بررسی مسئلهی رابطه با «شیطان عصر» بر اساس خطمشی سیاسیِ قرآن
Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
قرآن کتاب همة عصرها و نسلهاست. جامعیت قرآن و راهگشا بودن خطمشیها و راهبردهای آن برای تأمين نیازهای سیاسی بشر، اصلی مسلّم است. البته این تأمين نیاز قواعدی دارد که باید شناخته و مراعات شود. یکی از قواعد استفادة عصری از قرآن کریم، برای بهدست آوردن خطمشی سیاسی قرآن، «جری و تطبیق» است.
قرآن دو دسته شیطان (جنّی و انسانی) معرفی کرده و ارتباط دوستانه با هر دو را ممنوع کرده است. بر اساس روایات، شیطانْ بزرگ و کوچک دارد که نوع انسانی آن، ممکن است بر شخص، قبیله، طایفه یا کشوری حکومت کند. شیاطین کوچکتر با بزرگشان هماهنگ میشوند تا بتوانند افزون بر مردمان خود، مردمان سایر کشورها را نیز پیرو افکار و فرهنگ شیطانی خود کنند. قرآن اوصاف شیطان و اصول روابط را بیان کرده است، و مردمان و رهبران هر عصری باید با جری و تطبیق، شیطان بزرگ و کوچک زمان خود را بشناسند تا بتوانند خطمشی سیاسی قرآن را بر آن منطبق و عملی کنند. امام خمینی آمریکا را «شیطان بزرگ» میدانست (موسوي خمینی، 1389، ج21، ص221 و 491 و ص493 و ص496) و در نظریة خود، چنان راسخ بود که گفت:
اگر ما با دست جنايتكار آمريكا... از صفحه روزگار محو شويم و با خون سرخ شرافتمندانه با خداى خويش ملاقات كنيم، بهتر از آن است كه در زير پرچم... سياه غرب، زندگى اشرافى مرفّه داشته باشيم (همان، ص440).
کاربست عنوان «شیطان بزرگ» در ادبیات سیاسی امام خمینی دربارة آمریکا و استمرار آن از سوی مقام معظّم رهبری، اگر حقیقی تلقّی شود، اقتضائاتی دارد که نظام اسلامی باید به آن پایبند باشد. مقام معظّم رهبری ميگويد:
واژه «شیطان بزرگ» برای آمریکا، ابداع عجیبی از سوی امام بود. امتداد معرفتی و عملی تعبیر «شیطان بزرگ» خیلی زیاد است. وقتی شما یک کسی را، یک دستگاهی را شیطان دانستید، معلوم است که باید رفتار شما در مقابل او چگونه باشد؛ باید احساسات شما نسبت به او چگونه باشد. امام تا روز آخر، نسبت به آمریکا همین احساس را داشت. عنوان «شیطان بزرگ» را هم به کار میبرد (حسيني خامنهاي، 19/11/1392).
از سوی ديگر، دولت آمریکا ظاهری انسانی و متمدن دارد و نقش مهمی در تأمين برخی از نیازهای جامعه بشری ایفا میکند. ابهامات بسیاری در ذهن مردم دربارة منع از مذاکره و رابطه با آمریکا وجود دارد که نظر رهبری را برای عدهای تبدیل به مسئله کرده است. ازاینرو، مسئله نیازمند تبیین دینی است تا جامعة اسلامی بداند که نظریة امام راحل و مقام معظّم رهبری معیار دارد و واجبالاتباع بوده و نفع واقعی در اطاعت از رهبري است. این پژوهش میکوشد به روش «اسنادی» و «جری و تطبیق» تبیین مناسبی برای مسئله و فهم بهتر آن داشته باشد.
پیشینة پژوهش
دربارة شیطان و نقش مخرّب آن در زندگی بشر، کتابهای آسمانی، بهويژه قرآن، که سالم از تحریف است، بهروشنی سخن گفتهاند و منابع اساسی برای شناخت شیطان و وظایف انسان در نوع تعامل با او هستند. تفاسیر کتابهای مقدّس و بهويژه تفاسير قرآن کريم، منابعی غنی در شیطانشناسی و تفهیم وظایف ابنای بشر در قِبال او هستند. در تکنگاریها نیز منابع خوبی در خصوص شیطان در قرآن وجود دار؛ مانند: شيطانشناسي از ديدگاه قرآن كريم، اثر محمّد بيستوني که نشر بيان جوان در سال ۱۳۸۲ در تهران، آن را چاپ کرده است.
دربارة شیطان بزرگ آمریکا نیز کتابها و مقالات متعدّدی منتشر شده که بیشتر جنبة گزارشی و افشاگرانه دارند:
1. آمریکا شیطان بزرگ از فاطمه رجبی که مجموعهای تطبیقی از افشاگریهای امام خمینی دربارة دخالتهای سلطهجویانة آمریکا در ایران و جهان، همراه با اعترافات مقامات و محققان سیاسی دنیاست.
2. وسوسة شیطان، اثر محمّدتقی کرمانی که به جریانشناسی فعّالان رابطه با آمریکا از دولت موقت تا دولت اصلاحات پرداخته است.
3. سه اثر از صالح قاسمی با عناوین: اسرار شیطان (ناگفتههایی از ایالاتمتحده آمریکا)، کارنامة شیطان (جنایات ایالات متحدة آمریکا در ایران)، و خاطرات شیطان (جنایات ایالات متحدة آمریکا در جهان).
بهترین مقاله همسو، گـونهشناسي فقهي مذاكرة سياسي با دشمنان به استناد تاريخ (با تطبيق بر مذاكره بـا آمـريكا)، اثر مـرتضي توكّلي محمّدي است که در معرفت سیاسی، ش16، ص25-39، چاپ شده است. این مقاله «مذاکره» به معنای امروزی را ممنوع دانسته است. آثار و مقالات دیگری نیز منتشر شده که هیچ نوع نگاه قرآنی نداشتهاند.
مفاهیم و تعاریف
1. «روابط»
«روابط» از «رابطه» به معنای پیوند، پیوستگی، ارتباط و علاقه [بین دو تن یا دو چیز] است (بستانی، 1376، ص39). این واژه در دانش سیاسی، معادل «Diplomatic relation» و به معنای «داشتن مناسبات سیاسی» است که مستلزم برقراری ارتباطات و سروکار داشتن دو ملت و دولت با یکدیگر است (طلوعی، 1377، «روابط سیاسی»). همچنین در اصطلاح روابط بینالملل، به مجموعه اقدامات و کنشهای متقابل واحدهای حکومتی و یا نهادهای غیر دولتی و همچنین روندهای سیاسی میان ملتها، گفته میشود (جمالی، 1385، ص208).
2. «شیطان»
«شیطان» در لغت، به معنای موجودی سرکش و متمرّد، از جن، انسان و حیوان است (ابنمنظور، 1405ق، ج13، ص238؛ راغب اصفهانی، 1412ق، ص454). و گاهی به خصلتِ بد انسان «شیطان» اطلاق شده است؛ مانند «حسد شیطان است؛ غضب شیطان است» (راغب اصفهانی، 1412ق، ص455).
همچنین گفته شده است: «شیطان» به معنای «دشمن» و ترجمة لفظ یونانی دیابولس (Diabolos) به معنای «سخنچین» است، و در کتاب مقدّس، نامها و القاب متعددي برای او ذکر شده است (مسترهاکس، 1377، ص545).
بعضی گفتهاند: «شیطان» در اصطلاح، موجودی است که به چشم دیده نمیشود و از سنخ جن است (شعرانی، 1398، ج2، ص10). این معنا در بین پیروان ادیان آسمانی رایج است. برخی معتقدند: شیطان چیزی جز قوای انسان، که به شر و بدی دعوت میکند، نیست، و وجود مستقل خارجی ندارد (نک: طیّب، 1378، ج6، ص137). این تعریف از «شیطان» با ظواهر قرآن هماهنگ نیست.
واژة «شیطان» بهصورت مفرد، هفتادبار و بهصورت جمع (شیاطین) هجدهبار (عبدالباقی، 1374، شطن) در قرآن تکرار شده است. گفته شده: «الشیطان» با «ال تعریف» در قرآن، مرادف ابلیس است (خزائلی، 1371، ص83). بعضی شیطان را به اعتبار دوری از خیر و رحمت حقتعالی، وصف روح شریر دانستهاند (قرشی، 1386، ص33).
از قرآن استفاده میشود که شیطان یک صفت است و نامی برای موجود خاص نیست؛ چنانکه «شیاطین» دربارة رهبران دینی یهود «خَلَوْا إِلى شَياطينِهِم» (بقره: 14) (طبرسی، 1372، ج1، ص140) و سرکشان و طغیانگران در برابر حق از جن و انس «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ» (انعام: 112) (دامغانی، 1419ق، ص243) و وسوسهکنندگان و فتنهگران از دانشمندان کافر و رؤسای سرکش آنان «وَ إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ» (طبرسی، 1372، ج4، ص553) استعمال شده است.
پس «شیطان» صفتی است که میتواند انسان و جن را شامل شود؛ چنانکه امام خمینی و مقام معظّم رهبری آن را صفت آمریکا قرار دادهاند (موسوي خمینی، 1389، ج21، ص221؛ حسيني خامنهاي، بیانات.19/11/1392).
3. «خطمشی سیاسی»
«خطمشی» عبارت است از: خط سیر و راهی که انسان پیشرو دارد (معین، 1386، «خطمشی»). «سیاست» واژهای عربی، از ریشه «سَوَسَ» به معنای ریاست و رسیدن به حکومت است (ابنمنظور، 1374، ج6، ص107). در فارسی، «سیاست» به معنای «پاس داشتن مُلک، حکم راندن بر رعیت، رعیتداری کردن، ریاست و داوری و...» است (دهخدا، بيتا، ج9). براساس معنای لغوی، معنای ترکیبی «خطمشی سیاسی» میتواند ریاست و داوری، حکمرانی و کشورداری در مسیر مشخص برای رسیدن به مقصد باشد.
«خط مشی سیاسی» در اصطلاح، اساسنامه، نظامنامه و اصول یک حکومت یا نظام سیاسی است که مراجع قانونی کشور وضع میکنند که اقدامات و فعالیتهای لازم در جامعه براساس آن جهت داده میشود (الوانی، 1387، ص22).
این تعریف براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی، در اصل يكصدو دهم جهت مییابد و تعيين «سياستهاي كلي نظام جمهوري اسلامي ايران» و نظارت بر حسن اجراي «سياستهاي كلي نظام» از «اختیارات رهبری» است.
جریان خطمشیهای قرآن تا قیامت بر اساس جری و تطبیق
از آنرو که قرآن کتاب خاتم پیامبران «خاتَمَ النَّبِيِّين» (احزاب: 40) است، جاودانگي و جامعیت آن از مباحث بسیار مهم است. کتابی که «خَتَمَ بِهِ الوَحی» (نهجالبلاغه، 1379، خ133) و به بیان امام صادق «با کتاب شما کتابها را پايان داد؛ پس کتابى بعد از آن نخواهد بود» (حرّ عاملی، 1414ق، ج27، ص169)، باید پاسخگوی همة نیازهای عصری تا قیامت باشد. قرآن چنین است که امام باقر میفرمایند: «خداوند آنچه را که امّت تا روز قيامت بدان احتياج دارند، در قرآن آورده و براى رسولش بيان کرده است...» (کلینی، 1363، ج1، ص48). به تعبیر امام رضا «... قرآن برای زمانی خاص قرار داده نشده، بلکه برهان و حجتی است بر همة انسان، در تمام زمانها...» (عطاردی، 1406ق، ج1، ص309).
چگونگی جاودانگی قرآن در بیان امام باقر با تعبیر «يَجْرِي كَمَا تَجْرِي الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ»؛ همچون خورشید و ماه همواره جاری است» (صفّار، 1404ق، ص216) بیان شده و فرمودهاند: «... اگر چنین بود که آيهاي دربارة قومي نازل ميگشت و با از بين رفتن آن قوم، آيه هم از بين ميرفت، از قرآن چيزي باقي نميماند، ليکن قرآن تا زماني كه آسمانها و زمين برپاست، اول تا آخر آن جريان و سريان دارد» (عياشى، بيتا، ج1، ص10).
امام صادق نیز علت جاودانگی را «زندهبودن قرآن» و روش عملیاتی شدن این جاودانگی را همان «جریانش دربارة مسائل آیندگان» بیان کردهاند (کلینی، 1363، ج1، ص192).
بر این اساس، امیرالمؤمنین پس از ذكر آية نخست سورة ممتحنه، که خطاب به مؤمنان میفرماید: «اى اهل ايمان، دشمنان من و دشمنان خودتان را دوستان خود مگيريد...»، يادآور شدهاند که گرچه نزول اولیه دربارة حاطب بن ابيبلتعه بوده، ولی آيه دربارة همة مردم جاري است (مجلسی، 1407ق، ج90، ص24).
همچنین وقتی از امام صادق سؤال شد که عقل چیست؟ فرمودند: چیزی است که به آن خدای رحمان عبادت و بهشت کسب میشود. سؤال شد: پس آنچه در معاویه بود، چه بود؟ فرمودند: آن زشتی و شیطنت بود که شبیه عقل بود، نه عقل (کلینی، 1363، ج1، ص11).
این تشخیص کار امام است. پس خط مشیهای قرآن عصری نيست، بلکه تا قیامت جریان دارند.
حجیّت جری و تطبیق ولیّ فقیه
با این وصف از قرآن، سؤال این است که مسئول تعیین معیار و تشخیص مسئله کیست؟ امام صادق میفرمایند: «قرآن تأويلاتي دارد كه بعضي زمانش رسيده و بعضي نرسيده است. هرگاه زمان وقوع آن تأويل، در زمان امامي از ائمّه برسد، امام آن زمان عارف به آن تأويل است (و جری و تطبیق عصری و وظیفه را بیان میکند) (صفّار، 1404ق، ص215).
این تشخیص حجت و لازم الاجراست؛ زیرا خدای متعال فرموده: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ...» (نساء: 59) و روایات ذيربط ثابت میکند که در عصر غیبت، تشخیص و حکم ولیّ فقیه حجت و نافذ است. امام خمینی بر اساس منابع اسلامی، معتقد بودند:
همان اختيارات و ولايتى كه حضرت رسول و ديگر ائمّه در تدارك و بسيج سپاه، تعيين ولات و استانداران، گرفتن ماليات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختيارات را براى حكومت فعلى قرار داده است، منتها شخص معيّنى نيست، روى عنوانِ «عالم عادل» است (موسوي خمینی، 1388، ص51).
اختیارات بهحدّی است که «حكومت مىتواند از حج، كه از فرايض مهم الهى است، در مواقعى كه مخالف صلاح كشور اسلامى دانست، موقتاً جلوگيرى كند (موسوي خمینی، 1389، ج20، ص451-452).
براین اساس، تشخیص شیطان عصر و خط مشی تعامل با او با رهبر جامعالشرائط هر عصر است و حکم او نافذ و واجبالاتباع است.
تبیین مبنای شیطان شدن انسان و وجود شیطان در جامعة بشری
ممکن است برای بعضی سؤال باشد که چگونه ممکن است انسان شیطان شود و اطلاق «شیطان» بر انسان بر چه مبنایی است؟
گفته شد که در کاربردهای لغوی، واژة «شیطان» بر هر موجود متمرّد و سرکش، اعم از جن و انس: «شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِن» (انعام: 112) به کار میرود: (آلوسی، 1415ق، ج4، ص241). در روایتی، پیامبر گرامي به ابوذر فرمودند: خود را در پناه خدا قرار ده از شرّ شیطانهای جنّی و انسانی؛ «تَعَوَّذ مِن شَرِّ شَياطِينِ الجِنِّ والإنسِ». ابوذر گفت: آیا از جنس انسان هم شیاطین داریم؟ فرمودند: بلی (ابنحنبل، بیتا، ج5، ص265). همچنین آمده است که پیامبر ضمن تأیید وجود شیاطین انسی فرمودند: «شیطان انسی بدتر از شیطان جنی است (ابوحیان اندلسی، 1420ق، ج4، ص624؛ طبری، 1412ق، ج8، ص5).
بدتر بودن شیاطین انسی بدان سبب است که شیاطین جنی با پناه بردن به خدا میروند و انسان را رها میکنند، ولی شیاطین انسی آشکارا انسان را وادار به گناه میکنند (قرطبی، 1364، ج7، ص68).
برخی مفسّران از آیة «وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِين» (اعراف:175) که دربارة بلعم باعورا است، استفاده کردهاند که چهبسا انسان منحرف امام و پیشوای شیطان جنی میشود؛ زیرا قرآن فرموده است: «شیطان پیرو او شد: فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ» (میرزاخسروانی، 1390، ج3، ص356؛ آلوسی، 1415ق، ج5، ص104). پس مقصود از «شیطان انسانی» کسی است که بر باطل لباس حق میپوشاند و مردم را به باطل میکشاند (مغنیه، 1429ق، ج3، ص249).
اما چگونه ممکن است انسان شیطان شود و ماهیت شیطانی پیدا کند؟
در اخلاق اسلامی، قوای اساسی نفس را به چهار قوّه تقسیم میکنند؛ یکی از این قوا، «قوّة واهمه» است که کارش ادراک جزئیات امور است. قوّة واهمه کارکرد مثبت و منفی دارد. کارکرد منفی این قوّه کشف راههای مکر و حیلهگری و رسیدن به مقاصد از طریق فریب و نیرنگ است (نراقی، 1379، ج1، ص41-42؛ همو، بیتا، ص28ـ29). در این حالت، این قوّه ابزاردست شیطان است، و آنگاهکه سیطره پیدا میکند وجود آدمی به شیطان تبدیل میگردد (نراقی، 1379، ج1، ص150).
گفته شده که قوّة واهمه، برخلاف سامعه و باصره تابع عقل نیست. اگر عقل میگوید «از مرده نباید ترسید، چون جماد است»، واهمه نمیپذیرد و میترسد. سایر قوا بهمنزلة فرشتگاناند در عالَم بدن و قوّة واهمه بهمنزله شیطان است (شعرانی، 1398، ج1، ص6). انسان با داشتن قوّة وهم، زمینة مسخ و تبدیل به شیطان شدن را دارد.
بعضی نیز معتقدند:
تعبیر رایج «حیوان ناطق» در تعریف انسان، ناظر به حال اکثری افراد است، اما در کل، برخی بهیمة ناطق، بعضی سَبُع ناطق، گروهی شیطان ناطق، عدهای انسان و بعضی فرشتة ناطقاند؛ زیرا آنگاه که در مسیر انسانیت قرار میگیرد، پیش روی او چهارراه است: یا همین انسانیت را شکوفا کرده، انسان برتر و نمونه، همانند فرشته میشود؛ یا در مسیر افکار و سیاستهای مشئوم میافتد و شیطان میگردد (جوادی آملی، 1385، ج8، ص76ـ77؛ نیز ر.ک: 1386، ج3، ص233-234).
ملاصدرا نیز معتقد است: با راسخ شدن رذایلی که مربوط به قوّة نطقیه (قوّة عاقله و شناخت) است، انسان تبدیل به شیطان مطرود میگردد (ملاصدرا، 1366، ج4، ص310).
به نظر امام خمینی اگر نفس به ميزان شرع رفتار كرده، عملش مطابق آن باشد، قوّة عقليه در تجرّد زياد ميگردد، و اگر به ميزان شرع رفتار نكند، قوّة واهمه تقویت مىشود و بهطرف «شيطان الكلّ» كه «وهم الكلّ» است، نزديك مىشود. ازاینرو، شخصى كه شرور است، نفسش مادامیکه جوان است، چون آلات قواى شيطنت جوان است، با غضب و شهوت و زور و زدن و كشتن و تعديات همراه است؛ و وقتى آلت غضب، كه آلت زدن و حمله است، بهتدریج سست ميشود و آلت شهوت ضعيف مىگردد و مىبيند از اين راهها ديگر نمىشود آن شيطنت و قوّة وهميه كار كند، همين قوّه به آنطرفی مىرود كه ممكن است با آن قوّه اظهار شيطنت بشود. به نظر ایشان، هرچه سایر قوا ضعیفتر شود، توجه به واهمه زيادتر مىشود. ازاینرو، پیرمرد حريص ميشود و حبّ رياستش زيادتر میگردد تا بالاخره قوّة واهمه بزرگتر مىشود و به شيطان الكلّ، كه وهم الكلّ است، نزديك مىگردد (موسوي خمینی، 1385، ج3، ص35).
بنابراین، قوّة واهمه، که یکی از قوای انسان است و باید در مسیر رشد و تعالی او فعّال باشد، در صورت انحراف از نظام عقل، کار شیطان را از درون انسان انجام میدهد و بهتدریج، انسان را تبدیل به شیطان میکند؛ همان موجودی که از شرّ وسوسهاش باید به خدا پناه برد. کسانی که به این حد برسند، هیچ نسبتی با جریان الهی ندارند و در نتیجه، حیثیت انسانیشان مسخ و همانند شیطان، نماد سقوط و پستی میشوند: «وَ إِذا لَقُوا الَّذينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ»؛ هنگامى كه با شيطانهاى خود خلوت مىكنند، مىگويند: «ما با شمائيم! ما فقط (آنها را) مسخره مىكنيم! (بقره:14) و جامعه را وارد بحثهای انحرافی و سرگرم مجادلات مخرّب میکنند: «... وَ إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ...»؛ شياطين به دوستان خود مطالبى مخفيانه القا مىكنند تا با شما به مجادله برخيزند (انعام:121). این گروه با ابلیس هماهنگاند: «وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْليسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ...»؛ بهيقين، ابليس گمان خود را درباره آنها محقّق يافت كه همگى از او پيروى كردند، جز گروه اندكى از مؤمنان (سبا:20).
معیارهای قرآنی در اتخاذ خط مشی ممنوعیت روابط با شیطان
بحث علمی ثابت کرد که انسان میتواند شیطان شود و دشمن همنوع خود گردد: «اِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبينٌ» (اعراف:22). دشمنی او چنان است که لحظهای غفلت در مراودة با او ممکن است انسان را از بهشت محروم کند. این بیان کلی باید عینی و جزئی شود تا برای ممنوعیت روابط، ملاک بهدست دهد. قرآن بهطور عینی و مشخص، ملاک بهدست داده و امام خمینی و امام خامنهای بهعنوان رهبران الهی، ملاکهای عینی را بر آمریکا تطبیق کرده و در عینیت جامعه نشان دادهاند:
1. دشمنی با دین و رهبران الهی
قرآن تذکر داده که شیاطین جنی و انسانی با دعوتکنندگان به مکتب خدای متعال دشمناند: «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً...»؛ اينچنين در برابر هر پيامبرى، دشمنى از شياطين انس و جنّ قرار داديم؛ آنها به یکدیگر، درگوشى سخنان فريبنده و بىاساس (براى اغفال مردم) مىگفتند (انعام:112). آیه نشان میدهد که وقتی جامعه به سمت الهی شدن پیش میرود، شیاطین جنی و انسانی به یاری هم میشتابند و با ترفندهای فرهنگی (باطل بزک شده: زُخرُف القول) و (فریبکاری، غرور)، برای دور کردن مردم از رهبران الهی تلاش میکنند تا مکتب الهی مستقر نشود. امیرالمؤمنین نیز هشدار داده که «شيطان بزرگترين مانع براى ديندارى است» (نهجالبلاغه، 1379، خ192).
امام خمینی نیز ضمن اشاره به حقیقت یاد شده، فرمودهاند:
اوّلى كه اسلام بنا شد كه تحقق پيدا بكند، شيطان بزرگ رفت و شياطين را فرياد زد كه اگر اين اسلام درست بشود، كارها همه لنگ است. حالا هم فرياد بلند شده است. فرياد بلند كردند براى اينكه قانون اساسى را به تعويق بيندازند.... اينها شياطينى هستند كه در صدر اسلام هم شيطان بزرگشان فرياد زد و همه را با هم مجتمع كرد. الآن هم مىخواهند همين كار را بكنند (موسوي خمینی، 1389، ج8، ص162-163).
به نظر ايشان «آمريكا هم بنايش بر اين است كه اسلام نباشد» (همان، ج16، ص433).
مقام معظّم رهبری نیز علت دشمنی با نظام اسلامی را «استقلال، ایمان، اعتقاد به اسلام، اعتقاد به حاکمیت دین خدا در زمین و در جامعه» (حسيني خامنهاي، بیانات، 7/7/۱۳۹۵) ميداند. به نظر ایشان، آمریکا و طرفدارانش «از قدرت اسلامی و قدرت انقلابی میترسند» (همان، بیانات، 12/7/1397) و میخواهند جلوی «حضور ملّت، حاکمیت ملّی، نفوذ افکار قرآنی و اسلامی در میان مردم» را بگیرند. دشمنی آنها برای «[زنده کردن] روحِ غرور اسلامی، روح افتخار و تفاخر به اسلام» است (همان، بیانات، 25/10/۱۳۸۵).
پس چنانکه شیطان مورد نظر قرآن با دین و آیین الهی و آورندة آن دشمن است، آمریکا و اذنابش هم با همین حقیقت دشمن هستند.
2. دامگذاشتن و فریب انسانها
از قرآن استفاده میشود که شیطان و پیروانش اهل فریب و دغلکاری هستند. فریب و دغل، روشها و شکلهای بسیار متنوعی دارد:
الف) رفتار منافقان، بهویژه منافقان یهود، در روابط با مسلمانان چنین بود. آنان که مسلمانان را سفیه و سبکعقل میخواندند و برای فریب آنان ادعای ایمان میکردند، ولی در پنهان همدست شیطانهایی بودند که به آنان درس «فریب» میدادند: «وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ»؛ هنگامى كه با شيطانهاى خود خلوت مىكنند، مىگويند: ما با شمائيم! ما فقط(آنها را) مسخره مىكنيم (بقره: 14).
ب) شیطان با سوگند و تأکید فراوان، اعتماد آدم و حوا را جلب کرد و ایشان را فریب داد: «وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحينَ، فَدَلاَّهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَة...»؛ و براى آنها سوگند ياد كرد كه من از خيرخواهان شمایم، و به اين ترتيب، آنها را با فريب (از مقامشان) فرود آورد (اعراف:21-22).
ج) شیطان انسان را در قبال وعده به حل مشکل، به کفر دعوت کرد، ولی همینکه کفر بورزد او را تنها میگذارد و از او بیزاری میجوید: «كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَريءٌ مِنْك...»؛ كار آنها همچون شيطان است كه به انسان گفت: كافر شو (تا مشكلات تو را حل كنم)! امّا هنگامى كه كافر شد گفت: من از تو بيزارم (حشر:16). «در آیه، نوع انسان و شیطان مراد است» (طباطبایی، 1417ق، ج19، ص213).
د) قرآن در آيه «وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لاغالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَريءٌ مِنْكُم...»؛ هنگامى كه شيطان، اعمال آنها [مشركان] را در نظرشان جلوه داد... من، پناهدهنده شما هستم! امّا هنگامى كه دو گروه (كافران و مؤمنان مورد حمايت فرشتگان) در برابر يكديگر قرار گرفتند، به عقب برگشت و گفت: من از شما (دوستان و پيروانم) بيزارم (انفال: 48). میفرمايد: در داستان جنگ بدر، شیطان برای مشرکان قریش مجسّم شد و ایشان را فریب داد و بر جنگ با مؤمنان تشجیع کرد و عمل ایشان را در نظرشان زینت داد و گفت: با عِدّه و عُدّهایی که دارید، کسی نمیتواند بر شما پیروز گردد و من هم شما را حمایت میکنم. اما همینکه دو لشکر رودرروی هم قرار گرفتند، پا به فرار گذاشت و بهصراحت گفت: من از شما بیزارم. (طباطبایی، 1417ق، ج9، ص98).
ه) در روایات متعدد نقل شده است در روز جنگ بدر، شیطان به شکل سُراقۀبنمالک برای مشرکان قریش مجسّم شد و ایشان را آنگونه که در آیه آمده است، به جنگ با مؤمنان تشویق کرد (بحرانی، 1416ق، ج2، ص703). مشرکان وقتى مسلمان شدند، فهميدند كه در آن روز شيطان بوده كه بهصورت سراقه مجسّم شده است. (طبرسی، 1372، ج4، ص844).
و) نمونة تاریخی را باید در رفتار معاویه دید. او ابتدا با قلدری در مقابل امیرالمؤمنین ایستاد، ولی وقتی دریافت که توان جنگیدن و زور گفتن ندارد، به حیله، قرآن را بر سر نیزهها بالا برد و در لشکر امیرمؤمنان تفرقه ایجاد کرد (ابنالوقت، 1412ق، ج5، ص120-121).
آمریکا نیز چنین است. امام خمینی ادعای صلحطلبی آمریکا را فریب ملتها دانسته است: «آمريكا در هر نقطهاى كه دستش برسد، مىگويد ما براى صلح مىخواهيم برويم، و لكن فساد ايجاد مىكند» (موسوي خمینی، 1389، ج18، ص237).
همین معیار در بیان رهبر معظّم انقلاب نیز آمده است: «بزرگترین جرم استکبار جهانی این است که دروغگویی، فریب، تقلّب و باطلگرایی را با رفتار خود در دنیا توسعه و رشد میدهد و ترویج میکند» (حسيني خامنهاي، بیانات 19/9/1375).
رهبر معظّم انقلاب توجه دادهاند که حتی درخواست مذاکره ممکن است مانند قرآن بر نیزه کردن معاویه دامی خطرناک برای مسلمانان و حتی بشر باشد:
اگر جمهورى اسلامى با آمریکا پشت میز مذاکره بنشیند، آمریکاییها خیالشان از این جهت راحت مىشود؛ به هرجایى در دنیا مىگویند: شما براى چه تلاش مىکنید؟ شما که مثل ایران نخواهید شد! بهپای ایران که نخواهید رسید! هر چه بشوید، یک ملت و یک نظام و آن شکوه و شجاعت را که پیدا نخواهید کرد! آنها هم بالاخره مجبور شدند و اینجا پاى میز مذاکره آمدند؛ شما دیگر چه مىگویید؟ یعنى با تسلیم ملت ایران و نظام جمهورى اسلامى ایران، به نشستن پاى میز مذاکره با آمریکا، خیال آمریکا از بسیارى از این مبارزات دنیاى اسلام آسوده خواهد شد (همان، بیانات 26 /10/1376).
3. بدعهدی
بدترین خصیصة شیطان در روابط فردی، سیاسی و اجتماعي «بدعهدی» است. شیاطین اگر پیمان حمایت ببندند، وفا نمیکنند: «وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ... إِنِّي جارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَريءٌ مِنْكُم...» (انفال: 48). در روز قیامت نیز شیطان به یاران و دوستانش میگوید: «وَ قالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُم (ابراهيم: 22)؛ ... خدا به شما وعده داد وعدة حق، و من به شما وعده دادم و تخلف کردم.
امام خمینی ریشة بدعهدی شیطان بزرگ را به خوبی تبيين کرده است:
آمريكا از شما نفت... و... نفع مىخواهد و مىخواهد شما بازار باشيد براى او... . آن روزى كه ببينند اين به نفع نيست، ولو دوستشان باشد كنارش مىگذارند.... آن روزى كه ببينند... ديگرى بهتر از اين است و اين برايشان ديگر خوب نيست،... پرتش مىكنند دور، يا مىزنندش به زمين... كسى كه به خدا اعتقاد ندارد، كسى كه به معاد اعتقاد ندارد، كسى كه نمىشناسد آن ارزشهاى انسانى را، ... نمىشود بهش اعتماد كرد (موسوي خمینی، 1389، ج18، ص127).
مقام معظم رهبری نیز معتقد است آمریکا مانند شیطان بدعهد است. ایشان در بیان عدم امکان تعامل با آمریکا ميگويند:
دولت جمهوری اسلامی نمیتواند با آمریکا تعامل کند؛ چرا؟ برای اینکه آمریکا پابند به تعهّدات خودش نیست. نگویید اینها کار این دولت است و کار ترامپ است؛ نه، دولت قبل هم ... نقض کردند؛ آنها هم تحریم کردند، آنها هم برخلاف تعهّدات خودشان عمل کردند (حسيني خامنهاي، بیانات 2/3/97)
بهمعنای واقعی کلمه، اینها کسانی هستند که قرآن در حقّشان میگوید «اِنَّهُم لا اَیمـانَ لَهُم» (توبه: 12)؛ هیچ عهد و پیمانی در اینها مورد اعتماد نیست (همان، بیانات 30/3/ 97).
4. تفرقهافکنی و دور کردن بندگان خدا از یکدیگر
شیطان در پی شکستن پیوندهای اجتماعی و درهم ریختن نظام جامعة مردمانی است که از او پیروی نمیکنند: «إِنَّما يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاء» (مائده: 91). روزگاری اتحاد و همبستگی فرزندان یعقوب برای شیطان یک خطر بود. شیطان وارد شد تا آن نهاد را بشکند. خدای متعال از زبان حضرت یوسف نقل کرده است: «نَزَغَ الشَّيْطانُ بَيْنِي وَ بَيْنَ إِخْوَتِي» (يوسف:100). «نَزغ» به معناى وارد شدن در كارى براى افساد و اخلال در آن است (راغب اصفهانی، 1412ق، ص798).
امام خمینی بر اساس تعالیم الهی، منشأ فتنه و تفرقه در جامعة اسلامی را شیاطین وابسته به آمریکا میدانستند: «شياطين درصدد اختلاف انداختن هستند.... اينها، كه بين اقشار ملت در اطراف مملكت آشوب مىكنند و درصدد اختلاف انداختن هستند...، عمّال آمريكا هستند» (موسوي خمینی، 1389، ج7، ص342).
بر اساس همین معیار قرآنی است که رهبر معظّم انقلاب هشدار دادهاند: «با بیداری دنیای اسلام، انگیزه و داعی اختلافافکنان و جبهة استکبار برای ایجاد اختلاف، شدیدتر و قویتر شد» (حسيني خامنهاي، بیانات ۲۲/2/۱۳۸۸) و تأکید کردند: «هر پرچم اختلافی که بلند شد، شما آن را متهم کنید که نفوذی دشمن است» (همان، بیانات.۱۳/4/۱۳۶۸).
5. شرارت
شیطان موجودی شرور و فاقد خیر است. قرآن شیطان را «مَرید» (نساء: 117) به معناي «خبیث، متمرّد و شرور» (ابنمنظور، 1405ق، ج3، ص400) خوانده است.
امیرالمؤمنین در خطبة 192 نهجالبلاغه، به نقش شیطان در شرارتهای اجتماعی، مانند برادرکُشی اشاره کرده است که در اثر دمیدن باد كبر و غرور در دماغ آدمی هدفش را محقق میکند.
این صفت در آمریکا وجود دارد. به بیان امام خمینی: «در داخل دانشگاهها، بيايند شيطنت كنند؛ عمّالشان بيايند شيطنت كنند. به نظر من، اكثراً عُمّال آمريكا هستند (که) به صورتهاى اسلامى، ...كمونيستى؛ به هر صورتى درمیآیند» (موسوي خمینی، 1389، ج7، ص213).
مقام معظم رهبری نیز بارها دربارة شرارتهای آمریکا هشدار دادهاند. از جمله دربارة درگیریهای ایجاد شده در ایران و نابسامانیهای اقتصادی به وجود آمده برای مردم، آن شیطان را مسبّب اصلی معرفی کردهاند (حسيني خامنهاي، بیانات 22/5/1397؛ همان، 2/1/ 1397). رهبری معظّم اهانت به پیامبر اعظم را «حرکت شرارتبار» خوانده و پشت صحنة این حرکت را سیاستهای خصمانة صهیونیسم و آمریکا معرفی کرد. همچنین ایشان به حمایتهای آنان از سلمان رشدی کاریکاتوریست دانمارکی و کشیشهای آمریکایی آتش زننده قرآن اشاره کرده و اينها را مصادیقی از شرارتهای آمریکا و صهیونیزم دانستهاند (همان، 23/6/1391).
6. پنهان کاری
قرآن تصریح میکند که نگاه شیطان به انسان از زاویة خاص و با برنامه است: «...إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاتَرَوْنَهُمْ...» (اعراف: 27). شیطان در توطئه علیه انسان مخفیکاری دارد و بهگونهای انسان را از نعمتها محروم میکند که متوجه نمیشود.
موجودی که بتواند خودش را پنهان کند، میتواند فتنهها و توطئههای بسیاری طراحی کند، ولی خودش دیده نشود. این رهبری الهی است که پشت صحنهها را میبیند. امام خمینی از آغاز انقلاب، همواره به این موضوع توجه میداد: «امروز خیانتهاى زیرزمینى است. یک توطئههاى زیرزمینى است... که مهمّش و عمدهاش مالِ شیطان بزرگ است که آمریکا باشد» (موسوي خمینی، 1389، ج10، ص497-489).
مقام معظّم رهبری این معیار منع روابط با شیطان عصر را چنین توضیح دادهاند:
اظهاراتی که رئیس جمهور جدید ایالات متحدة آمریکا میکند و میگوید: ما دست دوستی را دراز میکنیم... ما نگاه میکنیم، ببینیم آیا واقعاً دست دوستی است؟ آیا واقعاً نیت، نیت دوستانه است، یا نیت خصمانه در قالب الفاظ فریبگر؟... اگر در زیر دستکش مخملی، دست چدنی و پنجة چدنی باشد، ما دستمان را دراز نمیکنیم؛ دوستی را قبول نمیکنیم. اگر با لبخندی که زده میشود، خنجری در پشت پنهان شده باشد، ما حواسمان جمع است (حسيني خامنهاي، بيانات 1/1/1389).
7. یارگیری سازمانیافته
ابلیس در فعالیتهای اغوایی، پیادهنظام و سوارهنظام دارد: «...وَاجلِب عَلَیهِم بِخَیلِک و رَجِلِک...» (اسراء: 64).
شیطان بر گروهی از مردم مسلط میشود و آنان را از یاد خدا غافل میکند و آنان حزب شیطان میشوند: «اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ...» (مجادله: 19). این حزب در خدمت شيطان است.
امیرالمؤمنین در خطبة «قاصعه» متذکر شدهاند که در آغاز اسلام، شیطان نیروهای خود را جمع کرد تا در مقابل اسلام توطئه کنند (نهجالبلاغه، 1379، خ234).
امام خمینی در تطبیق این صفت شیطانی بر آمریکا ميگويند:
در این انقلاب، شیطان بزرگ، که آمریکاست، شیاطین را با فریاد دور خودش دارد جمع میکند. و چه بچه شیطانهایی که در ایران هستند و چه شیطانهایی که در خارج هستند، جمع کرده است و هیاهو به راه انداخته است (موسوي خمینی، 1389، ج10، ص489).
همچنین ميگويند: «شیطان بزرگ جوجههای خود را فراخوانده است تا با هر حیلۀ متصور، بین مسلمین تفرقه افکند» (همان، ج13، ص208).
امام خمینی توقع داشت که جوانان یاران «خنّاس» آمریکا را بشناسند: «جوانهاى ما بايد متوجه اين معنا باشند كه شياطين را بشناسند... و به خدا پناه ببرند از وسواس خَنّاس، كه در رأسشان آمريكاست و اذناب او، تا برسد به آنهايى كه در بين قشرهاى ما هم از اذنابشان موجود است» (همان، ج10، ص471).
مقام معظّم رهبری صحنة دنیا را در حال حاضر چنین میبینند: «قدرتهای مستکبر [که در رأسشان آمریکاست] در یک طرف قرار گرفتهاند، با همان توانهای مادّیای که دارند، با ارعابی که میکنند، با هیبتی که از خودشان نشان میدهند و دیگران را مقهور هیبت خودشان میکنند» (حسيني خامنهاي، بيانات 12/8/1394).
8. استکبار و سلطهطلبی بیحد و مرز
شیطان جنس خود را برتر میداند و نژادپرست است: «قالَ ما مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَني مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ»؛ (خداوند به او) فرمود: در آن هنگام كه به تو فرمان دادم، چه چيز تو را مانع شد كه سجده كنى؟ گفت: من از او بهترم؛ مرا از آتش آفريدهاى و او را از گل! (اعراف: 12).
امام خمینی ضمن اشاره به این صفت شیطان بزرگ، نمادهای سلطهطلبی آمریکا را نشان دادهاند:
آمریکا برای سیطرة سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و نظامی خویش بر جهان زیر سلطه، از هیچ جنایتی خودداری نمینماید. او مردم مظلوم جهان را با تبلیغات وسیعش، که به وسیلة صهیونیسم بینالملل سازماندهی میگردد، استثمار مینماید. او با ایادی مرموز و خیانتکارش، چنان خون مردم بیپناه را میمکد که گویی در جهان هیچکس جز او و اقمارش حق حیات ندارند (موسوي خمینی، 1389، ج13، ص212).
از نظر مقام معظّم رهبری نیز دولت آمریکا همانند شیطان، روحیة استکباری دارد:
آمریکاییها نسبت به همه جای دنیا روح استکباری دارند (حسيني خامنهاي، بیانات 12/8/1388). یکی از ویژگیهای نظام استکبار، خودبرتربینی است. وقتی خودشان را محور دانستند، همه چیز را فرع بر خودشان دانستند، یک معادلة غلط و خطرناکی در تعاملات جهانی به وجود میآید؛ برای خود حق مداخله در امور بقیة انسانها و ملتها را قائل میشود (همان، بیانات 29/8/1392).
9. زیرپاگذاشتن تشریعات و قوانین
شیطان، آنجا که فرمان الهی با استکبار و خودبرتربینیاش منافات داشت، ربوبیت تشریعی خداوند را منکر شد و حکم خلاف میل خود را نپذیرفت و با فرمان سجده مخالفت نمود! (اسراء: 61) و در برابر خدای رحمان عصیان کرد: «إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيًّا» (مریم: 44)، به تبع این حقناپذیری، او کمترین انعطافی در برابر حقوق انسان نشان نمیدهد.
در بیان امام خمینی و رهبری انقلاب، انعکاس این ویژگی شیطانی در شیطان عصر، به شکل کامل قابل مشاهده است. از نظر ايشان، آمریکا نیز مانند شیطان، هيچ مرز و حد و قانونى نمىشناسد و تجاوز به منافع ديگران و استعمار و استثمار و بردگى ملتها را امرى ضرورى و كاملاً توجيه شده و منطقى و منطبق با همة اصول و موازين خودساخته و بينالمللى مىداند (موسوي خمینی، 1389، ج21، ص79). همچنین ایشان متذکر شده است که آمریکا قوانین بینالمللی را قبول ندارد:
اين اعلامية حقوق بشر... آمريكا يكى از آنهاست كه تصويب كردند... و امضا كردند... كه حقوق بشر بايد محفوظ بماند و يكى از حقوق بشر آزادى است. همين آمريكايى كه اعلاميه حقوق بشر را ـ به اصطلاح ـ امضا كرده است، شما ببينيد چه جناياتى بر اين بشر واقع كرده است.... در هر مركزى از مراكز مسلمين و غير مسلمين، يك مأمورى نصب كردهاند كه سلب آزادى از همة آن اشخاصى كه در آن محيط هستند، كردهاند.... اعلامية حقوق بشر... براى اغفال است (همان، ج3، ص332).
امام راحل معتقد بود آمریکا از عنوان «قانون» به نفع خود سوء استفاده کرده است و هر استعمار و استثماری بکند، قانونی جلوه میدهد و هر کاری را نخواهد بکند غیرقانونی میخواند (همان، ج11، ص157).
مقام معظّم رهبری نیز بهطور کلی، ميگويد: «خصوصیت و شاخص دیگر استکبار، «حقناپذیری» است؛ نه حرف حق را میپذیرند، نه حق ملتها را میپذیرند؛ حقناپذیری مطلق» (حسيني خامنهاي، 29/8/1392).
10. دروغگویی
یکی از خصلتهای شیطان این است که از ابزار دروغ و فریب برای رسیدن به اهداف خود در گمراه کردن مردم و کشاندن آنان به دنبال خود، بهره میگیرد: (نساء: 12؛ اعراف: 20-22؛ لقمان: 33).
از دیدگاه امام خمینی امریکا و اذنابش نیز اگر منافعشان اقتضا کند از دروغ و تهمت ابایی ندارند؛ چنانکه در قصة گروگانهای جاسوس، «آمريكا و اقمارش از هيچ دروغ و افترا و تهمتى... فروگزار نكردند» (موسوي خمینی، 1389، ج13، ص214).
امام خامنهای نیز معتقد است: «بزرگترین جرم استکبار جهانی این است که دروغگویی... را با رفتار خود در دنیا توسعه و رشد میدهد و ترویج میکند» (حسيني خامنهاي، 19/9/1375).
11. اصرار بر تعمیق فساد و گمراهی انسانها
شیطان پس از گمراه ساختن افراد بیتقوا، آنها را رها نمیکند، بلکه تا توان دارد، سعی میکند آنان را در منجلاب گمراهی بیشتر فروبرد: «إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ، وَ إِخْوانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ في الغَيِّ ثُمَّ لايُقْصِرُونَ»؛ پرهيزگاران هنگامى كه گرفتار وسوسههاى شيطان شوند، به ياد (خدا و پاداش و كيفر او) مىافتند؛ و (در پرتو ياد او، راه حق را مىبينند و) ناگهان بينا مىگردند. و برادرانشان (از شياطين) را پيوسته در گمراهى پيش مىبرند، و باز نمىايستند (اعراف: 201-202). مراد از «اخوانهم»، مشرکان است که همان شیاطین هستند (طباطبایی، 1417ق، ج8، ص381).
شیطان گفته است: «وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبيناً، يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاَّ غُرُوراً، أُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ لايَجِدُونَ عَنْها مَحيصاً»؛ و آنها را گمراه مىكنم، و به آرزوها سرگرم مىسازم... شيطان به آنها وعدهها(ى دروغين) ميدهد و به آرزوها سرگرم مىسازد، در حالى كه جز فريب و نيرنگ، به آنها وعده نمىدهد. آنها [پيروان شيطان] جايگاهشان جهنم است، و هيچ راه فرارى ندارند» (نساء: 119-121).
آمریکا هم چنین است. امام خمینی فساد پنجاه سالة قبل از انقلاب را نتیجة کارکرد ابرقدرتها و آمریکا دانسته است: «در پنجاه سال اخير، زحماتى كشيده شد براى انحراف جوانان. آنهمه مراكز فساد و نشريات فاسد و آزاد گذاشتن منكرات، همه براى اين بود كه صداى ملت در نيايد» (موسوي خمینی، 1389، ج14، ص385).
امام خمینی حتی در وصیتنامة خود، عمل شیطانی آمریکا را در تلاش برای گسترش فساد یادآور شده است:
آيا نمىدانيد كه كشور اسلامى در آن زمان، يك پايگاه نظامى براى آمريكا بود و با آن، عمل يك مستعمره مىكردند و از مجلس تا دولت و قواى نظامى در قبضه آنان بود؟... آيا اشاعة فحشا در سراسر كشور و مراكز فساد، از عشرتكدهها و قمارخانهها و ميخانهها و مغازههاى مشروبفروشى و سينماها و ديگر مراكز، كه هر يك براى تباه كردن نسل جوان عاملى بزرگ بود، از خاطرتان محو شده؟ (موسوي خمینی، 1388، ص78).
از نظر قرآن، شیطان اگر راه نفوذ ببیند، به هیچ حدی از فساد انسان قانع نیست. او تا تمام ارزشهای ملتها را نگیرد، راضی نمیشود (همان، ص82-83).
مقام معظّم رهبری ميفرمايد:
یک نظریه این بود که ما به نحوی با استکبار کنار بیاییم... اما پاسخ این سؤال را نمیدانند که این کنار آمدن، کوتاه آمدن و عقبنشینی کردن سنگر به سنگر، تا کجا باید از ارزشهای خود صرفنظر نماییم تا آمریکا بگوید دیگر با شما کاری نداریم؟ (حسيني خامنهاي، ۲۲/7/1382).
پس آمریکا به سطح محدودی از فساد مردم ایران قانع نمیشود تا فساد به جایی برسد که اهداف شیطانیاش محقق شود.
12. ترساندن ملتها
از ویژگی شیطان این است که در دل وابستگان خود رعب و وحشت ایجاد میکند: «إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَه» (آلعمران: 175) و از این رهگذر، به هدف خود که پیروی مردم از خود است، دست مییابد. امام خمینی که بارها به عربدههای آمریکا (موسوي خميني، 1389، ج15، ص61) توجه داده، معتقد بودند: «آنها هميشه بنايشان اين است كه ارعاب كنند، بترسانند» (همان، ج9، ص431). ايشان همة تهدیدات را برای ترساندن مردم میدانستند. از اینرو، برای خنثاکردن جوسازی روانی آمریکاییها میفرمودند: «ما نمىترسیم از اینکه آمریکا توطئه کند، یا فرض کنید تهدید کند ما را... ملت ما هم نمىترسد» (همان، ج11، ص14).
مقام معظّم رهبری نیز ميگويند:
آمریکاییها با ادعای اینکه موشکهای آمریکایی و اسرائیلی هدفهای داخل ایران را نشانه گرفتهاند و یک اشاره کافی است تا ایران را منهدم کنند، هدفشان این بود که در مقابل این تهدیدها و ارعاب...، مسئولان بترسند و تسلیم شوند (حسيني خامنهای، 1383، ج۷، ص۲۲۲) و شَبحِ جنگ را بزرگ میکنند برای اینکه، یا ملت را بترسانند یا ترسوها را بترسانند (حسيني خامنهاي، بیانات 22/5/1397).
آنچه ارائه شد بخش مهمی از اوصاف و ویژگیهای شیطان و مصداق عصری آن است که ملاک و دلایل ممنوعیت رابطه با اوست. براین اساس، رهبران الهی همچون امام خمینی که معیارها و خصوصیات را منطبق بر آمریکا دیدهاند، روابط با او را ممنوع اعلام کردهاند. پس حکم، منطبق بر معیارهای قرآنی است.
امکان تجویز حداقل روابط با شیطان عصر
رهبری نظام اسلامی، که راهبردهای آن را ترسیم میکند، ممکن است به عللي، نوعی از روابط را با دولتی که شیطان خوانده است، تجویز کند. این تجویز مبتنی بر عللي است؛ از جمله:
يک) طراحی مبارزه در قالب مذاکره
رهبر الهی برای اقدام علیه شیطان و قطع روابط با او، باید چهرهاش را به مردم بشناساند تا عوارض ناشی از قطع روابط پذیرفته شود. این افشای چهره، خود نبردی فرهنگی است که نیازمند طراحی و بهکارگیری روشي کارساز است. پیامبر الهی، حضرت ابراهیم تشخیص داده بود که نمرود صفات شیطانی دارد، ولی برای آگاه شدن مردم با او، وارد گفتوگو شد: «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذي حَاجَّ إِبْراهيمَ في رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قالَ إِبْراهيم...»؛ آيا نديدى (و آگاهى ندارى از) كسى [نمرود] كه با ابراهيم درباره پروردگارش محاجّه و گفتوگو كرد؟ زيرا خداوند به او حكومت داده بود؛ (و بر اثر كمى ظرفيت، از باده غرور سرمست شده بود؛) هنگامى كه ابراهيم گفت... (بقره: 258).
آیات سورة طه نشان میدهد که فرعون صفات شیطانی داشته است؛ مانند طغیان (طه: 43)، نیرنگ و مبارزه با حق (طه: 60)، فریب مردم و استکبار (طه: 71). اما حضرت موسي که میدانست او مردم را فریب داده، تحقیر کرده و مستکبرانه آنان را به عبودیت خود کشانده، برای اتمام حجت و بیداری جامعه، به امر خدا با او گفتوگو و مذاکره، ولی در نهایت، مبارزه کرد.
پیامبر اکرم با سران مشرک مکه وارد مذاکره شدند و حتی تفاهمنامهای امضا کردند که ظاهرش در نظر مسلمانان کوتهبین شکست بود، ولی نرمش قهرمانانه و سیاست بهکار رفته در این مذاکره و معاهده، نابودی شرک و مستکبران شیطانصفت مکه را رقم زد.
پس گرچه مذاکره برای توافق و ایجاد روابط ممنوع است، ولی گاهی بهاقتضای شرایط، از باب نرمش قهرمانانه و به هدف شکست و رسوا کردن شیطان انجام میشود؛ چنانکه در تبیین راهبرد نرمش قهرمانانه در کلام مقام معظم رهبری (میرعرب، 1394) توضیح داده شده است. حدیث نبوی نیرنگ در جنگ «الحرب خدعه»؛ جنگ نيرنگ است (کلینی، 1363، ج7، ص460) نیز بعضي از مذاکرات تضعیفکنندة دشمن را تجویز میکند. اساساً از ابتدا باید طراحی مذاکره در جهت افشای چهرة پنهان شیطان انسانی باشد که با نیرنگهایش چهرهای موجّه از خود به جهان بشری معرفی کرده است. آنچه در جریان گفتوگو با شیطان عصر مهم است، تبعیت از راهبردهای رهبر الهی و اجرای منویات او در گفتوگوهاست.
دو) روابط در صورت تغییر رفتار
گفته شد که مصداق ذکر شده برای عنوان شیطان ذاتی نیست و به اعتبار اوصاف است؛ زیرا انسان بالذات فطرت الهی دارد و گناه انسان به هراندازه که باشد، باب توبه بر او بسته نیست و امکان بازگشت به ساحت انسانی وجود دارد (زمر: 53). قرآن که منافقان را شایستة پايينترين دركات دوزخ معرفی میکند و آنان را از هرگونه ياورى از جانب خدا محروم میداند (نساء: 145) بازگشت آنان را به جمع مؤمنان با توبه و اصلاح گذشته ممکن میبیند (نساء:146).
پس اگر مصداقی انسانی برای شیطان معرفی میشود، عصری و زمانی است و امکان تغییر وجود دارد. میزان تغییر بر اساس تشخیص رهبری، ممکن است حدی از مذاکرات و روابط را مجاز کند. برای نمونه، حکومت آفریقای جنوبی صفت شیطانی (نژادپرست) داشت و بهحکم امام خمینی روابط با او نامشروع بود، ولی با تغییر حکومت، موضوع حکم برداشته شد. دربارة افراد و حکومتهای دیگر نیز همین قاعده جاری است. امام خمینی در نامهای به «شورای انقلاب» دربارة درخواست آمریکاییها برای مذاکره، تصریح میکند:
اگر چنانچه آمریکا، شاه مخلوع ـ این دشمن شماره یک ملت عزیز ما ـ را به ایران تحویل دهد و دست از جاسوسى بر ضد نهضت ما بردارد، راه مذاکره در موضوع بعضى از روابطى که به نفع ملت است، باز مىباشد (موسوي، خمینی، 1389، ج10، ص503).
چند سال بعد نیز گفتند: «با آمریکا روابط ایجاد نخواهیم کرد، مگر اینکه آدم بشود و از ظلم کردن دست بردارد» (همان، ج19، ص95).
هماهنگ با امام خمینی مقام معظّم رهبری خطاب به آمریکاییها گفتند: «شما تغيير كنيد! ما هم رفتارمان تغيير خواهد كرد» (حسيني خامنهاي، 1/1/88). پس ممنوعیت تا زمان صدق عنوان «شیطان» است.
سه) تشخیص عدم قطعیت خطر
آنچه بیان شد در خصوص حکومتی است که شیطان بودنش قطعی است. ولی اگر دولتی به هر علت ظاهراً توبه نکرد، ولی رهبری نظام اسلامی تشخیص داد که این دولت توانایی شیطنت ندارد و خطری از جانب او مسلمانان را تهدید نمیکند، بنابر اصل اوّلی، که همة انسانها میتوانند با هم رابطه داشته باشند، ممکن است مجوّز روابط صادر شود. قرآن کریم دربارة دشمنان پیامبر که حتی پیمانشکنی کردند، میفرماید: «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْعَليم»؛ و اگر به صلح تمايل نشان دادند، تو نيز از در صلح درآى، و بر خدا توكّل كن، كه او شنوا و داناست (انفال: 61). پس تمایل اصلی باید به سمت صلح و آشتی باشد. قرآن دربارة علت این تمایل، حتی احتمال نیرنگ را رد نمیکند: «وَ إِنْ يُريدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ»؛ گرچه بخواهند تو را فریب دهند. ولی دل رهبری اسلام را محکم میکند: «وَ إِنْ يُريدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنينَ »؛ و اگر بخواهند تو را فريب دهند، خدا براى تو كافى است. او همان كسى است كه تو را با يارى خود و مؤمنان تقويت كرد» (انفال: 62) تا صلح را نادیده نگیرد.
قرآن کریم اساساً نزاع و درگیری را در بسیاری از شرایط نمیپسندد. قرآن دربارة مشرکان لجوج میفرماید:
«و با آنان بجنگيد تا فتنه [شرك، بتپرستى و حاكميت كفّار] بر جاى نماند و دين فقط ويژة خدا باشد. پس اگر بازايستند [به جنگ با آنان پايان دهيد و از آن پس] تجاوزى جز بر ضد ستمكاران جايز نيست (بقره: 193). پس فقط کافی است که فتنه نکنند و دست از جنگ بردارند. در سورة انفال نیز برهمین منش تأکید شده است(انفال:39).
بالاتر از این، از قرآن فهمیده میشود که خدای متعال امید به دوستی و رفع دشمنی را اصل اوّلی قرار داده و بندگانش را به داشتن این منش تشویق کرده است: «عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الَّذينَ عادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَ اللَّهُ قَديرٌ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ»؛ اميد است خدا ميان شما و كسانى از كافران كه با آنان دشمنى داشتيد [بهوسيلة اسلامآوردنشان] دوستى قراردهد، وخدا تواناست، و خدا بسيار آمرزنده و مهربان است (ممتحنه:7). مهر تأیید این منش آن است که در آیة بعد دربارة کافران و مشرکان میفرماید: «لايَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطين»؛ خدا شما را از رفتار نيك (مانند احترام متقابل و روابط) و عدالت نسبت به كسانى كه دركار دين با شما نجنگيدند و شما را از ديارتان بيرون نكردند، باز نمىدارد؛ زيرا خدا عدالتپيشگان را دوست دارد (ممتحنه: 8).
پس در سنّت الهی، روابط عادلانه آنقدر مهم است که حتی کفر طرف مقابل نمیتواند مانع آن باشد. ادّلة یاد شده بیانگر آن است که رهبری میتواند با احتمال رفع شیطنت، سطحی از روابط را تجویز کند.
جمعبندي و نتیجه
باتوجه به دادههای پژوهش و براساس مبانی و خطمشی سیاسی متقن و روشنِ قرآن، اگر یک نظام سیاسی و دولتی، شیطان در لباس انسان باشد، روابط با او ممنوع است. یکی از دولتها آمریکاست که امام خمینی آن را «شیطان بزرگ» خوانده؛ زيرا سردمداران آمریکا خصلتهای شیطانی همچون مبارزه با اسلام، استکبار، دروغگویی، فریبکاری، بدعهدی، اغواگری؛ يعني در مجموع کارکرد شیطانی دارند. ازاینرو، با نگاه قرآنی ـ چنان که شواهدش در متن ارائه شد ـ این عنوان برای آمریکا، نه تشبیه است و نه مجاز، بلکه کاربرد کلمه در معنای حقیقی است؛ چنانکه در قرآن، اطلاق «شیطان» بر فردی از جن با توجه به اوصاف و معیار است.
1. با بهرهگیری از قاعدة «جری و تطبیق» آمریکا شیطان است. این تطبیق زمانی حجت است که از سوی معصوم یا نایب جامعالشرایط او، مانند امام خمینی و مقام معظّم رهبري انجام شود.
2. تعامل یا عدم تعامل با آمریکا داير مدار بقا یا عدم بقای وصف شیطنت در اوست.
3. هر نوع رابطه، حتی مذاکره با شیطان، که دشمنیاش با انسان قطعی است، با نگاه مثبت (امکان اعتماد و حل مشکلات) ممنوع است؛ چنانکه رهبر معظّم معتقد است: «مذاکره با آمریکا نهتنها فایده ندارد، بلکه ضرر هم دارد» (حسيني خامنهاي، بیانات 28/6/95)؛ زیرا آمریکا همین مذاکره را سامانهای برای تقویت جایگاه خود در شیطنت قرار خواهد داد.
4. با اعتقاد به درستی نظریه و بر اساس اینکه دولت آمریکا ظاهر انسانی و ادعاهای فریبنده دارد، رهبر نظام اسلامی ممکن است جنگی را در قالب مذاکره، برای شکستن اجماع کاذبی که آمریکا، با تکیه بر امپراتوری رسانهای خود ضد جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرده و براي آشکار ساختن دشمنیاش برای زودباوران در برخی شرایط تجویز کند؛ چنانکه رسول خاتم یا امام حسن مجتبی نوعی از اين تعامل را داشتهاند. این روش خود نوعی نرمش قهرمانانه و از باب «الحرب خدعه» است و تأمینکنندة منافع جبهة حق در روابط بینالملل است.
5. عنصر اساسی و سرنوشتساز در روابط تجویزی، نمایندة جبهة حق است که اگر عمّار باشد که حضرت علی معرفی ميکنند، یک ثمره دارد، و اگر با فشار منافقان ابوموسی اشعری باشد، فاجعهای در پی خواهد داشت.
پس روابط با شیطان عصر از نظر مشی سیاسی قرآن، بهیقین ممنوع است؛ زیرا «کوتاه آمدن در برابر استکبار چیزی جز تسلیم و زبونی به همراه ندارد» (حسيني خامنهاي، 1383، ج۷، ص۲۲۲) و «دشمنی اینها تمام نمیشود» (حسيني خامنهاي، بیانات 18/6/1394).
- نهجالبلاغه، 1379، ترجمه محمد دشتی، قم، مشهور.
- ابنحنبل، احمد، بيتا، مسند احمد، بیروت، دارصادر.
- ابنشهرآشوب، محمدبنعلی، 1376، مناقب آل ابیطالب، نجف اشرف، المکتبۀ الحیدریه.
- ابنفارس، احمد، 1404ق، مقاییس اللغه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.
- ابنمنظور، محمدبنمکرم، 1405ق، لسان العرب، قم، نشر ادب الحوزه.
- ابوالبقاء، ایوب بن موسی حسینی کفوی، 1412ق، الکلیات، بیروت، مؤسسۀ الرساله.
- ابوحیان اندلسی، محمدبن یوسف، 1420ق، البحر المحیط فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالفکر.
- الوانی، سید مهدی، 1387، تصمیمگیری و تعیین خط مشی دولتی، تهران، سمت.
- آقابخشی، علی و مینو افشاریراد، 1376، فرهنگ اصطلاحات علوم سیاسی، تهران، مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران.
- آلوسی، سید محمود، 1415ق، روح المعانی، بیروت، دارالکتب الاسلامیه.
- باطنی، محمدرضا، 1376، فرهنگ معاصر انگلیسی ـ فارسی، تهران، فرهنگ معاصر.
- بحرانی، سید هاشم، 1416ق، البرهان فی تفسیرالقرآن، تهران، بنیاد بعثت.
- بستانی، فؤاد افرام، 1376، فرهنگ ابجدی، ترجمه رضا مهیار، تهران، اسلامی.
- جمالی، حسین، 1385، تاریخ و اصول روابط بینالمللی، قم، پژوهشکده تحقیقات اسلامی.
- جوادی آملی، عبدالله، 1385، تفسیر تسنیم، قم، نشر اسراء.
- ـــــ ، 1386، سرچشمه اندیشه، قم، نشر اسراء.
- جوهری، اسماعیل، 1407ق، الصحاح، بیروت، دارالملایین.
- حر عاملی، محمدبن الحسن، 1414ق، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث.
- حسيني خامنهای، سیدعلی، 1383، راهبردهای ولایت، تهران، نسل کوثر.
- ـــــ ، بیانات، سايت khamenei.ir.
- خزائلی، محمد، 1371، اعلام القرآن، تهران، انتشارت امیرکبیر.
- دامغانی، حسین، 1419ق، الوجوه والنظائر، دمشق، مکتبۀ الفارابی.
- دهخدا، علیاکبر، بيتا، لغتنامه، تهران، مؤسسه لغتنامه دهخدا.
- راغب اصفهانی، حسین، 1412ق، مفردات الفاظ القرآن، بیروت، دارالسامیه.
- زبیدی، مرتضی، 1414ق، تاج العروس، بیروت، دارالفکر.
- سیوطی، جلالالدین، 1404ق، الدرّ المنثور، قم، کتابخانه آیتالله مرعشی.
- شبستری، عبدالحسین، 1421ق، اعلام القرآن، قم، دفتر تبلیغات اسلامی.
- شعرانی، میرزا ابوالحسن، 1398، نثر طوبی، تهران، اسلامیه.
- صدوق، محمدبن علی بن بابویه، 1404ق، عيون أخبار الرّضا، بیروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات.
- صفار، محمد بن الحسن، 1404ق، بصائر الدرجات، تهران، منشورات الأعلمي.
- طباطبایی، سید محمدحسین، 1417ق، المیزان، قم، جامعه مدرسین.
- طبرسی، فضل بن حسن، 1372، مجمعالبیان، تهران، ناصر خسرو.
- طبری، محمدبن جریر، 1412ق، جامعالبیان، بیروت، دارالمعرفه.
- طلوعی، محمود، 1377، فرهنگ جامع سیاسی، تهران، نشر علم.
- طوسی، محمدبن حسن، بيتا، التبیان، بیروت، داراحیاءالتراث العربی.
- طیب، سیدعبدالحسین، 1378، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، اسلام.
- عبدالباقی، محمدفؤاد، 1374، المعجم المفهرس، بیجا، اسلامی.
- عطاردی، عزيزالله، 1406ق، مسند الإمام الرضا، مشهد، المؤتمر العالمي الإمام الرضا.
- عیاشی، محمد بن مسعود، بيتا، تفسير عياشي، تحقيق رسولي محلاتي، تهران، المكتبة العلمية الإسلاميه.
- فراهیدی، خلیل بن احمد، 1309ق، العین، قم، دارالهجره.
- قَرَشی، سید علیاکبر، 1386، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
- قرطبی، محمدبن احمد، 1364، الجامع لاحکام القرآن، تهران، ناصرخسرو.
- کلینی، محمدبن یعقوب، 1363، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
- مرکز فرهنگ و معارف قرآن، 1383، دائرۀالمعارف قرآن کریم، قم، بوستان کتاب.
- مسترهاکس، 1377، قاموس کتاب مقدس، بیجا، اساطیر.
- معین، محمد، 1386، فرهنگ فارسی، تهران، امیركبیر.
- مکارم شیرازی، ناصر، 1374، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
- ملاصدرا، محمدبن ابراهیم شیرازی، 1366، تفسیرالقرآن الکریم، قم، بیدار.
- موسوي خمینی، روحالله، 1385، تقریرات فلسفه، تقریر: سیدعبدالغنی اردبیلی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
- ـــــ ، 1388، ولایت فقیه، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
- ـــــ ، 1389، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
- میرزاخسروانی، علیرضا، 1390ق، تفسیر خسروی، تهران، اسلامیه.
- میرعرب، فرجالله، 1394، «تبیین راهبرد نرمش قهرمانانه در کلام مقام معظم رهبری»، معرفت سیاسی، ش13، ص127-144.
- نراقی، احمد، بيتا، معراج السعاده، تهران، رشیدی.
- نراقی، محمدمهدی، 1379، جامع السعادات، قم، اسماعیلیان.