح یزدی، نظام بینالملل معاصر مجموعهای از ساختها و نهادهایی است که منافع و ارزشهای قدرتهای بزرگ را بازتولید میکنند و از طریق قدرت سخت (نظامی) و قدرت نرم (فرهنگ، اقتصاد، رسانه، نهادهای بینالمللی) بر سایر جوامع تأثیر میگذارند. بنابراین، مقاومت را باید نه صرفاً بهمثابة تاکتیک نظامی، که بهمنزلة راهبرد جامع سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و معرفتی تلقی کرد.
بدین ترتیب در اندیشة ایشان، تقابل با نظام سلطه یک ضرورت ذاتی و برگرفته از آموزههای قرآنی دربارة تقابل جبهة حق و باطل است (انعام: 112). این تقابل که ریشه در سنت الهی در ساختار جوامع انسانی دارد، صرفاً جنبة تدافعی ندارد؛ بلکه ماهیتی تهاجمی و آرمانمحور دارد که هدف آن تغییر قواعد بازی و برهم زدن موازنة قدرت بهنفع جبهة حق است؛ زیرا تقابل اصلی محور مقاومت با نظام سلطه در عرصۀ فرهنگ و تمدن است و مستکبران با ترسی که از تمدن و فکر اسلامی دارند، آن را هدف قرار میدهند (مصباح یزدی، 1390ب، ص67). هدف اصلی مستکبران تغییر فکر و اندیشه، جلوگیری از شکلگیری ایمان به آخرت، ممانعت از پیدایش بینش معنوی در مردم و حذف ارزشهای والای انسانی و فوق مادی است و اگر این هدف محقق شود، سایر مفاسد نیز بهدنبال آن خواهد آمد (مصباح یزدی، 1381، ص82ـ83). بر این اساس، بیتفاوتی یا سازش بهمعنای پذیرش سلطه و از دست دادن استقلال هویتی است.
علامه مصباح تحقق مقاومت را نیازمند آگاهیبخشی و بیداری امت اسلامی، ایجاد جبهة متحد کشورهای مستقل و مستضعف، و تعامل مشروط با قدرتها در راستای قدرتمندی جبهة حق و تحقق منافع آن میداند.
2ـ3. تعامل هویتمند و مشروط با نظام بینالملل
علامه مصباح یزدی، هرچند اصل را بر مقاومت و ایستادگی در برابر سلطهگری و نظام سلطه میگذارد، تعامل را درصورتیکه به تقویت جبهة حق، تضعیف جبهة باطل یا پیشبرد اهداف راهبردی امت اسلامی منجر شود، مجاز میداند. ایشان با این نگاه که جامعة اسلامی با امور معنوی خود شناخته میشود (مصباح یزدی، 1381، ص40) و زندگی مادی و منافع مادی وسیلهای برای تحقق بخشیدن به مصالح معنوی و تکامل انسانی است، معتقدند که در صورت تزاحم آن دو، تقدم با امور معنوی است؛ اما اگر قوام جامعة اسلامی یا نظام اسلامی به تأمین مصالح مادی و تقدم آن بر مصالح معنوی بستگی داشته باشد، میتوان کمالات معنوی را فدای مصالح مادی مهم کرد:
ممکن است مصالح معنوی فدای مراتب عظیمی از مصالحی شود که اگر آن مصالح مادى تأمین نشود، مصالح معنوى هم در درازمدت بهخطر مىافتد. فرض کنید جامعهاى به قحطى مبتلا شده و براى ادامة زندگى، ناچار از ایجاد ارتباط با جامعة دیگر باشد؛ اما این ارتباط، اندکى انحطاط جامعه در امور معنوى و اخلاقى را بهدنبال داشته باشد؛ ولى اصل معنویات و اخلاقیات باقى بماند. در این صورت، اگر این ارتباط نباشد، اصلاً وجود این جامعه بهخطر مىافتد و دیگر نمىتواند زنده بماند تا به کمالاتش برسد و اگر ارتباط برقرار شود، حیات مادى و معنوى جامعه محفوظ مىماند؛ هرچند که لطمة ناچیزى به معنویات آن خواهد خورد (مصباح یزدی، 1391الف، ج3، ص49).
اما این تعامل باید کاملاً مشروط، هدفمند و با حفظ خطوط قرمز اعتقادی و ارزشی صورت گیرد. از نگاه ایشان، تعامل بدون چهارچوب، بهتدریج به استحالة فرهنگی و سیاسی میانجامد.
برخلاف رویکردهایی که تعامل را با پذیرش قواعد نظام سلطه برابر میدانند، الگوی پیشنهادی علامه مصباح یزدی بر حفظ استقلال فکری، فرهنگی و سیاسی تأکید دارد. در این الگو، مصلحتگرایی بهمعنای کوتاه آمدن از اصول نیست؛ بلکه اتخاذ تاکتیکهای موقت برای رسیدن به اهداف کلان است. بنابراین، تعامل تنها ابزاری در خدمت مقاومت و نه جایگزین آن تلقی میشود.
3ـ3. پیامدها و ظرفیتهای گفتمان مقاومت در عرصۀ جهانی
علامه مصباح یزدی قبل از مقاومت در عرصههای سیاست خارجی و سیاست بینالملل، بر مقاومت در عرصۀ فرهنگی تأکید دارد و «تهاجم فرهنگی را بالاترین معضل و منکر و ریشة تمام منکرات» میداند (مصباح یزدی، 1391ج، ص146) و با همین نگاه، بخش دفاع را از بخش فرهنگ جدا نمیداند (مصباح یزدی، 1396ب، ج2، ص239). بهاعتقاد ایشان، تهاجم فرهنگی غرب که گسترش ارزشها و سبک زندگی غربی، فلسفۀ ماتریالیستی و نسبیگرایی اخلاقی را دنبال میکند، یکی از ابزارهای اصلی نظام سلطه است که باید از طریق تولید علم، اسلامیسازی علوم انسانی، ساخت نهادهای آموزشی و تربیت نسل جدید با آن مقابله کرد (مصباح یزدی، 1389، ص105).
بدین ترتیب، نظریة مقاومت، علاوه بر بعد تقابلی، ظرفیت طرح یک الگوی جایگزین برای نظم بینالملل را نیز دارد. این الگو مبتنی بر همزیستی عادلانه، نفی سلطه، احترام به کرامت انسانی و همبستگی امت اسلامی است. تحقق چنین الگویی نیازمند تلفیق قدرت نرم و سخت، سرمایهگذاری در حوزة دیپلماسی عمومی و گسترش همکاریهای راهبردی با قدرتهای نوظهور جهانی است.
پیامد نظری این گفتمان، ارائة الگویی بدیل از روابط بینالملل با محوریت ارزشهای دینی است. پیامد عملی آن نیز ایجاد ساختاری مقاوم در برابر فشارهای خارجی، افزایش قدرت چانهزنی و حفظ استقلال هویتی ملتهاست. این پیامدها میتوانند بستر مناسبی برای گذار از وضعیت تدافعی به وضعیت تهاجمی در عرصة بینالملل فراهم کنند.
نتیجهگیری
نظام بینالملل معاصر بر بنیاد ارزشها و منافع غرب شکل گرفته است و ماهیتی مادیگرا و قدرتمحور دارد. از دیدگاه اندیشمندانی چون علامه محمدتقی مصباح یزدی، این نظم مصداق «نظام سلطه» و ساختاری ناعادلانه است که مواجهه با آن نیازمند گفتمان مقاومت و تقویت ارادۀ اخلاقی ـ سیاسی جامعة اسلامی بر اساس تعالیم دینی، بهویژه صبر، جهاد، عدم تسلیم و مشروعیت نظام ولایی است.
در اندیشة علامه مصباح یزدی، مقاومت صرفاً واکنشی سیاسی نیست؛ بلکه چهارچوبی نظری و آرمانمحور برای مواجهة بنیادین با ساختار سلطة جهانی است. این نظریه بر جهانبینی توحیدی استوار است و نظام بینالملل موجود را نظمی قدرتمدار و مبتنی بر عقلانیت ابزاری میداند؛ ازاینرو مواجهه با آن باید در قالب راهبردی فعال و هویتمحور و نه سازشگرایانه تبیین شود.
گفتمان مقاومت در این منظومة فکری در سه سطح معرفتشناختی، انسانشناختی و جامعهشناختی تعریف میشود. از منظر معرفتشناختی، تعارض حاکمیت توحیدی با حاکمیت طاغوتی اساس تحلیل نظم جهانی است. در سطح انسانشناختی، مقاومت از کرامت انسانی و حق زیست عزتمندانه ناشی میشود و انسان مؤمن را به رد سلطهپذیری سوق میدهد. در بعد جامعهشناختی نیز مقاومت لازمة شکلگیری جامعهای مستقل و توانمند برای پیشرفت بر پایة ارزشهای دینی است.
نظریۀ مقاومت، علاوه بر بعد سلبی تقابل با نظام سلطه، بعد ایجابی نیز دارد که به ایجاد نظمی بدیل مبتنی بر توحید، عدالت، استقلال ملتها و همبستگی امت اسلامی معطوف است. این نظریه، نه انفعال و نه نفی مطلق تعامل را تجویز میکند؛ بلکه تعامل هدفمند و مشروط با نظام بینالملل را برای تقویت جبهۀ حق و حفظ استقلال هویتی ضروری میداند. بدین ترتیب، مقاومت به راهبردی اصولمحور تبدیل میشود که در سطح نظری چهارچوبی بدیل برای روابط بینالملل و در سطح عملی زمینهساز افزایش توانمندی نظام اسلامی، حفظ استقلال و مقاومت در برابر فشارهای خارجی است.
- قرآن کریم.
- نهجالبلاغه.
- اسپریگنز، توماس (1389). فهم نظریههای سیاسی. ترجمة فرهنگ رجایی. تهران: نشر آگه.
- افتخاری، اصغر (1399). مقاومت در اسلام؛ نظریه و الگو. تهران: مؤسسة مطالعات اندیشهسازان نور.
- بستانی، فؤاد افرام (1376). فرهنگ ابجدی. ترجمة رضا مهیار. تهران: نشر اسلامی.
- حسینی خامنهای، سیدعلی (27/07/1401). بیانات در دیدار نخبگان و استعدادهای برتر تحصیلی. پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای. بهنشانی: https://khl.ink/f/51184.
- حسینی خامنهای، سیدعلی (14/03/1398). بیانات در سیامین سالگرد رحلت امام خمینی. پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای. بهنشانی: https://khl.ink/f/42758.
- حسینی خامنهای، سیدعلی (18/12/1403). بیانات در دیدار مسؤلان نظام. پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای. بهنشانی: https://khl.ink/f/59631.
- حوزهنت (21/04/1392). درس اخلاق علامه مصباح یزدی. دسترسی در: https://noo.rs/iGubn.
- دهخدا، علیاکبر (1377). لغتنامة دهخدا. تهران: مؤسسة لغتنامة دهخدا، دانشگاه تهران.
- عبداللهنسب، محمدرضا (1402). تأثیر اندیشة سیاسی آیتالله مصباح یزدی بر فضای حوزة علمیه. سیاست متعالیه، 11(43)، 137ـ155، دسترسی در: https://doi.org/10.22034/SM.2024.713317
- فست دیکشنری. مشاهده در تاریخ: 18/06/۱۴۰4. دسترسی در: https://fastdic.com/word، ذیل واژة «مقاومت».
- متقی، ابراهیم و پوستینچی، زهره (1390). الگو و روند در سیاست خارجی ایران. قم: دانشگاه مفید.
- محمدی، حسن (1399). نقش آیتالله مصباح یزدی در تقویت و توسعة محور مقاومت. خبرگزاری مهر. بهنشانی: https://mehrnews.com/xTvjL.
- محمودیرجا، سیدزکریا (1404). رویکرد مقاومتمحور در حکمرانی جمهوری اسلامی: بررسی بسترها و دلایل سیاستهای هستهای دولتهای نهم و دهم. معرفت سیاسی، 16(1). 61ـ82.
- مصباح یزدی، محمدتقی (1381). تهاجم فرهنگی. تحقیق و نگارش: عبدالجواد ابراهیمى. قم: مؤسسة آموزشى و پژوهشى امام خمینى(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1382). آذرخشی دیگر از آسمان کربلا. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1389). قرآن در آیینة نهجالبلاغه. نگارش: احمد محمدی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1390الف). سجادههای سلوک؛ شرح مناجاتهای امام سجاد علیهالسلام. تدوین: کریم سبحانی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1390ب). نگاه گذرا به بسیح و بیسجی. نگارش: حسین ارجینی و علیرضا تاجیک. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1391الف). اخلاق در قرآن. تحقیق و نگارش: محمدحسین اسکندری. قم: مؤسسة آموزشى و پژوهشى امام خمینى(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1391ب). به پیشواز خورشید غرب. نگارش: مرتضی موسیپور. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1391ج). بزرگترین فریضه. تدوین: قاسم شباننیا. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1392). پندهاى امام صادق، براى رهجویان صادق. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1394الف). پاسخ استاد به جوانان پرسشگر. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1394ب). جنگ و جهاد در قرآن. تدوین و نگارش: محمدحسین اسکندری و محمدمهدی نادری قمی. قم: مؤسسة آموزش و پژوهشی امام خمینى(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1396الف). نظریة سیاسی اسلام. تحقیق و نگارش: کریم سبحانی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1396ب). نظریة حقوقی اسلامی. تحقیق و نگارش: محمدمهدی کریمینیا. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1397). زینهار از تکبر! شرح بزرگترین خطبة نهجالبلاغه در نکوهش متکبران و فخرفروشان. تدوین و نگارش: محسن سبزواری. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1398الف). انسانسازی در قرآن. تهیه و تنظیم: محمود فتحعلی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1398ب). آموزش عقاید. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینى(ره).
- موسوی خمینی، سیدروحالله (1378). صحیفة امام. تهران: مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).




